| خانه > رادیو ژیار > برنامه ها > «زبان مادری، حق شناخته شده جهانی» | |||
«زبان مادری، حق شناخته شده جهانی»اسد سلامیبنابر گزارش سایتهای خبری داخل، جمعی از دانشجویان کرد دانشگاههای تهران با همکاری دانشجویان بلوچ دانشگاههای تهران روز دوشنبه، پنجم اسفند ۱۳۸۷، برای پاسداشت روز زبان مادری (بیست و یک فوریه) ساعت یک ظهر در مقابل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران گرد آمدند. این تجمع که بیش از ۲۰۰ نفر بودند، مراسم خود را با سرود (ئه ی ره قیب) آغاز نمودند. در ابتدا یکی از دانشجویان کرد به ارائه سخنرانی پرداخت که در آن به آسمیله نمودن اقلیتهای قومی در ایران از جانب ساخت سیاسی قدرت اشاره نمود وی این سیاست را نشات گرفته شده از سیاستهای رضا شاه پهلوی دانست که تا امروز نیز ادامه داشته است. این سیاست را مدل ناسیونالیسم فرانسوی دانست و یادآور شد تا زمانی که حقوق اقلیتهای قومی که آموزش و خواندن به زبان مادری نیز بخشی از آن است، رعایت نشود پروسه دمکراسی در ایران ناقص و عقیم خواهد بود. همچنین یکی دیگر از دانشجویان با دو زبان انگلیسی و کردی به ارائه سخنرانی پرداخت که در آن یادآور شد زبان تنها عنصری فرهنگی نیست بلکه زبان قدرت است و عدم رعایت حقوق زبانی باعث استثمار سیاسی، فرهنگی، اقتصادی قوم تحت سلطه خواهد شد و این زبان قدرت سیاسی سلطهگر است که باعث و بانی فسادهای اداری و قضایی، فقر، حرمان، بیکاری و غیره میشود. در این رابطه با یکی از سخنرانان این تجمع آقای وهاب دوستی گفت و گو کردهام. چرا پس از گذشت ۳۰ سال از انقلاب اسلامی هنوز جمهوری اسلامی قانون اساسی خود را که آموزش زبان مادری در آن قید شده است رعایت نمیکند؟ هرچند در اصل ۱۵ قانون اساسی از حق آموزش به زبان مادری نام برده شده اما به صورت اختیاری برای دولت در نظر گرفته شده است و قدرت اجباری برای آن در نظر گرفته نشده و به همین دلیل دولت نیز خود را ملزم به اجرای آن نمیداند. از طرف دیگر به خاطر همین اختیاری بودن از ناحیهی دولت حتی به مؤسساتی که به صورت خصوصی اقدام به آموزش زبان کردی مینمایند خود را مختار به هر گونه برخورد با آنان میدانند، از جمله مخالفت با فعالیت مؤسسه «سوما» و «راژه» در مهاباد و سنندج و همچنین لغو تدریس دو واحد زبان کردی در دانشگاه سنندج، از طرف دیگر بعد از انقلاب همواره شاهد تداوم سیاست رضا خانی در قبال اقوام ایرانی غیر فارس و تلاش برای ادغام فرهنگ آنها در فرهنگ حاکمیت هستیم.
شما در صحبتهای خود از سیاست نفاق، ادغام و آسیملاسیون در کرمانشاه و ایلام صحبت کردهاید، میتوانید در این رابطه با ذکر دلیل مشخص بیشتر توضیح دهید؟ سیاست حاکمیت همواره در راستای شکاف فرهنگی در مناطق کردنشین بوده است و یکی از عواملی که میتواند باعث گسست فرهنگی در مناطق کردنشین شود عامل مذهب است که همواره مذهب در کردستان ایران مورد استفادهی ابزاری و سیاسی قرار گرفته است. به طوری که حاکمیت با پررنگ جلوه دادن اختلافات فرهنگی و مذهبی بین کردهای کرمانشاه و ایلام با کردهای استان کردستان و آذربایجان در تلاش برای واگرایی فرهنگی در بین آنها بوده است. سیاست حاکمیت در قبال مناطق کردنشین صرفاً خلاصه به مذهب نشده و با سیاست سرکوب کرد توسط کرد در به وجود آوردن این شکاف فرهنگی تلاش نموده است. از طرف دیگر برای جدایی جامعهی کرمانشاه و ایلام از خویشتن خویش با استفاده از ابزار رسانه همواره در تلقین این طرز فکر بوده است که فرهنگ کردی فرهنگ متعلق به جامعهی روستایی و ایلی است که توان بروز کردن و کاربردی کردن خود را در عرصهی جامعه ندارد. و با این تلاش کردهای کرمانشاه و ایلام را دچار بحران هویتی نموده است که مثالهای عینی آن را میتوان در سیاست رسانههای محلی در قبال زبان و ادبیات کردی و استفادهی ابزاری کردهای کرمانشاه و ایلام در نظام دانست. در شرایط کنونی، زبان مادری در مناطق کردنشین در چه وضعیتی است؟ زبان کردی در مناطق کردنشین به خاطر عدم وجود سیستم آموزشی قدرت سیاسی، رسانهای و قدرت اقتصادی فاقد فاکتورهای رقابتی در برابر زبان فارسی است و همین عدم قدرت برابر باعث هژمونی فرهنگ فارس در مناطق کردنشین شده است. و در این شرایط نابرابر نمیتوان افق روشنی را برای آیندهی زبان کردی در مناطق کردنشین ایران ترسیم نمود به طوری که هم اکنون نیز شاهد آسمیلاسیون فرهنگی در استانهای کرمانشاه و ایلام هستیم. چرا در استانهای ایلام، کرمانشاه و لرستان برای مردم، روشنفکران و دانشجویان مسأله تاریخ ،فرهنگ و زبان مادری مهم شده است؟ عوامل مهمی در فرآیند بازیافت هویتی در کرمانشاه و ایلام و تا حدودی لرستان دخیل هستند که میتوان به تضعیف گفتمان مذهبی در این مناطق اشاره کرد به طوری که فاکتور مذهب در ابتدای انقلاب اصلیترین عامل در شکاف فرهنگی بین کردهای ایران بوده است. از سوی دیگر ارتباطات فرهنگی بین کردهای کلهر و سوران بالاخص در دانشگاهها، آشنایی شاعران استانهای کرمانشاه و ایلام با ادبیات مدرن کردی، تحولات اخیر کردستان عراق و توجه روشن فکران احزاب کرد به این مناطق از جمله عوامل مهم در هویتیابی مجدد در بین جوانان این دیار هستند. وظیفه حکومت جمهوری اسلامی در رابطه با کمک به رشد زبان مادری چیست؟ اهمیت آموزش زبان مادری در رشد و شکلگیری فکر کودک و پویایی فرهنگ یک جامعه بر کسی پوشیده نیست و جامعهی بینالملل اهمیت و ضرورت آموزش زبان مادری را به درستی پذیرفته و آن را به عنوان یک حق اساسی بشری به رسمیت شناخته است، به طوری که در چندین معاهده و اعلامیهی تهیه شده از سوی مراجع بینالمللی تعهدات دولتها در شناسایی این حق مورد تأیید قرار گرفته است. دولت ایران با الحاق به چندین معاهدهی بینالمللی از جمله میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی ـ میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی و نیز کنوانسیون حقوق کودک حق آموزش زبان مادری را بدون هیچ قید و شرطی به رسمیت شناخته است. علاوه بر آن در اصل ۱۵ قانون اساسی به این حق اشاره شده اما متأسفانه دولت ایران با اصرار بر ادامهی سیاست ملتسازی به شیوهی فرانسه و در تناقض با معاهدات پذیرفته عمل میکند. آیا مردم کرد و ادیبان کرد در این رابطه حرکتهای انجام دادهاند؟ همواره حرکتها به صورت فردی و گروهی صورت گرفته است از فعالیتهای دلسوزانه ادیبان و شاعران کرد در عرصهی ادبیات و فرهنگنویسی به طوری که همواره در این راستا نیز متحمل هزینه شدهاند. به عنوان مثال، عباس جلیلیان صرفاً به خاطر حفظ زبان کردی در ادارهی اطلاعات کرمانشاه بازداشت شده است و فعالیتهای گروهی در قالب موسسات و انجیاوها و مطالبات تشکلهای دانشجویی و احزاب مطرح بوده است و حتی با مطرح کردن آن در صحن مجلس دولت را وادار به پذیرفتن این حق نکرده است. شما چه کار باید انجام دهید تا این حرکت به صورت یک حرکت مدنی به کار خود ادامه دهید؟ به باور من این یک کار فردی نیست و حتی مطرح کردن آن از ناحیهی خلق کرد نیز کافی نیست به طوری که باید تبدیل به خواست تمامی اقوام غیر فارس در ایران گردد. در آن صورت ما شاهد به وجود آمدن جبههای از فعالین مدنی سیاسی و حقوق بشر از ناحیهی اقوام غیر فارس در ایران هستیم که میتوان این خواست را به صورت اهرم فشار علیه حاکمیت استفاده کرد و تا شکل گرفتن این خواست به عنوان ارادهی سیاسی اقوام غیر فارس باید حرکات فردی در این راستا کانالیزه گردد. ![]()
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.
|
لینکدونی
آخرین مطالب
|
||
![]() |









نظرهای خوانندگان
واقعا من این حرگت شما و دانشجویان را تایید میکنم. دوران انحصارطلبی و امپراطوری به سر آمده است. وقت آن رسیذه است که ملیت های ایران حق همدیگر را به رسمیت بشناسند. دوران توحش سیاسی بسر رسیده است.
-- سیما از مهران ، Mar 1, 2009جمعیت حاضر در محل حدود 25 نفر بود.
-- حسین ، Mar 1, 2009با سلام
-- علی ، Mar 2, 2009حرکتهای مدافع حقوق انسانی اقلیتهای قومی-مدهبی در ایران بسیار لازم است و تلاش دانشجویان قابل تقدیر. ولی آنچه که مایه تاسف است عدم همکاری دانشجویان تمام اقلیتها با هم است. ای کاش در این تجمع دانشجویان ترک، عرب و ترکمن نیز شرکت می کردند.
نمی دانم در این مورد خاص علت چه بوده است ولی وقتی خودم سالهای 80-83 دانشجوی دانشگاه تهران بودم برخی از دانشجویان کرد به خاطر مسائل مذهبی و یا مشکلات کردهای ترکیه یا عراق تکروی می کردند. (ترکها-ترکمن و آذربایجانیها- و عربها در تجمع فوق نبودند.) امیدوارم دانشجویان کرد دیگر این اشتباهات را مرتکب نشوند. بدتر از همه استدلال برخی از این دانشجویان کرد مبنی بر غیر آریایی بودن ترکها و عربهاست!
ملتی که روشنفکرانش چنین استدلالهایی داشته باشند...
با تدریس زبان های بومی موافقم
-- هادی ، Mar 2, 2009امیدوارم شما خواستتان را مانند آذری ها با سرنیزه مطرح نکنید که در این صورت شاهد وقایع بدی خواهیم بود
درود بر دانشجويان برگزار كننده اين مراسم و سپاس از شما برای انعكاس آن و انجام اين مصاحبه.
-- كاوه ـ كرماشان ، Mar 2, 2009كاك وههاب دهس تويش خوهش برا گيان. ههر بژی منالهيل ههويهت خواز كرماشان و ئيلام و لهكستان...
اميدوارم در مبارزه خود براي تثبيت زبان كردي و ديكر زبانهاي موجود در ايران موفق باشيد ، لازم است اقوام ديكر ساكن ايران به صورت جدي وارد ميدان مبارزة شوندز
-- azad ، Mar 2, 2009تدریس زبانهای غیر فارسی-ترکی، کردی، عربی، بلوچی، ترکمنی در مدارس یکی از حقوق بدیهی اقوام غیر فارس ایران است. تلاش دانشجویان کرد و بلوج برای تحقق این حق قابل تقدیر است. ای کاش دانشجویان اقوام اقلی سازمان مشترکی را برای این منظور تاسیس کنند.
-- آیدین ، Mar 2, 2009خود همین جنابان "طرفدار زبان کردی" چشم دیدن گویشها و زبانهای اقلیتی در میان مناطق کردنشین را ندارند. وقتی که یک اورامانیزبان میخواهد زبان خود را حفظ کند با او قهر میکنند و وقتی که یک زازا میگوید که زبانش به واقع از کردی جداست با او برخورد تند میکنند. اگر به این افراد میدان داده بشود مطمئن باشید از هر شوونیستی شوونیستترند. منطقه ما هنوز آمادگی و جنبه این گونه رها کردنها و "آزادگذاریها" را ندارد.
-- شادان ، Mar 3, 2009درد این ۲۵ نفر (که شما نوشتهاید ۲۰۰ نفر) زبان نیست دردشان ایجاد کشوری خیالی و ایجاد جنگ داخلی بر سر ارومیه و لرستان و ... است. اینها تمامی نیمه غربی ایران را در نقشههایی که بر دیوارهای خود زدهاند به نیمه شرقی ترکیه و نیمه شمالی عراق چسباندهاند و برای آن مناطق خواب دیدهاند. زبان مادری بهانه است. بهانهای برای جنگ قومی و خونریزی و کمونیسم و شوونیسم.
-- بدون نام ، Mar 3, 2009به این جمله در متن نگاه کنید: «همچنین یکی دیگر از دانشجویان با دو زبان انگلیسی و کردی به ارائه سخنرانی پرداخت ...». من در سایتهای این آقایان هم خواندهام. نظر ایشان حذف زبان فارسی به عنوان زبان میانجی ایران است و خواستار این هستند که مثلاً یک کرد کرمانشاه و یک فارس هم با هم انگلیسی حرف بزنند و از فارسی به عنوان زبان میانجی استفاده نکنند. اینها به زبان فارسی کینه دارند. تمام حرکتها و مطبوعاتشان مؤید همین امر است.
-- بدون نام ، Mar 3, 2009من کاملا" با این حرکت مخالفم. من خودم اذری زاده هستم. زبان پارسی امروزه شکل کامل شده زبان کردیست. زبان اذری نیز مانند زبان عربی یک زبان تحمیل شده بر ایرانیان است. اگر هر قومیتی در ایران بخواهند زبان پارسی را کنار بگزارند لابد باید ایرانیان در شهرهای گوناگون باهم به زبان انگلیسی! یا روسی! سخن بگویند. که سراخر به تجزیه کشور خواهد انجامید.
-- ارش ، Mar 3, 2009تا این جا همه ی پاسخ دهندگان به مانند مصاحبه شونده ی اصلی، کرد بوده اند. بنابراین، عرضم را مختصر به کردهای عزیز(اعم از کرمانجی و سورانی و اوراماناتی و غیره که زبان واحدی هم ندارند) می کنم:
-- رفعت رکنی، نصرالله ، Mar 3, 2009- آیا به نظر شما ی بدلیسی که اولین تاریخ کرد(شرفنامه) را به فارسی نوشته و خودش سردار عثمانی ها علیه ایران صفوی بوده، یک کرد خاین بوده؟تذکره ی امان اللهی که در زمان حاکم مستقل سنندج و اطرافش به فارسی نوشته و نشان می دهد که بقال و کفاش کرد هم به فارسی شعر ساخته اند ایضا؟ لاهوتی و یدالله بهزاد و گلچین کردستانی و غیره که شاعران فارسی زبان معاصر و ناموافق با بسیاری از حرفهای شما بودند همین طور؟
- آیا باید پول نفت را بدهیم برای کتاب و معلم به زبانهاو نیم زبانها و گویشهای بسیار متعدد؟ تکلیف زبانهایی کهه چند هزارنفر بیشتر به آنها صحبت نمی کنند چیست؟
اگر بخواهیم با مقوله زبانها به آن شکلی که این خوانندگان سرود ملی خارجی در خیابانهای تهران خواستارند برخورد کنیم پس باید در مدارس ارومیه یک دانش آموز به زبانهای ترکی آذری (با دو الفبا)، کردی کرمانجی (با دو الفبا)، فارسی (اگر آقایان قومگرا اجازه بدهند البته)، انگلیسی و عربی درس بخوانند. از ارومیه می آییم پایینتر: در سنندج کودک باید به زبانهای کردی سورانی (که کاملا از زبان کرمانجی جداست)، فارسی، عربی و انگلیسی درس بخواند. پایینتر در استان کرمانشاه باید کودکان به زبانهای کردی کرمانشاهی (بسیار نزدیک به فارسی)/کلهری، فارسی، انگلیسی و عربی درس بخوانند. پایینتر در ایلام باز ترکیب این زبانهای آموزشی فرق خواهد کرد. برای تامین مقاصد قومگراها همچنین کودکان این شهرها باید همه زبانهای دیگری که کردی نامیده میشود را هم بیاموزند (کرمانجی، سورانی، گورانی ...) تا بتوانند با هم بتوانند مکالمه کنند. مناطق اورامان هم که باید به زبان هورامی درس بخوانند و فارسی و عربی و انگلیسی و اگر آنها را مجبور کنیم سورانی یا چیز دیگری هم یاد بگیرند باز غیردموکراتیک عمل کرده ایم. این فقط یک گوشه از ایران. حالا ببینید اگر بخواهیم مقاصد آقایان را در سراسر ایران پیاد کنیم چه آشی می شود. با پیاده شدن مقاصد ایشان همچنین با مسئله ی راه ندادن غیربومیها به مشاغل استانهای قومی و قبضه کردن مشاغل دولتی توسط گروه های قومی یک ایل یا یک منطقه مواجه میشویم. همان چیزی که الان در کشورهایی مثل افغانستان و تاجیکستان و ...ستان جزو معضلات بزرگشان است و ما در ایران کمتر با آن روبرو هستیم. اگر مقاصد این افراد اجرا بشود من کرد نه دیگر می توانم در خیلی از شهرهای دیگر کشورم از تابلوهای مغازه ها سر در بیاورم و نه دیگر می توانم توجهم را به اخبار و امور کشورم جلب کنم چون از بچگی قرار است در مدرسه به من زبان آن سوی مرزها (که ماهواره و تلویزیونش در اتاق خوابم هم آمده) را به عنوان زبان اول درس بدهند. یعنی وقتی زبان اول آموزشی ام کردی کرمانجی شد تمام توجهم می رود به روزنامه ها و مسائل کردهای ترکیه (همزبانانم) و مسائل ایران و کردستان ایران و کردستان عراق و دیگر مناطق برایم در اولویتهای پایینتر قرار میگیرد. تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.
-- یک کرد ، Mar 4, 2009مثل اینکه دوستان محترم غیر کر و کردهای فارس زده مجهول الهویت متوجه چرایی فعالیت های ناسونالیست های کرد (مثل اقایا دوستی و همفکرانشان )نیستند و با کر کردن گوشهای مبارکشان این فعالیتها را که میبایست ببرهای کرد جنوب خیلی زودتر از اینا اغاز میکردند را بر نمیتابندو دن کیشوت وار به طرح استدلالهای مثل تجزیه کشور متوسل میشوند کشوری که هیچ وقت این طیف از این اقایان روشنفکر پان ایرانیست مستا صل را بر نتابید و همیسه از صندلی های کرم خورده قدرت هم بی نصیبشان شاخت _برای هزارمین بار اعلام میکنیم که ناسیوناالیسم کرد هیچ وقت تجزیه را اساس نگرفته_ولی اگر زمانی مجبور به این شد _بدانید که این معلول بوده نه علت!!؟ مثل اینکه فعالیت هایمان در جنوب دارد به ثمر مینشیند و ببرهای جنوب مایلند اوانگاردیسم مهاباد را به کرماشان بدل کنند_درود بر شما فرزندان راستین خلق _به پیش_بژی کوردستان نیشتمانی شیران
-- رسکان سابلاغی ، Mar 5, 2009دوستان:
هر انسانی به طور متوسط این استعداد را دارد که چندین زبان را یاد بگیرد همان طوز که در ایران و یا در کردستان و اکثر نقاط جهان خیلی ها از این استعداد استفاده می کنند.
-- سیروان ، Mar 6, 2009این حق طبیعی هر انسانی است که بتواند به زبان مادریش بخواند و بنویسد و هیچ مانعی بر سر راهش گذاشته نشود چه از طرف دولت و یا از طرف مردم اقوام و ملتهای دیگر.
در حقیقت وجود زبانها و فرهنگهای مختلف در یک سرزمین بایدباعث غنی شدن ان جامعه شود و نه رکودش. در همان حال مردم ان جامعه و سرزمین باید بنوانند یک زبان مشترک داشته باشند که با هم ارتباط برقرار کنند.
اگر دولت ایران این امکانات را در اختیار مردم کرد و یا بلوچ و یا ترک بگذارد که زبان مادریشان را غنی کنند مطمئن باشید این عمل نهایتا به غنی شدن زبانی فارسی به عنوان زبان مشترکمان خواهد انجامید.
جناب «رسکان سابلاغی» از ناسیونالیسم کرد (ملتسازی) نام میبرید و بعد میگویید جداییطلبی را (هنوز) اساس نگذاشتهایم؟! دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را؟ در خیابان سرود یک کشور دیگر را بلند داد میزنید بعد میگویید جداییطلب نیستیم؟ هر کردی هم مثل من جرئت کند مسائل عملی و غیرعملی اجرایی شدن آمال شما را بازگو کند میشود "پان ایرانیست"! جناب سیروان، مطلب من را دوباره با دقت بخوانید. آخر مگر میشود در یک کشور به ۲۰ زبان همزمان کتاب درسی چاپ کرد و میلیونها نفر از کودکان آن کشور هم مجبور بشوند هر کدام به چندین و چند زبان تحصیل کنند، آن هم زبانهایی که خیلیهاشان هنوز استاندارد یکدست نوشتاری هم ندارند. زبان ابزار ارتباط است نه ابزار سوار شدن بر موج هورمونهای قومگرایی و ناسیونالیستی. پس من اگر از طریق کارم منتقل بشوم اهواز باید بچهام در مدرسه یکدفعه سر کلاس عربی زبان بنشیند و هیچ نفهمد؟ دو سال هم به زور در مدرسه ادبیات جهان عرب بخواند بعد منتقل بشویم زاهدان و بعد مجبور بشود سر کلاسی بنشیند که زبان تحصیلی اش بلوچی است؟ بعد هم که بزرگ شد و خواست مثلا در زنجان معلم بشود نمی تواند چونکه در آنجا باید به ترکی درس بدهد و ادبیات قدیم اوغوز را بشناسد. در تهران هم حتما برای رعایت "دموکراسی" باید همه تابلوهای اتوبانها و مغازه ها را به همه زبان ها و گویش های موجود در شهر زیر هم بنویسیم تا خدایی نکرده به فارسی برتری داده نشود. ۲۰ تا فرهنگستان زبان هم باید تشکیل بدهیم تا برای زبان هایی مثل گیلکی و لری و بختیاری و بشاگردی و براهویی و ترکی خلجی و مازندرانی و تاتی و ... رسمالخط و ادبیات جور کنند تا بشود با آن ها به بچه درس داد. بعد هم باید تا آخر دوره کارشناسی ارشد و پروفسوری به همه این زبان ها درس بدهیم وگرنه کسی که زبان اول آموزشی اش کردی سورانی بوده نمی تواند یک دفعه بعد از دوره کارشناسی برای ادامه تحصیل با زبان دیگری ادامه بدهد. همه اصطلاح های علمی را جور دیگری یاد گرفته. سطح علمی دانشگاه هایی که مجبورند خودشان را به استادان لریزبان و کرمانجیزبان و بلوچیزبان محدود کنند چه می شود؟ در ضمن باید یک آرشیو چند صد کیلومتری هم در کویر لوت برای انبار آرشیو مکاتبات اداری ایران که قرار است به ۲۰ زبان همزمان منتشر بشود باید درست کرد. اگر همه مکاتبات و بخشنامه های محلی چندزبانه نباشد که ممیزی کل کشور و غیره نمی توانند امور اداری و مالی را بررسی کنند. یک خارجی که به ایران می آید باید چه زبانی برای ارتباط با مردم ایران مطالعه کند؟ وضعیت زبان در نهادهای سراسری مثل ارتش و پیشاهنگی و غیره چه می شود؟ بروشورهای اطلاعاتی هتل های گردشگری در شهرهای قومیتی باید به چند زبان چاپ بشود؟ خرج اضافی لشکر دوبلورها که باید تمام برنامه های تولیدی اصلی کشور و فیلم های دنیا را به ۲۰ زبان دوبله کنند را کی می دهد؟ و .... در آخر لیست زبان های رایج در ایران را برای شما می نویسم که اگر پروژه شما دوستان قرار باشد برای بقیه اجرا بشود و حتی برای یکی از آن ها اجرا نشود کل پروژه تان غیردموکراتیک میشود و زیر سوال میرود در زیر می آورم: فارسی، ترکی آذربایجانی، کردی کرمانجی، کردی سورانی، کردی کرمانشاهی، لکی، لری، بختیاری، عربی، ترکی قشقایی، ماندایی، ارمنی، بشاگردی، گیلکی، مازندرانی، تالشی، تاتی، وفسی، لارستانی، براهویی، بلوچی سرحدی، بلوچی مکرانی (با فرق های زیاد)، ترکی خراسان، پشتو (در مرز افغانستان)، اورامانی، راجی ...
-- یک کرد ، Mar 9, 2009دوست عزیز زبان استاندارد در دنیا اصلا وجود ندارد و اگر به قول شما وجود دارد پس چطور زبان آذری در ایران غیر استاندارد است اما در کشور آذربایجان استاندارد است و امورات یک کشور با آن زبان می چرخد؟ آن زبان هایی که شما اشاره کرده اید زبان نیستند بلکه لهجه هستند. زبان های محدوده ایران عبارتند از فارسی، کردی، ترکی یا آذری، عربی،بلوچ. ترکی و آذری و ترکمن یک زبان هستند. در صورت تدریس زبان دیگر همه لهجه های یک زبان، زبان مشترک و ادبی دارند که آن زبان تدریس می شود. زبان کردی هم یکی از غنی ترین زبان های هندواروپایی است که با توجه به اینکه کردها دولت نداشته اند اما آن را غنی تر کرده اند و حتی برای واژه های علمی هم باز نمانده است. اظهار نظر در مورد دیگر زبان ها در صلاحیت کسی است که به آن زبان مسلط باشد.اشاره کرده اید به ملت گرایی. من مثال ساده ای برای شما می آورم. به قول شما عرب ها در ایران قوم هستند نه ملت. پس چطور یک وجب آن طرف مرز عرب ها ملت هستند؟ من نمی دانم در کجای دنیا زبان کشور را تجزیه کرده است. در بعضی از کشورهای اروپایی چند زبان رسمی وجود دارد که به آن افتخار می کنند و تجزیه هم نشده اند. بزرگترین افتخار هندی ها این است که به آنان می گویند کشور 72 ملت اما در کشور ما 6 ملت تحمل نمی شود. از طرفی آن تفکر زیر پا گذاشتن زبان ها و فرهنگ ها هیچ سنخیتی با اصول دمکراسی ندارد. در کشور هلند لهجه ایالت فریسلند کمی فرق دارد اما خود هلندی ها به آن میگویند زبان فریس. وقتی ما سئوال میکنیم چرا به آن زبان میگیید؟ میگویند ما کرامت آن مردم را باید حفظ کنیم. و در پایان عرض می کنم که نوع انتقادات بعضی از دوستان انتقاد نیست بلکه یک نوع خشم و عصبیت و تهدید است که لباس انتقاد به تن کرده است. در انتقادات شما آثار زیبایی کلام و رعایت اصول دمکراتی دیده نمیشود. با سپاس فرامرز از لاهه
-- بدون نام ، Mar 13, 2009be nazare man tanha rahe baghaye yek keshvar az khatare tajziye, ehteram va be rasmiat shenakhtane zabanha va farhanghaye movjoode oon keshvare, besyar motaasefam baraye afradi nazire Nasrollah-Rafat va baghiye ke hanooz az pilashoon dar nayoomadan, va donyaro nemibinand
-- بدون نام ، Mar 16, 2009به دوست بدون نام آخر: اتفاقا به نظر من سریعترین راه تسریع تجزیه و از هم پاشاندن یک کشور شرقی و برانگیختن جنگهای قومی شدید و مزمن همین ایجاد تفرق و تشتت زبانی و به رسمیت شناختن چندین زبان آموزشی در یک کشور است. برای همین هم هست که در ایالات متحده با رسمی شدن زبان تحصیلی اسپانیایی مخالفت می شود و در فرانسه و ترکیه و صدها کشور دیگر هم همین حالت هست. نمی شود گفت که تمام سیاستمداران این همه کشور ناداناند و جاهل. آنها اتفاقا دانا هستند که بین خونریزی قومی و واگرایی از یک طرف و امنیت و همگرایی از طرف دیگر، گزینه دوم را انتخاب کردهاند. لرها و گیلک ها و آذری ها ... در ایران به همگرایی معتقدند و نتیجه های خوبش را هم دارند می بینند (آسایش و امنیت و سرمایهگذاری نسبی و ...)،بخشی از کردها به دنبال واگرایی هستند و دود آن هم فقط در چشم خودشان دارد میرود.
-- بدون نام ، Mar 23, 2009aghaye bedoone name akhari(March 23) aya dar amrika tadris be zabane spanish mamnooe? aya dar amrika ke be hameye farhangha va zabanha be dideye ehteram negah mishavad kesi be fekre tajziye va jodaei hast?aya koochektarin bi ehterami ya tabeez nesbat be yek zaban ya farhang jorm nist? va aya aslan dar amrika chizi be esme zabane rasmi mani darad ya na?
-- بدون نام ، Apr 15, 2009ehteram be sonnat va farhang baese eftekhare har mellati ast va bi tavajohi be an jahate kasbe asayesh khiyanat ast.
"it is not necessary for the US to have an official language, america is a land of immigrants. different people from different countries have come here along with thier language, culture and traditions. the first amendment of the US constitution states that we the people have freedom of speech, therefor giving us the right to speak whatever language we please."
shovan-USA
در آنریکا تدریس صحبت کردن به زبان غیر انگلیسی در دانشگاه و مراکز دولتی ممنوع است.
-- مونا ، Jun 2, 2009من اصلیتم کرد ایلامه. متولد و بچه تهرانم. وقتی کردی سورانی و کرمانجی رو می شنوم احساس بهتری دارم تا وقتی فارسی رو می شنوم. اینو به اون دوستایی می گم که سعی دارند بین کردها تفرقه بیندازند و حکومت کنند.
-- کیوان ، Aug 29, 2009اکثر کردها لهجه های همدیگه رو بلدند. شما نگران ما نباشین!