<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>روز شمار یک انقلاب</title>
      <link>http://zamaaneh.com/revolution31y/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2010</copyright>
      <lastBuildDate>Fri, 19 Mar 2010 10:38:18 +0000</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>انقلاب ۵۷ و تعطیلات نوروزی</title>
         <description><![CDATA[<strong>تعطیلات نوروزی کارگران پنج روز شد</strong>

به گزارش خبرگزاری پارس از تهران، هیأت وزیران در جلسه مورخ ۲۸/۱۲/۵۷ بنا به پیشنهاد داریوش فروهر، وزیر کار و امور اجتماعی برای رفاه بیشتر کارگران تعطیلات نخستین نوروز انقلاب اسلامی ملت ایران را برای کارگران روزهای اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم فروردین‌ماه ۱۳۵۸ تعیین و تصویب نمودند.

قبلاً اعلام شده بود که تعطیلات نوروز برای کارگران سه روز خواهد بود. وزارت کار و امور اجتماعی اعلام کرد: به اطلاع کلیه کارفرمایانی که اتباع خارجی را در استخدام دارند می‌رساند سیاست دولت براین اصل استوار است که تا حد امکان به جای اتباع خارجی که در حال حاضر در ایران اشتغال به کار دارند افراد ایرانی به کار گمارده شوند بنابراین:

۱. کلیه پروانه‌های کار اتباع خارجی در رده‌های سرپرستی و پایین‌تر از آن مانند رانندگی و کارگری تا پایان فروردین‌ماه ۵۸ و سایر پروانه‌های کار در رده‌های بالاتر از سرپرستی شامل خدمات مهندسی مدیریت تدریس و نظایر آن تا پایان خرداد‌ماه ۱۳۵۸ اعتبار دارد و در صورت نیاز بازار کار کشور نسبت به تعدید پروانه در تاریخ‌های ذکر شده تصمیم گرفته خواهد شد.

۲. استخدام اتباع خارجی که فاقد پروانه کار هستند، مطلقاً ممنوع است و کارفرمایان مختلف طبق مقررات قانونی مورد تعقیب قرار خواهند گرفت شایسته است کلیه کارفرمایانی که اتباع خارجی را در استخدام دارند در مدت مقرر با مراجعه به اداره کل اشتغال اتباع بیگانه واقع در خیابان ویلا، چهار راه ناصر نسبت به روشن کردن وضع اقدام نمایند.

خبرنگار اطلاعات نوشت، علی‌رغم خروج هزاران کارگر و کارمند خارجی در جریان انقلاب خونین ملت ایران، هنوز گروه کثیری خارجی چه با جواز و چه بی‌جواز در ایران سرگرم کار هستند. اینان حتی مشاغل غیر تخصصی و یا تخصصی‌های ساده‌ای نظیر رانندگی را اشغال کرده‌اند. با تصمیمات جدید وزارت کار و خروج این عده تعداد زیادی شغل خالی برای کارگران ایرانی ایجاد خواهد شد.

[[photow01]]

<strong>ایران مرز خود با افغانستان را بست</strong>

به گزارش خبرگزاری فرانسه، رادیوی ایران اعلام کرد که ایران مرز خود را با افغانستان بسته است. بنابر گزارش‌های رسیده، افغانستان در مبارزه علیه حکومت مارکسیستی احمد تره‌کی شرکت دارند.

مقام‌های ایران اکنون در جست‌وجوی عده کثیری از افغانی هستند که طی چند روز گذشته به خراسان وارد شده‌اند. رادیو صدای ایران گفته به مرزداران و پلیس دستور داده شده است به مهاجران غذا داده شود و وسایل بازگشتشان به افغانستان فراهم گردد. یک سخنگوی دولت موقت انقلاب ایران تایید کرد که ایران در امور هیچ کشوری دخالت نخواهد کرد.

همچنین خبرگزاری‌ها از اسلام‌آباد گزارش دادند، در حالی که شوروی از پاکستان و ایران و چین خواسته است که از حمایت گروه‌هایی که جنگ مقاومت علیه حکومت افغانستان را دامن می‌زنند، خودداری کنند.

دیروز هواپیماهای نیروی هوایی افغانستان روستای شیوان را که جنگجویان مسلمان در آن به مقاومت علیه دولت افغانستان پرداخته‌اند به گلوله بستند و ۱۵ تن را کشتند.

از سوی دیگر، ژنرال محمد ضیاء الحق، رئیس جمهوری پاکستان دیروز به خبرنگار آسوشیتدپرس در اسلام‌آباد گفت که آن‌چه در افغانستان می‌گذرد مربوط به امور داخلی این کشور است و پاکستان قصد هیچ مداخله‌ای در این امور را ندارد. ضمناً دولت ایران مرزهای خود را با افغانستان بسته است.

[[photow02]]

<strong>کشاورز آزاد است، سرتیپی جلاد است</strong>

خبرنگار روزنامه اطلاعات از هشترود گفت گروهی از اهالی و روستاییان شهرستان هشترود به طرفداری از روستاییان قزل‌آباد تظاهرات کردند و اقدام به راهپیمایی نمودند. آنان همچنین علیه یکی از مالکین سابق به نام سرتیپی شعار دادند و گفتند: «کشاورز آزاد است، سرتیپی جلاد است.»

گفته می‌شود وی در روستای قزل‌آباد زورگویی کرده و یا فشار به روستاییان قصد پس گرفتن زمین‌هایی را داشته که قبلاً به آن‌ها داده شده است. تظاهر کنندگان خواستار رفع ستم از روستاییان از طریق کمیته‌های انقلاب اسلامی شدند.

<strong>چریک‌های فدایی خلق: در رفراندم شرکت نمی‌کنیم</strong>

شب گذشته جبهه دمکراتیک ملی طی بیانیه‌ای، نحوه برگزاری رفراندومی را که از سوی دولت درباره تعیین نوع رژیم آینده کشور اعلام شده، غیر دمکراتیک خواند و اعلام داشت:

«اگر رفراندوم به همان صورتی که اعلام شده، برگزار گردد، بسیاری از نیروهای مترقی عملاً از حق اظهار نظر محروم خواهند ماند و به همین جهت جبهه دمکراتیک ملی ایران در این رفراندوم شرکت نخواهد کرد. جبهه دمکراتیک ملی در بیانیه خود تأکید کرده است؛ برای تعیین نوع و محتوای رژیم جدید جمهوری، باید همه امکانات برای ارائه راه حل‌های گوناگون به افکار عمومی موجود باشد و مردم برای بررسی بحث و نقد و ارزیابی نظرات متفاوت فرصت کافی داشته باشند، تنها از این طریق است که رأی مردم خواهد توانست آزادانه و آگاهانه راهی را انتخاب کنند که خواه ناخواه تعیین کننده سرنوشت امروز و فردای جامعه ایران خواهد بود.»

به گزارش اطلاعات در بخش دیگری از بیانیه آمده است: «رژیم سرنگون شده سلطنتی برخوردی کاملاً غیرملی و غیرمردمی با مسأله کرد داشت و درست به همین دلیل دست در دست امپریالیسم منافع واقعی خلق کرد را که جدا از منافع واقعی ملت ایران نیست وجه المصالحه قرار می‌داد. حکومت مبعوث انقلاب باید سیاستی درست در جهت مخالف این سیاست غیرملی و خائنانه اتخاذ کند. این سیاست دقیقاً سیاستی است که در جهت تأمین منافع خلق کرد در رابطه نزدیک با منافع خلق‌های سراسر ایران شکل می‌گیرد شناسایی خودمختاری و تقویت نهادهای دموکراتیک و مردمی در سراسر کردستان مصداق واقعی چنین سیاستی است.»

در این بیانیه به دولت در مورد هرگونه برخورد غیردموکراتیک با خلق کرد هشدار داده شده و آمده است: «دولت بازرگان باید با نمایندگان راستین خلق کرد که بارها و بارها حسن نیت خود را  نشان داده‌اند برادرانه وارد مذاکره شود. و با همدلی و همداستانی با آنان به شیوه انقلابی موضوع شناسایی خودمختاری خلق کرد را فیصله بخشد هرگونه برخوردی جز این، برخوردی غیر انقلابی خواهد بود که نه تنها جنگ برادرکشی را بالمال به ضرر مجموعه نهضت انقلابی سراسری ایران خواهد بود، تحمیل خواهد کرد، بلکه به عوامل امپریالیسم دشمنان انقلاب امکان خواهد داد که ضربه قاطع بر پیکر انقلاب وارد سازند.»

همچنین براساس گزارش‌های رسیده، جمعیت اتحاد برای آزادی، حزب جمهوری‌خواه، جمعیت آزادی و همبستگی اتحاد چپ (متشکل از گروه‌های مستقل چپ) نیز هرکدام به گونه‌ای خواهان تغییر شکل رفراندوم شده‌اند و اعلام کرده‌اند که با شکل فعلی رفراندوم در انتخابات شرکت نمی‌کنند. جمعیت اتحاد برای آزادی و استقلال در بخشی از بیانیه خود متذکر شده است:

«یک انسان آزاده باید بداند به چه رأی می‌دهد و چه چیز را انتخاب می‌کند و تا شناسایی کامل از چیزی نداشته باشد نمی‌تواند به آن رأی بدهد.» دکتر بقایی، رهبر حزب جمهوری‌خواه نیز خاطرنشان ساخته که دولت چند روز پیش از رفراندوم، قانون اساسی جمهوری اسلامی و نحوه پیاده کردن آن را باید اعلام کند.\

[[photow04]]

<strong>بیانیه سازمان چریک‌های فدایی خلق</strong>

سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران طی بیانیه‌ای اعلام کرده است به دلیل این‌که طرح سوال رفراندوم یک جانبه و مستبدانه است و دولت نیز قادر به تضمین آزادی‌های سیاسی برای همه نیروهای سیاسی برای همه نیروها نیست، این سازمان در رفراندوم شرکت نخواهد کرد.

در بیانیه آمده است: «سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران لازم می‌داند نظر صریح خود را پیرامون رفراندوم پیشنهادی دولت موقت به اطلاع هم‌میهنان برساند. اعتقاد داریم که بررسی همه جانبه مسأله رفراندوم و نشان دادن نقاط ضعف آن وظیفه هر نیروی انقلابی است. ما هرگونه دنباله روی از جریانات و حوادث روزمره را بدون آن‌که بریک بررسی انتقادی و تحلیلی استقرار باشد محکوم می‌کنیم و آن را برخورد غیرمسئولانه و غیر مردمی می‌دانیم. ما طرفدار آن شکل و محتوای جمهوری اسلامی هستیم که هرچه بیشتر مدافع منافع خلق‌های تحت ستم ایران باشد نه هیچ چیز دیگری.»

در بیانیه این سازمان آمده است: «در اینجا بحث برسر نام جمهوری نیست، چه بسا جمهوری‌هایی که نام‌های فریبنده برخود گذاشته‌اند اما اساسی ضد خلقی دارند. اساس هر جمهوری قانون اساسی، نه نام آن است. اگر قانون اساسی جمهوری اسلامی مدافع حقوق خلق‌های ایران باشد چه کسی می‌تواند با آن مخالف باشد؟ اما آیا بدون تدوین قانون اساسی و روشن شدن محتوای کامل جمهوری می‌توان درباره آن قضاوت کرد؟»

در ادامه گفته شده است: «به اعتقاد ما قبل از هر چیز باید نمایندگان واقعی و راستین مردم برای تشکیل مجلس موسسان انتخاب شوند. این مجلس موسسان است که صلاحیت تدوین قانون اساسی و انتخاب یک یا چند نوع از جمهوری را دارد و باید آن را به نظرخواهی (رفراندوم) بگذارند. در غیر این صورت طراحان و مجریان رفراندوم عملاً مانع شرکت بسیاری از نیروهایی می‌شوند که می‌خواهد و حق دارند بدانند به چه رأی می‌دهند.»

سازمان چریک‌های فدایی خلق افزوده است: «به علاوه پیش از انجام هرگونه انتخابات باید حداقل شرایط و اوضاع و احوال مناسب برای برگزاری انتخابات فراهم باشد. بدون وجود شرایط دمکراتیک همه نیروهای انقلابی و سازمان‌‌های رزمنده نمی‌توانند آزادانه نظرات و عقاید خود را برای مردم توضیح دهند. در قسمت دیگری از بیانیه پس از اشاره عدم شرایط دمکراتیک در حال حاضر آمده است: مردم می‌خواهند بدانند محتوای جمهوری اسلامی چیست. آیا وضع آن‌ها نست به گذشته چه تفاوت‌هایی خواهد کرد. وضع کارگران چه خواهد شد، وضع دهقانان و سایر زحمتکشان ما چه خواهد شد.»

در بیانیه سازمان چریک‌های فدایی خلق تأکید شده است: «به راستی هیچ کس از محتوا و مضمون جمهوری اسلامی اطلاع ندارد. گذشته از این‌ها نحوه برگزاری رفراندوم و طرح این سوال که با جمهوری اسلامی موافقید یا خیر و اگر موافق نیستید طرفدار سلطنت شناخته خواهید شد، توهین به انقلاب خلق است.»

در پایان این بیانیه سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران صراحتاً اعلام کرده است از آنجا که طرح سوال رفراندوم یک جانبه و مستبدانه است و دولت نیز قادر به تضمین آزادی‌های سیاسی برای همه نیروها نیست این سازمان در رفراندوم پیشنهادی دولت شرکت نخواهد کرد.

[[photow03]]

<strong>هفت تن از مقامات پیشین دستگیر شدند</strong>

هفت تن از اعمال رژیم سابق دستگیر و زندانی شدند. شش تن از آن‌ها که هم اکنون در زندان قصر زندانی هستند عبارتند از: سپهبد حسین فردوست، رئیس بازرسی و رئیس دفتر ویژه شاه سابق و قائم مقام اسبق ساواک، علیقلی اردلان، وزیر دربار، صفی اصفیا، وزیر مشاور و قائم مقام نخست وزیر در امور اقتصادی، سناتور سرتیپ محمد علی صفاری، رئیس کمیته حمایت از مصرف کننده و رئیس اسبق شهربانی سناتور محسن خواجه نوری و ناصر یگانه، رئیس دیوانعالی کشور. امروز همچنین اطلاع داده شد که منوچهر ظلی، معاون وزارت امور خارجه در فرودگاه دستگیر شد.

<strong>مجاهدین: ما در جریان وقایع کردستان قرار نگرفته‌ایم</strong>

جنبش ملی مجاهدین طی بیانیه‌ای اعلام داشته است به هیچ وجه در جریان درگیری‌های اخیر کردستان قرار نگرفته و اصولاً هنوز هیچ دفتر و نماینده‌ای در منطقه کرستان ندارد. در این بیانیه آمده است:

«جنبش ملی مجاهدین ضمن ابراز تأسف شدید از درگیری‌ها و خونریزی‌های اخیر کردستان که منجر به قتل تعدادی از برادران عزیز کرد نیز شده است اعلام می‌دارد که به هیچ وجه در جریان این درگیری‌ها قرار نگرفته و اصولاً هنوز هیچ دفتر یا نماینده‌ای در منطقه ندارد.»

در ادامه بیانیه آمده است: «مجاهدین خلق ایران درباره مسأله کردستان مبتنی بر دفاع از حقوق حقه هم‌میهنان کرد و رفع ستم مضاعف از آنان در چهار چوب وحدت ملی و ضد امپریالیستی تمام خلق‌های ایران نیز قبلاً اعلام گردیده و اکنون امیدواریم که با ترک هر نوع مخاصمه زمینه برای اعزام نماینده ذی‌صلاح دولت آقای مهندس بازرگان به منطقه فراهم شده و در اسرع وقت چهارچوب انقلابی و مردمی مناسبی برای حل مسالمت‌آمیز مسأله‌ای که به خوبی می‌تواند به بهانه‌ی مقابله با تجزیه‌طلبی مورد سوء استفاده دشمنان انقلاب قرار گیرد تدارک دیده شود.»

این بیانیه روز ۲۸ اسفند ۱۳۵۷ توسط جنبش ملی مجاهدین صادر شده است.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_43.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_43.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">۳۱ سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 19 Mar 2010 10:38:18 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سینماگران: از هنرمند انتظار تسلیم نداشته باشید</title>
         <description><![CDATA[<em><center>یک‌شنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۵۷ برابر هجدهم مارس ۱۹۷۹ میلادی</center></em>

<strong>سینماگران: از هنرمند انتظار تسلیم نداشته باشید</strong>

به نوشته روزنامه‌ها، چند تن از کارگردانان سینمای ایران از جمله داریوش مهرجویی، رضا علامه‌زاده، عباس کیارستمی، محمدرضا اصلانی، بهمن فرمان‌آرا، کامران شیردل، هژیر داریوش و مسعود کیمیایی طی اطلاعیه‌ای ضمن اشاره به سانسور شدید و تنگناهای اقتصادی که در گذشته برسینمای ایران حاکم بوده است و سبب کشانیدن سینمای ایران و دست اندرکاران آن به دامن ابتذال شد، موضوع خود را در مورد هنرها به طور اعم و سینما به طور اخص روشن کردند.

به نوشته روزنامه اطلاعات در اطلاعیه این گروه از رهبر انقلاب اسلامی ایران به خاطر بیان این‌که «سینما باید در خدمت مردم و تربیت مردم باشد» تشکر شده است و این عقیده را مورد تائید قرار داده‌اند، اما در عین حال به دیوانسالاران و گروه‌های فشار و همه جزمیون هشدار دادند که هر نوع برداشت ابتدایی و قشری از این بیان جامع و کامل، نادیده گرفتن شیوه های اثربخشی هنر است. 

در قسمت دیگری از بیانیه آمده است: «بیایید از هنرمند انتظار قبول و تسلیم نداشته باشیم و بپذیریم که او با الهام از واقعیت تلاش‌های بی‌وقفه مردمان، آئینه‌ای به دستمان می‌دهد تا خود را در آن ارزیابی کنیم.»

[[photow01]]

<strong>نظر مجاهدین خلق درباره رفراندوم </strong>

سازمان مجاهدین خلق ایران امروز در بیانیه‌ای مواضع و نقطه نظرهای خود را در باره رفراندوم و دیگر مسائل جاری و آتی کشور اعلام کرد. در مقدمه این بیانیه پس از تحلیل حوادثی که منجر به کودتای مرداد ۳۲ شد، هشدار داده شده است باید از تک‌روی و علم کردن مسائل فرعی خودداری شود و در غیر این صورت نقشه‌های امپریالیستی یکی پس از دیگری پیاده شده و انقلاب ما دست‌خوش نسیان و افول خواهد شد.

در بیانیه مجاهدین خلق ایران درباره رفراندوم و نحوه استقرار جمهوری اسلامی آمده است: 

«با توجه به واقعیات سیاسی و اجتماعی کنونی جامعه ایران جای تردید نمی‌ماند که برقراری جمهوری اسلامی‌خواست اکثریت قاطع مردم ما و لذا موفقیت آن در رفراندوم پیش بینی شده از جانب دولت از پیش محرز و لذا ضدیت با آن جز نشان سکتاریسم نخواهد بود. 

استقرار جمهوری اسلامی قطع نظر از هر پیشوند و پسوندی که توضیحات بر آن متصور شده باشد، طبعاً برای مجاهدین خلق ایران به عنوان سازمانی که از آغاز حامل یک رسالت مکتبی بوده است به خودی خود یک کمال مطلوب است، مشروط بر این‌که آنچه به نام اسلام ارائه می‌کنیم، حقیقتاً اسلامی و بدور از هر شائبه شرک‌آمیز استبدادی و استعماری و استثماری باشد. 

اسلامی پاک مردمی و مبری از جعلیت زنگارها و رسوبات طبقاتی قرون و اعصار والا بدیهی است که وجدان‌های آگاه و انقلابی مسلمانان هرگز سوء استفاده ارتجاعی از نام اسلام را روا نخواهد داشت. چرا که امروز تمام جهانیان چشم انتظار تجربه‌ای هستند که در این میهن به نام اسلام صورت می پذیرد.»

مجاهدین خلق افزودند: 

«بنابراین، به اعتقاد ما و برحسب این قاعده روشن و صریح اسلامی که هیچ‌گونه انتخاب و قرارداد و عقدی که در آن اجبار روا شده از ابزار تمایل و اراده آزاد افراد و گروه‌های انسانی به نحوی از انحاء ممانعت شده باشد، معتبر و اصیل نیست از دولت آقای مهندس بازرگان تقاضا می‌کنیم ترتیبی اتخاذ نمایند که امکان انتخاب آزاد هرشکل از حکومت برای هر فرد یا گروهی در نظرخواهی وجود داشته باشد. 

البته بدیهی است همچنان‌که فوقاً گذشت در هر صورت نظر مجاهدین خلق ایران دقیقا مطابق نظر اکثریت قاطع مردم ایران و برحسب نقطه نظرهای ایدئولوژیکی خود متضمن رای مثبت به جمهوری اسلامی است.»

[[photow02]]

<strong>زندانیان زندان را آتش زدند</strong>

در کشمکش میان برخی از زندانیان عادی که در کمیته ضدخرابکاری زندانی بودند، و قصد داشتند با حمله به پاسداران زندانبان سلاح آن‌ها را از دست شان بگیرند و فرار کنند، تعدادی زخمی و یک تن کشته شد. 

در این درگیری زندانیان به سوی پاسدارانی که محافظت آن‌ها را برعهده داشتند حمله کردند، یکی از این زندانیان از ارتفاع به پائین پرتاب و کشته شد. مشخصات این زندانی کشته شده معلوم نیست. در این واقعه تعدادی از زندانیان و نگهبانان کشته شدند.

[[photow03]]

<strong>حداکثر دریافتی وزارت دفاع پانزده هزار تومان</strong>

تیمسار دکتر سید احمد مدنی، وزیر دفاع ملی طی مسافرتی که به گیلان و خراسان کرد و در چند برنامه بازدید و سخنرانی در رشت، انزلی و طبس شرکت جست. او در اولین سخنرانی که در اجتماع درجه‌داران و سربازان پایگاه نیروی دریایی ایراد کرد، گفت: 

«امروز ملت ایران از هر قشر و گروه بیش از هر زمان مکلف و مسئول و آگاه است، چون در مرحله سازندگی و خلاقیت برنامه ریزی انقلابی است و دوران مبارزه منفی که بنای استبداد را زیر و رو کرد گذشت. امروز حکومت مردم بر ملت ایران حکم فرما است. باید انحصار طلبی‌ها از بین برده شود و آنچه گروه‌ها را متمایز از دیگری می‌کند باید از بین برده شود.»

وی اقدامات خود برای ایجاد عدالت را برشمرد و گفت: 

«به همین منظور هم دروزارت دفاع ملی دستور داده‌ام به کسی در مجموع بیش از پانزده هزار تومان حقوق و مزایا پرداخت نشود و تمام حقوق‌های ۹۰- ۶۰ و ۵۰ هزار تومان قطع شد و همچنین تمام مستشارانی که اربابان شما بودند، بیرون انداختیم. ما کارگزاری می‌آوریم که کارگزار باشد، ارباب نمی‌خواهیم خواه از چپ باشد خواه از راست. 

چون سال‌ها مبارزه کردیم تا ارباب را از بین ببریم. پس حکومتی ملی و آزاده خواهیم داشت و با اختناق خواهیم جنگید. بالاخره سازمان کثیفی نظیر ضد اطلاعات، ساواک و امثالهم را از بین ببریم و نخواهیم گذاشت چنین سازمان‌های کثیفی پا بگیرد.»

تیمسار دکتر مدنی، وزیر دفاع ملی در اجتماع گروهی از مردم رشت که در دبیرستان آزادگان این شهر برپا شد طی سخنانی با تجزیه تحلیل آنچه رژیم منحوس پهلوی بر ایران ارزانی داشت یادآور شد مبارزات مردم ایران با وجود این‌که رژیم از کشته ها پشته ساخت ولی متوقف نشد تا بالاخره ملت پیروز شد. ولی اضافه کرد تاریخ ملت ایران از تاریخ شاهان ایران جداست. شاهان بیگانه همیشه بیگانه از ملت بودند. 

او در قسمت دیگری از سخنان خود با اشاره به دیگر خیانت‌های چپ پهلوی و مکافات عمل گفت همه آن‌هایی که ملت ایران را بی‌گناه کشتند امروز کشته شدند و پسر رضاخان که ملتی را دربدر کرد امروز مثل سگ هار با ۳۰ میلیارد دلار پولی که بلند کرده است یک متر زمین ندارد که آرام بخوابد این تازه مکافات این جهانش است که اندکی است از بسیار که باقی آن محفوظ است و این درسی باید باشد برای ما که هرکس بر علیه ملت قدم بردارد. 

تیمسار دکتر مدنی در ادامه سفر خود دیروز از طبس و شهرک خسروآباد این شهر که وسیله پرسنل نیروی دریایی ملی احداث می‌شود بازدید کرد و در اجتماع مردم این شهر که در باغ گلشن ترتیب یافت، طی سخنانی مردم را به همکاری و بردباری و خودیاری در زمینه بازسازی طبس دعوت کرد.

[[photow05]]

<strong>نورعلی تابنده: هشت مارس مدل الیزابت تیلور است</strong>

دکتر نورعلی تابنده وکیل دادگستری طی مقاله ای درباره روز زن نوشت: 

«به نظر من انتخاب ۱۷ اسفند هم چندان تفاوتی با ۱۷ دی ندارد. کشورهای اردوی سوسیالیست هم که عضویت سازمان ملل را دارند چنین کاری را نمی‌کند، زیرا ۸ مارس (که گاهی ۱۸ و گاهی ۱۷ اسفند است) از محیط کشورهای غربی اقتباس شده که باز هم مدل «ب.ب» و لیزتایلور و امثال آن‌هاست. 

اگر قرار است روزی به عنوان تجلیل از زن در ایران گرفته شود (که اعمال فکر بنظر من صحیح نیست و تجلیل اسمی علامت عدم تجلیل واقعی است.) چرا روز شهادت فی المثل صدیقه رضایی یا محبوبه متحدین یا مرضیه احمدی اسکویی و مهرنوش ابراهیمی روشن یا هر مبارز دیگر و یا روزهای مبارز دیگر و یا روزهای فراوانی که در تاریخ مبارزات غنی ایران و شیعه وجود دارد انتخاب نمی‌کنید؟» 

وی در ادامه افزود: 

«اصولاً این روز را چه کسی انتخاب کرد و خواست بر زن‌های ایرانی تحمیل کند؟ چرا قبلا از کلیه بانوان نظرخواهی نشده و عده‌ای تحت تاثیر احساسات قرار گرفتند و چشم بسته و ندانسته آن را قبول کردند؟ مگر بانوان ایرانی فقط همین تهرانی‌ها و همین عده قلیل هستند؟» 

وی گفت: «امام خمینی در تمام طول اقامت خویش در پاریس و یا تهران همواره خبرنگاران خارجی و داخلی و سایر بانوان را می پذیرفت و بارها تصریح فرمود که حجاب مذهبی در همین حد است و اگر غیر از آن بود در همان ایام صریحاً می‌فرمود. زیرا دیدیم که ایشان در بیان حقائق و احکام دین و ارائه راه ارشاد هیچ تساهل ندارند. 

برای تحریک اذهان حساس و پرشور جوانان و بانوان، می‌گویند که نباید هیچ تحمیلی را تحمل کرد آیا طرد آثار شوم اختناق و ترک عادتی که مسیر زندگی آینده است تحمیل است؟ پس چرا انقلاب شد؟ آیا همه آداب و رسوم اجتماعی را باید به دور ریخت که سالب آزادی است؟ آئین نامه خلافی ترجمه از اروپا، بیرون آمدن با پیژاما را خلاف می داند و همه قبول کرده و عمل می‌کنند.»

نورعلی تابنده در مورد وضع زنان در جهان گفت: 

«در هیچ جای دنیا افراد حق ندارند نیمه عریان به خیابان بیایند و مقررات و عرف ملت حداقل پوشش را تحمیل می‌کند و این تحمیل نه تنها مخالف آزادی نیست بلکه ضامن آزادی و سلامت جامعه است. برای ملت ایران که اکثریت قریب به انفاق آن مسلمان هستند این حداقل همان است که به عنوان پوشش اسلامی عرضه می شود.

همه مملکت که تهران نیست و همه تهران هم که این بانوان معترض نیستند. همان گونه که اقلیت‌ها (مثلا زرتشتی، کلیمی، ارمنی ...) به احترام عواطف اکثریت در ماه محرم و صفر جشن عروسی به راه نمی‌اندازند بانوان نیز باید باتوجه و احترام به عواطف و عادات اکثریت رفتاری درخور شأن خود داشته باشند. 

همان‌طور که امام فرمود هیچ کس حق توهین کردن به بانوان را ندارد مسلماً اگر کسی چنین کاری بکند از دستور اخلاقی شرع تمرد کرده است و چه بسا از تفرقه اندازانی است که به طینت خود عمل می‌کند. چنین کسانی را باید به هر نحو که ممکن است به کمیته ها کشاند تا در باره او بررسی دقیقی به عمل آید.»

وی افزود: «از همه این‌ها گذشته بانوان ایرانی باید نشان دهند که با آن (زن – عروسک) که در سال‌های گذشته از او ساخته بودند فرق دارند. آن عادات را که هیچ قدرت معنوی جز (عادت بودن) ندارد می‌تواند به سهولت ترک کند. و به عنوان سمبلیک و نشان دادن این تفاوت پوشش اسلامی را رعایت نماید. مگر عده زیادی از همین بانوان نبودند که در بیشتر راهپیمایی‌ها برای نشان دادن چنین تفاوتی به طیب خاطر حتی چادر به سر می‌کردند؟ چطور شد که امروز این‌گونه رفتار می‌کنند؟»

[[photow07]]

<strong>مصادره اتومبیل‌های رضا پهلوی در آمریکا</strong>

به گزارش یونایتدپرس از لوبوک تگزاس، سه نماینده از سوی دولت ایران سه اتومبیلی را که قبلاً مورد استفاده رضا پهلوی بود، به نفع دولت ایران مصادره کردند. عده‌ای پلیس نیز در مراسم مصادره حضور داشتند. 

این مراسم در خانه استفن فون پول، سرپرست رضا پهلوی انجام شد. این سه اتومبیل عبارت از ۲ لینکن و یک بیوک بود و در طول اقامت ۸ ماهه رضا پهلوی مورد استفاده وی قرار می‌گرفت. 

در مورد خانه مسکونی رضا پهلوی که ۲۷۵ تا ۳۰۰ هزار دلار ارزش دارد نیز بین سرپرست وی و دادستان محلی مذاکره شده و مقرر شده است دولت ایران هزینه‌های مربوط به مصادره و بدهی آن را بپردازد. در ضمن وزارت خارجه آمریکا نیز به مقام‌های محلی اطلاع داده است که این اموال متعلق به دولت ایران است.

[[photow04]]

<strong>طرح پرهام و به‌آذین در کانون نویسندگان</strong>  

کانون نویسندگان ایران پس از استقرار در ساختمان جدید طرح‌های اساسی خود را یکی پس از دیگری به مرحله بحث و اجرا می گذارد. به گزارش روزنامه اطلاعات، در آخرین نشست اعضای این کانون، ابتدا در باره ضع بد انتشار آثار نویسندگان بحث شد و یکی از اعضاء پیشنهاد کرد که از این پس آثار نوشته با ترجمه آن دسته از نویسندگان که عضو کانون هستند از طریق کانون انتشار یابد تا حقی از نویسنده ضایع نشود.

بحث طولانی این‌که کانون صنعتی است یا سیاسی در جلسه اخیر با دو طرح به‌آذین و دکتر پرهام ادامه یافت. 
در طرح به‌آذین آمده است که آزادی اندیشه و بیان و قلم و به طور کلی آزادی چاپ و انتشار همه آثار فکری نویسندگان باید بدون ممیزی قبلی باشد و سانسور که خلاف اعلامیه حقوق بشر است در ایران باید برای همیشه ریشه‌کن شود.

در طرح به‌آذین همچنین تاکید شد که کانون سازمانی مستقل و مطلقا صنفی است. دکتر پرهام نیز در طرح خود هرگونه محدودیت برای آموزش پرورش را محکوم کرد و چون به آذین عقیده داشت که سانسور به هر شکل و صورتی باید ریشه کن شود پرهام هرگونه استفاده انحصاری از رسانه های گروهی را نیز محکوم و استقلال نظام خبری و اطلاع رسانی را تایید کرد. 

در این جلسه که احمد شاملو نیز حضور داشت به آذین یادآور شد که کانون می‌تواند در عین حفظ استقلال هواخواه جمعیت ها و یا احزاب اجتماعی و سیاسی خاصی باشد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_42.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_42.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">۳۱ سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 18 Mar 2010 10:39:26 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تقی و جانعلی اشتباها شهید شدند</title>
         <description><![CDATA[<em><center>شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۵۷ برابر هفدهم مارس ۱۹۷۹ میلادی</center></em>

<strong>طالقانی: اعدام می‌شوند، چون در اسلام زندان نداریم</strong> 

آیت الله طالقانی در یک مصاحبه مطبوعاتی که با شرکت خبرنگاران داخلی و خارجی در منزل ایشان انجام شد به سئوالات آنان پاسخ دادند. یکی از خبرنگاران خارجی سوال کرد: 

"دادگاههای انقلابی چرا به متهمین اجازه نمی‌دهند که برای خودشان وکیل بگیرند." آیت الله طالقانی گفتند: " در همه کشورهای انقلابی هزاران نفر در روزهای اول انقلاب اعدام می‌شوند، اگر ما می‌خواستیم مانند همه کشورهای انقلابی عمل کنیم با عصبانیتی که مردم از عوامل رژیم سابق داشتند باید روزی صد نفر را اعدام کنیم. 

[[photow01]]

از ابتدای سقوط رژیم تابحال من خیلی در این محاکمات وارد نیستم و نمی‌خواهم دخالت کنم ولی در روزنامه ها که می‌بینم و می‌خوانم اکثر این‌ها را که می شناسم دستشان به خون جوانان ما آلوده است و هزاران شهود عینی برای مجرمیت آنها در میان مردم موجود است احتیاج به آن طرز روش دادگاه‌های معمول هیچ نیست."

آیت الله طالقانی افزود: " از جهت دیگر کسی وکالت آنها را قبول نمی‌کند حتی آن وکلای عادی و بی تفاوت نیز در خودشان احساس شرمندگی می‌کنند و قدرت دفاع ندارند. 

درباره  مخفی بودن این‌ها اولا مخفی نیست و عده‌ای در آنجا هستند و در روزنامه ها هم نوشته می‌شود و اگر بخواهند در این شرایطی که دستگاه‌ها و مامورین رژیم سابق در تلاش و فعالیت هستند با کمک پلیس‌های مخفی خارجی آمریکا و اسرائیل خطراتی در پیش است شاید علت آنکه آشکار نمی‌کنند از جهت امنیتی باشد. 

ولی گفته‌های این‌ها، دلائل جرم آنها در روزنامه ها منعکس می‌شود. متاسفانه قریب یک دهه یا بیشتر است که در ایران در رژیم سابق دائما دادگاههای مخفی فعالیت داشته و دسته دسته می‌کشتند و نه علل جرمش برای مردم معلوم بوده و نه شهود عینی در آن حضور داشتند. 

و از شما غربی ها هم هیچوقت اعتراض ندیدیم . حالا هم سروصدا راه می اندازند. در کشورهای غربی آنها که منافعشان بخطر افتاده اینرا یک نقطه ضعفی برای ما کرده مشغول تبلیغات در دستگاه‌ها و رسانه های عمومی شان هستند."

آیت الله طالقانی در مقابل این سووال که "چرا آنها را به مرگ محکوم می‌کنید و چرا به حبس ابد محکوم نمی‌شوند؟" پاسخ داد: 

"در قانون اسلام اساسا مساله زندان و محکومیت زندان بصورتی که در دنیا معمول است نیست و این‌ها دلائلی دارد که من بارها گفتم و خواهم گفت که زندان اساسا جنایتی است برای افراد. چون کسی که جانی و آدمکش باشد و مفسد در زمین و قابل اصلاح نباشد در همه دنیا محکوم به مرگ است. 

[[photow02]]

بعضی از کشورهایی هم که قانون اعدام را ندارند بصورت دیگر مردم را می کشند، اسرائیل مثلا مدعی است که قانون اعدام ندارد فلسطینی ها را در کوی و برزن و هرجا شکار می‌کنند مردم بی گناه جنوب لبنان را زن و کودک و زارع و کاسب را زیر بمبها از بین می برد بدون اینکه گناهی داشته باشند و یا آمریکای باصطلاح آزادیخواه به عقیده شما روی این اصل همه آدم کشها آنهم نه آدمکش فردی بلکه آدمکش حرفه ای باید در زندانها پذیرایی بشوند و از نظر تغذیه و بهداشت و وسائل زندگی تامین باشند. یک روز هم باز می آیند بیرون و کارهایشان را از سر بگیرند آیا این درست است؟"

آیت الله طالقانی از خبرنگاران خارجی معترض اعدام پرسید: "بگویید اگر شما بودید با این جانی ها چکار می کردید؟ اینهمه جوانها را از بین بردند نفسها را حبس کردید؟ 

این همه جوان ها را یک کتاب پی در پی حکم اعدام صادر می کردند و یک عده از بهترین جوانهای ما هنوز مفقودالاثر هستند و معلوم نیست چه بلایی سرشان آمده. این اعمال بدست همین کسانی که اعدام شدند صورت گرفت." 

وی در پاسخ به شیوه برگزاری رفراندوم گفت: 

"موضوع رفراندوم همین است که اعلام شده یعنی جمهوریت اسلامی و این برای تسریع کار بهترین روش است."

<strong>فلسفی: در جمهوری اسلامی آزادی برای همه هست</strong> 

حجت الاسلام فلسفی عصر دیروز در مسجد ولی عصر هزار دستگاه نازی آباد پیرامون آزادی و ماهیت آن در حکومت اسلامی سخنرانی کرد. وی گفت: 

"آزادی نعمتی است که خدا به ما ارزانی داشته و باید شکرگزار باشیم و در حفظ آن بکوشیم." فلسفی درباره مسئولیت‌های ناشی از آزادی نیز سخت گفت و این جمله را از حضرت علی نقل کرد کسی شایسته آزادی است که به شرایط آزادی عمل کند. 

[[photow03]]

وی سپس بهترین تعریفی را که خود از میان تعاریف گوناگون آزادی برگزیده بود چنین مطرح ساخت: "آزادی عبارت از این است که فردی بتواند تمام آنچه را که قانون به او اجازه داده اگر بخواهد انجام دهد و بعلاوه کسی نتواند او را مجبور به عملی کند که قانون اجازه نداده است."
 
حجت الاسلام فلسفی به اختناق درگذشته نیز اشاراتی کرد و گفت مسئولان امر می گفتند رشد اقتصادی ما بالا رفته است به فرض اینکه موضوع واقعیت هم می داشت ولی رشد اقتصادی بدون وجود آزادی چه معنی می توانست داشته باشد، سراسر ایران برای مردم قفس شده بود، حتی زن و شوهر ها از هم می‌ترسیدند که مبادا یکی از آنها ساواکی بشود. 

[[photow04]]

فلسفی آنگاه با تاکید براینکه آزادی عالیرتبه سرمایه است صعود کلی آزادی را به آزادی ملی آزادی گروهی و آزادی فردی دسته بندی کرد و پس از تشریح حدود ثفور هریک از آنها گفت اگر ملتی دارای هر سه نوع آن باشد این ملت در اوج بزرگواری است." 

حجت الاسلام فلسفی آنگاه گفت: "جمهوری اسلامی از هر سه نوع آزادی برخوردار است در جمهوری اسلامی تمام اقلیت ها اعم از یهودی، نصارا و حتی بیدین هم محترم هستند؛ اقلیت های مادی و پیرو ماتریالیسم هم محترم هستند، اقلیت‌ها و گروه های ضد دین هم آزادند تا جایی که چوب لای چرخ نگذارند و توطئه نکنند." 

وی در پایان سخنرانی خود توجه مردم را بادامه حفظ اتحاد جلب کرد و از کمونیست ها و مجاهدین خواست کار شکنی نکنند. فلسفی آنگاه شعار جدیدی را برای حضار خواند و از مردم خواست که آن را ۷ بار با صدای بلند ادا کنند. 

شعار این بود: اتحاد، اتحاد حافظ آزادگی است، اختلاف، اختلاف اعاده بردگی است 

[[photow05]]

<strong>گروه منشعب از چریک‌های فدایی خلق در «حزب توده» ادغام شد</strong>

امروز از جانب گروه منشعب چریک های فدایی خلق وابسته به حزب توده اعلام شد که این گروه به طور کامل در حزب توده ادغام شده است. در بیانیه‌ای که به همین مناسبت انتشار یافته آمده است: 

بدینوسیله به آگاهی همه مبارزان می رساند، از آنجا که آغاز فعالیت علنی حزب توده ایران لزوم فعالیت علنی حزب توده ایران لزوم فعالیت گروه ما را در چهارچوب سازماندهی پیشین (سیستم غیرمتمرکز) منتفی ساخته است. نتیجتا بقای گروه ما به شکل قبلی و تحت نام پیشین غیرلازم میگیرد. لذا از این پس هیچگونه اعلامیه و یا نشریه ای تحت نام سابق گروه منتشر نخواهد گردید. 

[[photow06]]

<strong>میناچی: خبرنگاران خارجی می‌توانند همه خبرها را مخابره کنند</strong>

پرس سنتر مرکز خبرنگاران خارجی سازمان خبرگزاری پارس روز پنجشنبه با حضور دکتر میناچی وزیر اطلاعات و تبلیغات و خیرات و مدیران و مسئولان سازمان خبرگزاری پارس گشایش یافت و رسما فعالیت خود را آغاز کرد. 

در آغاز این مراسم دکتر میناچی طی سخنانی هدف از تاسیس این مرکز را تشریح کرد و گفت در کشوری که آزادی شعار آنست تمام خبرنگاران از کلیه کشورها می‌توانند به ایران بیایند و هرگونه خبری را که مایلند آزادانه به مراکز خبری خود مخابره کنند، در حالی که پیش از این گزارش‌های خبرنگاران خارجی بطور کلی از طرف دولت و سایر مراجع باصطلاح امنیتی سانسور و از نشر واقعیت ها جلوگیری می‌شد. 

دکتر میناچی اضافه کرد: 

"بار دیگر از قدمهایی که خبرنگاران خارجی در تعمیم و تفهیم هدفهای والای انقلاب اسلامی ایران و افشاگری مظالم رژیم گذشته برداشته اند سپاسگزاری می‌کنم." 

دکتر میناچی در ادامه سخنان خود از برخی خبرنگاران خارجی که گزارش های نادرستی از رویدادهای ایران بمراکز خود مخابره کرده بودند، گله کرد و از آنان خواست که مرکز خبرنگاران خارجی را که امروز در ساختمان خبرگزاری پارس گشایش یافت خانه خود بدانند و برای دریافت هرگونه خبر و عکس وقایع ایران که عاری از هرگونه شائبه غرض ورزی و غیرواقعی است به آن مراجعه کنند و از همه گونه تسهیلات و امکان های موجود آن بهره گیرند. 

در پایان آقای دکتر ممکن معاون وزیر اطلاعات و تبلیغات و خیرات به حاضران معرفی شد. 

ایشان نیز طی سخنانی به تضیقاتی که در رژیم پیشین در زمینه نشر حقایق و گزارش وقایع وجود داشت اشاره کرد و گفت به یمن انقلاب اسلامی ایران کسانی که زمانی در پشت میله‌ها و در سیاه‌چال‌های زندان در آرزوی یک سطر خبر بودند، هم اکنون در مراکز خبری مملکت از رویدادهای کشور آگاه می‌شوند. 

به گفته دکتر ممکن: "مرکز خبرنگاران خبرگزاری پارس که هر روز از ساعت ۹ بامداد تا ساعت ۲۲ و در ایام جمعه از ساعت ۱۲ تا هشت دائر خواهد بود، دارای خطوط تلکس و تلفنی متعدد است که خبرنگاران خارجی بتوانند منطقه بلافاصله نسبت به تنظیم و ترجمه و مخابره آن اقدام کنند. 

[[photow07]]

علاوه بر این اخبار خبرگزاری بزرگ بین المللی مثل خبرگزاری های فرانسه، آسوشیتدپرس، یونایتدپرس و رویتر بزبان های انگلیسی و فرانسه در این مرکز در اختیار آنان گذارده می‌شود همچنین بولتن های خبرگزاری پارس بزبانهای انگلیسی، فرانسه، عربی و نیز مطبوعات خارجی گذاشته می‌شود در این مرکز خبرنگاران خارجی می توانند عکس های آخرین رویدادهای روز را نیز دریافت و با استفاده از خط رادیو فتوای این مرکز به سراسر جهان مخابره کنند." 

<strong>تقی و جانعلی اشتباها شهید شدند</strong>

به گزارش خبرنگار روزنامه اطلاعات از بندرانزلی، ناوی وظیفه جانعلی رحیمی راننده مینی بوس کمیته انقلاب اسلامی بندرانزلی در عملیات شبانه، اشتباها هدف گلوله قرار گرفت و شهید شد. 

به گزارش خبرنگار همین شهرستان گروهی از دانش آموزان سال ششم رشته های طبیعی، ادبی و ریاضی نظام قدیم بندر انزلی، ضمن اجتماعی خواستار حذف شهریه و تقلیل حجم کتابهای درسی و تغییر تاریخ امتحانات ششم نظام قدیم از اول تیرماه به ۱۵ تیر ماه شدند. 

همچنین خبرنگار اطلاعات از گنبد کاووس، مربی ژیمناستیک گنبد کاووس بر اثر تیراندازی یکی از پاسداران انقلاب گنبد کاوس کشته شد. تقی پناهی مربی ژیمناستیک گنبد ساعت ۹ و نیم شب با اتومبیل خود در حال عبور از خیابان کاخ شرقی بود که متوجه ایست پاسداران انقلاب اسلامی نشد و بضرب گلوله مجروح گردید. وی بلافاصله به بیمارستان انتقال یافت اما بین راه درگذشت. 

<strong>۶ جنایتکاری که در ۴ شهر تیرباران شدند </strong>

شش نفر از عمال و سرسپردگان رژیم طاغوتی در دزفول و شوشتر و نهاوند و یزد تیرباران شدند. ۳ نفر از این عده که در دزفول مقابل جوخه آتش رزمندگان مجاهد قرار گرفتند، عبارت بودند از: 

سرتیپ اکبر غفاریان فرمانده تیپ دو زرهی دزفول متهم به کشتار 28 دیماه این شهر و همدستی با سپهبد بقراط جعفریان استاندار قبلی خوزستان برای اجرای توطئه کودتا در این استان. ستوان دوم علی راهداری افسر شهربانی دزفول متهم به کشتن یکی از جوانان انقلابی بنام عبدالرحیم دیانتی. 

محمد تقی حاج عیدی سرپاسبان شهربانی دزفول و راننده رئیس شهربانی متهم به شکنجه دادن چهار جوان دانشجو و کشتن یکی از آنها بنام عظیم اسد ۲۱ ساله. همچنین محکوم به اعدامی که در شوشتر مقابل جوخه آتش ایستاد سروان حیدر جعفری نیا نام داشت. 

وی معاون شهربانی و رئیس کلانتری شوشتر و متهم به قتل جوان انقلابی باسامی اکبر شکونیا، مرتضی برگریزان، موسی طهماسبی، محمود نمکی و علی سرخول بود. دیروز در نهاوند نیز یکی از عوامل رژیم پهلوی تیرباران شد. 

وی گروهبان یکم میر سلیمان حسینی نام داشت و متهم به شرکت موثر و مستقیم در حوادث خونین و آتش سوزیهای نهاوند بود. ازجمله اقدامات گروهبان مذکور در روزهای انقلاب حمله به کاروان پزشکی آیت الله علامه نوری بود. 

گروهبان محمد جان بهره مند نیز روز یکشنبه گذشته در یزد در برابر جوخه اعدام ایستاد و تیرباران شد. گروهبان محمد جان بهره مند با شلیک گلوله، کاظه دیاله و حاج عباس احمدی دو تن از مبارزین را شهید کرده بود.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_41.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_41.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">۳۱ سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 17 Mar 2010 10:36:28 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>امام: محاکمات دادگاه انقلاب متوقف شود</title>
         <description><![CDATA[<em><center>جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۵۷ برابر شانزدهم مارس ۱۹۷۹ میلادی</center></em>

<strong>بازرسی خانه‌ها بدون اجازه ممنوع است</strong>

دادستان کل انقلاب اسلامی در اطلاعیه‌ای پاسداران انقلاب را از بازرسی بدون اجازه خانه‌ها منع کرد. متن اطلاعیه به شرح زیر است. «به کلیه کمیته‌ها و پاسداران انقلاب در سراسر ایران اعلام می‌شود. یک: بازرسی هیچ منزلی بدون اجازه دادستان انقلاب و در صورت عدم تعیین بدون دستور دادستان شهرستان مجاز نیست و در موارد فوری با مسئولیت کمیته محل و با تنظیم صورت مجلس که باید نسخه‌ای نزد دادستان ارسال شود انجام می‌گیرد. دو: در بازرسی منازل در صورتی که اجازه داده شده باشد، توقیف پول و اموال مجاز نیست مگر این‌که صراحتاً دستور داده شده باشد. سه: زندان قصر در تهران متهمین را فقط ار ساعت هشت صبح تا شش بعد از ظهر می‌تواند بپذیرد و کسانی که در غیر این ساعات دستگیر شود تا باز شدن زندان در کمیته‌ها نگهداری خواهند شد.»

[[photow04]]

<strong>بازرگان با آیت‌الله خمینی ملاقات کرد</strong>

بعد از ظهر پنج‌شنبه آقای نخست وزیر با آیت‌الله خمینی ملاقات کرد و ملاقات پنج‌شنبه آقای بازرگان با امام که در قم و با حضور دکتر یزدی، معاون نخست وزیر انجام شده با آیت‌الله خمینی ادامه خواهد داشت.

گفته است که در ملاقات روز پنج‌شنبه نیز مسایل مهم مملکتی که مورد علاقه امام است مورد بررسی قرار گرفت. به قرار اطلاع از جمله مسایلی که در این ملاقات مطرح گردید نحوه کار دادگاه‌های انقلاب بوده است که سخت مورد توجه امام است و در همین ملاقات به درخواست نخست وزیر تجدید نظر در کار دادگاه‌ها از سوی امام صادر و منجر به انتشار اعلامیه بیست و پنجم اسفند آیت‌الله خمینی گردید.

[[photow01]]

<strong>دستور امام در مورد توقف محاکمات در دادگاه انقلاب</strong>

آیت‌الله خمینی دستور داد محاکمات عمال رژیم سابق گذشته در دادگاه انقلاب مرکزی متوقف شود و این محاکمات پس از تهیه آیین‌نامه ویژه‌ای زیر نظر شورای انقلاب در دولت جریان یابد. متن دستوری که امام در این زمینه صادر کردند به شرح زیر است:

<em>بسم الله الرحمن الرحیم 
نظر به این‌که تسریع در محاکمات و اجرای احکام درباره جنایت کاران فی الجمله منتفی شده است، لازم است از این پس محاکمات زیر نظر شورای انقلاب اسلامی و دولت انقلاب اسلامی صورت گیرد و به همین منظور دستور داده شده است که شورای انقلاب اسلامی آیین‌نامه جدیدی تنظیم و تصویب نماید.

از این رو لازم است دادگاه مرکزی تهران از این تاریخ تا تصویب آیین نامه جدید محاکمات را متوقف کند و دادگاه‌های شهرستان‌ها به کار بازپرسی و محاکمه ادامه دهند ولی اجرای احکام این دادگاه‌ها از این پس موقوف به تایید دادگاه مرکزی خواهد بود که طبق آئین‌نامه جدید صورت خواهد گرفت.</em>

تذکر این نکته بجاست که تمامی دادگاه‌های انقلابی به جز رسیدگی به جرایم ضد انقلابی حق هیچ‌گونه دخالت در امور دیگر از قبیل دزدی و سایر اموری که موجب حد می‌شود را ندارند. زیرا دادگاه‌های فوق‌العاده انقلاب اسلامی فقط مربوط به رسیدگی به امور ضد انقلابی در حال حاضر و در دوران رژیم اختناق می‌باشد.

[[photow05]]

<strong>در جست‌وجوی تبعیدگاه تازه</strong>

با طرح موضوع شدت یافتن بیماری خونی محمدرضا پهلوی شاه سابق ایران، نگاه‌ها متوجه مراکش شد. عید نوروز در مراکش با حضور لیلا پهلوی سپری شد. فرح پهلوی در کتاب کهن دیارا نوشت:

«پادشاه که روزهای خود را با خواندن، گوش دادن به رادیو و ملاقات می‌گذراند، با من درباره آینده سخنی نمی‌گفت. ما سعی می‌کردیم با پنهان کردن افسردگی خود، یکدیگر را دلداری دهیم. شهامت او مرا تحت تأثیر قرار می‌داد. او علی‌رغم بیماری که موجب لاغری و تحلیل قوای وی شده بود و فاجعه‌ای که پایان نمی‌یافت، هرگز لب به شکایت نگشود. ما لحظاتی طولانی در کنار هم می‌نشستیم و من او را در خاموشی می‌نگریستم و احساس می‌کردم که تا چه حد دوستش دارم و تا چه حد از دیدن او در چنین وضعی رنج می‌برم. ما به مدت بیست سال زندگی پرتلاطمی داشتیم. در این روزهای دشوار دیدار امبرتو، پادشاه سابق ایتالیا و کنت دوپاری که به ملاقات همسرم آمده بودند، او را خشنود کرد. نلسون راکفلر نیز به دیدن پادشاه ابراز علاقه کرده بود، اما چند روز قبل از موعد ملاقات درگذشت.»

[[photow06]]

<strong>اسلام مترقی می‌تواند اروپا را فتح کند</strong>

یکی از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در اروپا با نوشتن نامه‌ای به روزنامه اطلاعات به مسأله حجاب اعتراض کرد و گفت: «برای موفقیت جناب آقای مهندس بازرگان بایست فقط دعا کرد و اکنون وقت تجزیه و تحلیل و یا انتقاد نمی‌باشد. لکن برخی از اطرافیان امام مطلبی را ایراد کردند که می‌رود تا پیکره‌های رشد فکری ما را سوزانده و خاکستر انقلاب اصیل اسلامی را که جهانی را بلرزه درآورد بر باد دهد. لذا ناچار مطالبی را در این باره به عرض می‌رساند.»

وی در ادامه افزود: «از سخنان ارزنده حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی و حضرت آیت‌الله العظمی شریعتمداری و حضرت آیت‌الله العظمی طالقانی و آقای بنی‌صدر و ... ما در اینجا از موج کوتاه رادیو تهران پیوسته استفاده نموده و یا اتکاء به آن‌ها معتقد هستیم که اسلام می‌تواند بر مذهب خرافاتی مسیحیان که حضرت عیسی را پسر خدا می‌دانند غلبه نموده و اروپا و آمریکا را تسخیر نماید. به همین دلیل مدت‌ها است که در رادیو و تلویزیون‌های اروپا بحث‌هایی راجع به انقلاب اسلامی ایران می‌شود و مردم را از ترس این‌که علاقه‌مند به اسلام و انقلاب آن نشوند پیوسته متوجه این نکته می‌نمایند که اسلام مذهب زور است و مثلاً زن‌ها را به زور در زیر چادر پنهان می‌دارد.»

وی اظهار داشت: «با برنامه‌ها و بحث‌های مفصلی که از طرف مسلمانان ایرانی و تازه مسلمانان آلمانی برگزار می‌گردید می‌رفت تا این ترس از اسلام مخصوصاً در میان بانوان اروپایی از میان برود. لکن با کمال تأسف و برخلاف تمام تفسیرهایی که در مورد انعطاف‌پذیری اسلام با زمان‌های مختلف تمدن بشری به عمل آمده، مطالب اخیر پیرامون حجاب تنها باعث خوشحالی شاه و تمام آن کسانی شده است که برای جلوگیری از پیشرفت اسلام در اروپا جهت تبلیغات خود به دنبال بهانه و دلیلی می‌گردند.»

در ادامه این متن آمده است: «تمام آن مطلب را امروز با حروف درشت در روزنامه‌های خارج درج نموده و به مردم هشیار داده‌اند که ای زن‌ها و ای آزادی‌خواهان ـ این است اسلام و حقوق اجتماعی زن در آن؟ آیا این برای جامعه انقلابی اسلامی کافی نبود که بگویند بانوان فقط در موقع عبادت بایست چادر بر سر نمایند و در مواقع عادی آزاد هستند؟ و آیا اصولاً در قرآن کریم نامی از چادر و مخفی نمودن زن از فرد آمده است؟ همسر اینجانب و بیش از یک‌صد زن آلمانی دیگر در شهر آگسبورگ به اسلام گرویده و حتی در میان دوستان و فامیل خود به مترقی بودن اسلام غرور می‌ورزند. ولی اگر این بانوان را به پوشیدن چادر یا روسری وادار نماید همگی از اسلام گریخته و به مذهب خرافاتی دیگر که لااقل آزادی لباس پوشیدن را به آن‌ها داده است پناه خواهند آورد.»

محمد حافظی، دانشجوی مسلمان نویسنده نامه در ادامه گفته است: «آخر شما را به خدا یک زنی که مثلاً در لابراتواری کار می‌کند و مرتب با گوش خود بایست امواج مختلفی را تشخیص داده و آن‌ها را رده‌بندی نماید، چگونه می‌تواند سر خویش را در زیر چادر یا روسری پنهان نماید؟ این کار برای بانوانی که شغل آن‌ها تبلیغات مذهبی است بسیار بجا و مناسب و درخور احترام خواهد بود، کما این‌که تمام راهبه‌های مذهب مسیح بدین صورت می‌باشد. ولی اگر بخواهیم مردم را وادار به پوشیدن چادر نماییم این کار سلب آزادی و برخلاف دین مبین اسلام است. آن زنانی که دوش به دوش مردان نبرد کرده و این آزادی را به دست آورده‌اند نبایست از مذهب مقدس خود به خطر سلب مجدد آزادی افسرده خاطر گردند. ما ایرانیان مقیم خارج پیوسته امیدوار بودیم که یک جمهوری مترقی اسلامی به وجود آید که با پاکستان و عربستان تفاوت داشته و زنان و مردان جهان را به تحصین و تعجب واداشته و سرمشقی برای سایر کشورها باشد.»

این دانشجوی ایرانی چنین نتیجه گرفته است: انجمن اسلامی مهندسین شهر اگسبورگ معتقد است که بزرگ‌ترین خدمت به اسلام از طریق انقلاب ایران شده است اگر به سه نکته زیر توجه فرمایند:

۱. به هر گدا و بیسواد و بی سر و پایی اجازه داده نشود که عمامه بر سر گذاشته و آبروی روحانیت و اسلام را ببرند. داشتن و استفاده از عمامه بایست به همان اندازه مشکل باشد که حمل لباس با درجه افسری‌... کسانی که عمامه بر سر می‌گذارند بایست قبلاً از عهده امتحانات مربوطه بیرون آمده و واقعاً درخور آن باشند. کسی که خودسرانه عمامه بر سر می‌گذارد بایست دستگیر و مجازات گردد. تا بدین ترتیب مبلغین مذهبی و علما ارزش واقعی خود را در اجتماع بیابند.

۲. پوشیدن چادر همان‌گونه که چادر نماز نامیده می‌شود فقط در موقع نماز توصیه شده و در کوچه و خیابان ممنوع گردد تا رفته رفته قیافه اجتماع ما با یک اجتماع مترقی اسلامی منطبق گردیده و از تقلید عربی بیرون آید.

۳. علاوه بر رادیوهای عادی یک ایستگاه رادیویی اسلامی نیز به نام صدای اسلام همانند رادیوی واتیکان در رم تأسیس گردد و برای سرتاسر جهان برنامه‌های مذهبی و تبلیغاتی پخش نماید. در خاتمه امیدواریم که رهبران عالی‌قدر مذهبی ما اجازه نفرمایند که ما در موقع بحث و برهان در برابر خارجی‌ها نسبت به ارزش‌های اسلامی زن در اسلام محکوم شویم.

از طرف انجمن اسلامی مهندسین شهر اگسبورگ (آلمان غربی) محمد حافظی

[[photow03]]

<strong>عزالدین حسینی: اقتصاد ایران سوسیالیستی شود</strong>

خبرنگار روزنامه اطلاعات از مهاباد گفت: «آیت‌الله شیخ عزالدین حسینی، رهبر جنبش خودمختاری کردستان ایران اعلام کرد که با کمونیست‌های ایرانی که سرسپرده هیچ ابرقدرتی نیستند و در داخل ایران فعالیت می‌کنند، مخالفتی ندارد.»

وی گفت: «من معتقدم که هر گروه سیاسی باید بتواند آزادانه فعالیت کند. در انقلاب ایران روی عقاید مذهبی نباید تکیه شود. بلکه نقش افراد و گروه‌ها در پیشبرد انقلاب مهم است.»

آیت‌الله شیخ عزالدین حسینی در بخشی از سخنان خود به مسأله خودمختاری کردستان اشاره کرد و گفت که باید به دیگر خلق‌های ایران نیز حق خود مختاری داده شود، زیرا من عقیده دارم که با تأمین حقوق خلق‌های ایران و رفع ستم ملی از آن‌ها:

«هیچ بیگانه‌ای نمی‌تواند در دورن ایران رسوخ کند زیرا بیگانه پای در جایی می‌تواند گذارد که در آنجا ستم ملی وجود داشته باشد. رهبر جنبش خودمختاری کردستان خواهان دگرگونی در سیستم اقتصادی ایران شد و تأکید کرد که یک اقتصاد سوسیالیستی باید در ایران پیاده شود.»

وی گفت: «من ماتریالیست نیستم. جهان وطنی هم نیستم. این‌که می‌گویند ملیت از بین می‌رود دروغ بزرگی است.»

<strong>به شوشتر اعدام کردند سروان دیگری!</strong>

به گزارش خبرنگار اطلاعات از شوشتر، ساعت چهار بامداد امروز سروان حیدر جعفری‌نیا، رئیس کلانتری و معاون شهربانی شوشتر که به جرم کشتار مردم با رأی دادگاه عدل انقلاب اسلامی اهواز به اعدام محکوم شده بود، در شوشتر تیرباران شد.

محاکمه سروان جعفری‌نیا، رئیس کلانتری شوشتر ۱۴ روز به طول انجامید و به اتهام کشتار مردم در ماه‌های شهریور آذر و دی‌ماه و شهید کردن اکبر شکوه‌نیا، مرتضی برگ‌ریزان، موسی طهماسبی، محمود نمکی و علی سرخول به اعدام محکوم گردید. سرانجام حکم اعدام ساعت چهار بامداد امروز در محوطه پل حاج خدایی و با حضور جمعی از خانواده‌های شهدا و مجروحان اجرا شد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_40.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_40.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">۳۱ سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 16 Mar 2010 08:04:06 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حزب توده: به جمهوری اسلامی رأی می‌دهیم</title>
         <description><![CDATA[<em><center>پنج‌شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۵۷ برابر پانزدهم مارس ۱۹۷۹ میلادی</center></em>

<h4>حزب توده: به جمهوری اسلامی رأی می‌‌دهیم</h4>

به نوشته روزنامه اطلاعات، حزب توده ایران اعلام کرد به جمهوری اسلامی رأی می‌دهد. در بیانیه‌ای که به همین مناسبت از سوی حزب توده ایران در تاریخ ۱۲ اسفندماه منتشر شد، اما در ۲۴ اسفند در این روزنامه به چاپ رسید، آمده است:

«هموطنان! حزب توده ایران برنامه خود را درباره تحول بنیادی در جهت تحکیم استقلال ملی، دموکراسی و سالم‌سازی اقتصاد کشور، رفاه عمومی و پیشرفت اجتماعی بیان داشته و نظرش در این باره مشخص و روشن است. ما مدت‌هاست که نظر خود را درباره ضرورت ایجاد یک جمهوری متکی بر اراده خلق بیان داشته‌ایم، بدیهی است براساس مشی خود و سوال مربوط به جمهوری یا سلطنت، به سود جمهوری اسلامی رأی می‌دهیم.»

حزب توده افزود: «در مورد نام این جمهوری، ما به همان ترتیب که آیت‌الله خمینی مسأله را مطرح می‌کند، یعنی «جمهوری اسلامی»، چنان‌چه در گذشته نیز تشریح کرده بودیم، رأی می‌دهیم. زیرا اولاً اصل مطلب محتوای سیاست حکومت‌هاست. مردم مبارز ایران باید بکوشند تا قانون اساسی جدید بر پایه حفظ منافع اساسی جامعه ما، یعنی استقلال ملی، صلح و دمکراسی و پیشرفت اجتماعی و رفاه عمومی منظم شود و دولت‌های ناشی از مجلس آینده پیگیرانه در جهت قانون اساسی جدید عمل کند. ثانیاً حفظ وحدت نظر و کلمه همه نیروهای ملی و دموکراتیک در شرایط کنونی یک امر حیاتی است. ما هموطنان عزیز را به دادن رأی مثبت به جمهوری اسلامی در همه‌پرسی آینده فرا می‌خوانیم.»

[[photow05]]

<h4>تقاضای اعدام هویدا از دادگاه انقلابی</h4>

دادگاه انقلاب اسلامی برای هویدا درخواست حکم اعدام کرد. در متن کیفرخواست این دادگاه آمده است: آقای امیر عباس هویدا، فرزند حبیب‌الله، به شماره شناسنامه ۳۵۴۲ صادره از تهران، متولد ۱۲۹۵ وزیر سابق در شاهنشاهی منقرض و نخست وزیر اسبق شاه ساقط، تبعه ایران متهم است به:

۱. فساد در ارض
۲. محاربه با خدا و خلق خدا و نایب امام زمان (ع)
۳. قیام علیه امنیت و استقلال مملکت با تشکیل کابینه‌های دست نشانده آمریکا و انگلیس و حمایت از منافع استعمارگران

۴. اقدام بر ضد حاکمیت ملی با حفظ سلطه سلطان دست نشانده آمریکا و دخالت در انتخابات مجالس قانون‌گذاری و عزل و نصب وزرا و فرمانداران با نظر و خواست سفارتخانه‌های خارجی
۵. واگذار کردن بی‌قید و شرط منابع زیر زمینی از نفت و مس و اورانیوم و غیره به بیگانگان

۶. گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی امپریالیسم آمریکا و همدستان اروپایی‌اش بر ایران، از ‌جمله از طریق نابودی صنایع داخلی و تضعیف آن‌ها در برابر رقبای خارجی و تبدیل ایران به بازار مصرف کالاهای خارجی.

۷. پرداخت در‌آمدهای ملی حاصل از نفت به شاه و فرح و نیز تسلیم این درآمدها به ممالک وابسته به غرب و سپس اخذ وام با نرخ‌های بالا و گزاف و شرایط اسارت بار از آمریکا و سایر دول غرب.
۸. نابود ساختن کشاورزی و دامپروری و از بین بردن جنگل‌ها.
۹. شرکت مستقیم در فعالیت‌های جاسوسی به نفع غرب و صهیونیسم

۱۰. دسته‌بندی با توطئه‌گران بین‌المللی در پیمان‌های سنتو و ناتو و سرکوبی ملت‌های ایران و فلسطین و ویتنام عضو فعال سازمان فراماسونری در ایران در لژ فروغی با توجه به اسناد موجود و اقرار شخصی متهم.
۱۱. شرکت در خفه کردن و ارعاب مردم حق طلب و استعمار شده ایران با دستگیری آزادی‌خواهان و کشتار مردم بی‌دفاع و ضرب و جرح و شکنجه و آزار آنان و نقض آزادی‌های اساسی انسانی مصرح در قانون اساسی وقت و قوانین موجود، از جمله اعلامیه حقوق بشر و قوانین الهی از جمله با توقیف روزنامه‌ها و اعمال سانسور در مطلوعات و کتب.

۱۲. موسس و اولین دبیر کل حزب استبدادی رستاخیر ملت ایران.
۱۳. اشاعه فساد فرهنگی و اخلاقی و شرکت در تحکیم پایه‌های استعمار از جمله شرکت در برقراری مجدد کاپیتولاسیون یعنی ایجاد قضاوت کنسولی در مورد آمریکائیان.

۱۴. شرکت مستقیم در قاچاق هروئین در فرانسه، در معیت حسنعلی منصور.
۱۵. دادن گزارش خلاف واقع و اشاعه اکاذیب با انتشار روزنامه‌های دست نشاده و گماردن سردبیران جیره‌خوار در رأس نشریات و سانسور اخبار و انتشار اخبار و گزارش‌های مجعول که تمام این اقدامات در اجرای توطئه استعمارگران بیگانه و سلطان دست نشانده به منظور اسارت و استثمار هرچه بیشتر ملت ایران بوده است، سلطانی که حسب اقرار متهم به وسیله آمریکا روی کار آمده است.

[[photow01]]

به گفته دادگاه انقلاب براساس گزارش‌های شورای عالی اقتصاد و مقالات و شکایات شاکیان و نویسندگان، از جمله آقای دکتر علی‌اصغر حاج سید جوادی و فتاوی علما و مراجع تقلید و مندرجات روزنامه‌ها و اسناد به دست آمده از ساواک و اسناد موجود در نخست وزیری و شهادت دکتر آزمون، وزیر کابینه متهم و شهادت آقای جعفریان و آقای نیکخواه در همین دادگاه و اظهارات اقاریر شخصی متهم چون وقوع جرایم منتسبه قطعی و محقق است، تقاضای رسیدگی و صدور حکم اعدام متهم و مصادره اموال وی شد.

به گزارش روزنامه اطلاعات هویدا که کاپشن اسکی مشکی به تن و کلاه کپی به سر داشت دیگر از پیپ و گل ارکیده معروف وی خبری نبود، به دفاع از خود پرداخت.

<strong>رییس: آقای هویدا اجازه بدهید راجع به این مورد یک سوالی از شما بکنم تا این موضوع برای شما و دیگران روشن شود. شما در رابطه خلق و خدا، استنباط و تفکر خودتان را برای من بگویید تا موضوع بیشتر روشن شود و آنچه از نظر خلق و خدا شما حس می‌کنید، شما ارتباط بین خلق و خدا را چگونه می‌بینید و این دو مفهوم را نسبت به هم برای خودتان چگونه توجیه می‌کنید؟</strong>

خیال می‌کنم که اینجا داریم وارد یک موضوع فلسفی می‌شویم بدیهی است هرگونه که یک فرد ایرانی برای مملکتش قدم برمی‌دارد، برای خانواده‌اش، برای اشاعه دینش کاملاً روشن است و احتیاجی به استدلال بیشتر ندارد، ولی در اینجا که می‌گویند محاربه، که یک کلمه عربی است و از حرب به معنای جنگ می‌آید، جنگ با خدا، باید آدم یک کاری کرده باشد که بگویند جنگ با خداست.

<strong>شما می‌فرمایید من فرد متدینی هستم، ممکن است بفرمایید متدین به چه دینی؟</strong>

خیال می‌کنم قانون این را مشخص کرده مسلماً دین اسلام است.

<strong>کدام قانون؟</strong>

قانونی که به من مربوط می‌شود و به آن خانواده‌ای که من در آن به دنیا آمده‌ام.

<strong>یعنی شما در خانواده‌ای به دنیا آمده‌اید که دینش اسلام است و شما هم اسلام را پذیرفته‌اید؟</strong>

بله.

<strong>فکر می‌کنم برای این‌که مسأله محاربه روشن شود بهتر است شما به بندهای دیگر کیفر‌خواست مراجعه بفرمایید و ببینید دادستان دادگاه چه اتهامات و جرایمی را نسبت به شما عنوان کرده و عمل شما را در حکم محاربه با خدا دانسته است.</strong>

[[photow02]]

امیرعباس هویدا، نخست وزیر سال‌های ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۶ که طولانی‌ترین دوران اداره قوه مجریه در ایران را برعهده داشت، از دادگاه پرسید: «بنده هم می‌توانستم اکنون در نیویورک یا کشورهای دیگر قدم بزنم. این امکان را داشتم ولی چرا در مملکتم هستم؟ قبل از ۱۷ آبان حتی می‌توانستم بروم. اولاً چرا ۱۷ آبان پیش آمد؟ چرا بنده از دولت برکنار شدم؟ چرا بنده از وزارت دربار برکنار شدم؟ چرا؟ همه این‌ها مسایلی که مسلماً بایستی استدلال شود تا دادگاه بتواند درباره‌اش قضاوت کند. چطور یکی از نخست وزیران، روزهای حکومت سیستم قبل از انقلاب از ایران خارج شد؟ چطور شد؟ چرا این‌ها سوال نمی‌شود؟»

گزارشگر روزنامه اطلاعات نوشت: «وقتی هویدا را به دادگاه آوردند کاملاً مات و متحیر بود، یک کاپشن مشکی به تن و کلاه کپی به سر داشت دیگر از پیپ و گل ارکیده معروف وی خبری نبود، بی‌آن‌که بر صندلی که برایش در نظر گرفته بودند بنشیند، چند دقیقه روی تابلویی که رویش آیه "‌ولکم فی القصاص حیوه یا اولی الالباب من قتل نفسا بغیر نفس اوفساد فی الارض ..." چشم دوخت و بعد نگاهش روی انبوه تماشاگرانی که در دادگاه حضور داشتند خیره ماند. با دقت همه را نگاه می‌کرد انگار دنبال چهره‌ای آشنا می‌گشت، آخرین امیدش قسمت مخصوص خبرنگاران بود ولی فایده‌ای نداشت هیچ‌کس را ندید که یادش بیاورد قبلاً او را دیده باشد.»

[[photow03]]

به گزارش این روزنامه جلسه دادگاه نزدیک ساعت یک بامداد آغاز شد و تا ساعت سه و سی دقیقه بامداد طول کشید و در تمام این مدت هویدا تنها یکبار پیپ کشید آن‌هم در وقت استراحت پنج دقیقه‌ای بود که دادگاه داد.

در طول دادگاه هویدا چندین بار خطاب به دادستان گفت: «ما امروز با هم توافق‌هایی داشتیم»، برای بار سوم دادستان در جوابش گفت: «آقای هویدا چه توافق‌هایی؟ چرا نسبت به من می‌دهید؟»

طی شب‌هایی که دادگاه انقلاب به آخرین دفاع و اصولاً دفاعیات متهمین رسیدگی کرد و به غیر از یکی همه آن‌ها به اعدام محکوم شدند، هویدا اولین محکومی بود که جلسه دادگاهش ناتمام ماند و ادامه‌اش به شب دیگری موکول شد.

بنا به گزارش خبرنگار روزنامه اطلاعات: سخنگوی دادگاه انقلاب اسلامی ایران خواست در روزنامه اعلام شود، اگر شخص یا اشخاصی که از هویدا شکایت دارند یا اسناد و مدارکی دال بر اتهامات وی دارند فوراً به دادگاه انقلاب اسلامی ایران مراجعه کنند.

در وقت استراحت هویدا رو به حاضرین دادگاه گفت: «شما جوان‌ها اگر آنچه را من این روزها و امشب در سیمایتان و در رفتارتان نسبت به یکدیگر می‌بینم همچنان حفظ کنید می‌توانید به راحتی کوه را هم از جای خود بلند کنید.»

هویدا می‌گفت: «روز اولی که مرا دستگیر کردند بعد از ظهرش روزنامه‌ها نوشتند، هویدا گریه می‌کرد، من گریه نکردم و گریه هم نخواهم کرد. یکی از شاکیان خصوصی پرونده اتهامی امیرعباس هویدا آقای علی اصغر حاج سید جوادی است.»

[[photow06]]

<h4>بازرگان: حق نداریم اوضاع را واژگون کنیم</h4>

مهدی بازرگان، نخست وزیر موقت دولت انقلاب دیروز طی سخنانی وضع دولت خود را تشریح کرد و اعلام داشت: «یک مشکل بزرگ این دستپاچگی‌هاست، فشارهایی است که از هر طرف می آورند که یالله یالله تند باش انقلاب کن! پس چه کسی و کی دردهای ما را دوا می‌کند؟ این چه دولت انقلابی است؟! پس چه موقع حق ما را می‌دهند؟ البته ما نگفتیم که انقلاب نمی‌کنیم و انقلاب نمی‌خواهیم. می‌کنیم، اما محکم، اساسی، مطالعه شده، بی‌عیب و هر قسمتش به نوبت. آن انقلاب در موقعی خواهد بود که به تصویب مجلس برسد ما حق نداریم مادامی که رفراندوم نشده مادامی که ملت رأی خودش را نداده و یک قانون اساسی تصویب نشده بیاییم از پیش خودمان اوضاع را واژگون بکنیم.»

بازرگان افزود: «معذلک از همان روز اول دست به کار اصلاحات و تغییرات که همان هم انقلاب است شدیم و ادامه هم می‌دهیم منتها تدریجی، نباید فراموش کنیم که این دولت، دولت موقتی است. رفراندوم کننده است و تدارک کننده؛ نه تنها روی دولت فشار می‌آورند، بلکه آقا را هم تحت فشار می‌گذارند، آقا هم که یک پارچه احساس و انقلاب و عطوفت و همیشه از بنیان و از قلب و از دل و مغز و زبان مدافع و طرفدار طبقه ضعیفان و بینوایان و به قول خودشان پابرهنگان. خب! احساسات ایشان را تحریک می‌کنند، آن وقت آقا وادار می‌شوند طاقت نمی‌آورند از بالا سر ما بدون مراجعه و مشاوره به دولت بدون این‌که از ما بپرسند اعلامیه و دستور صادر می‌فرمایند. یک‌دفعه دست و پای ما را توی پوست گردو می‌گذارند. برق و آب را مفتش بکنید، لااقل آن‌هایی که کم مصرفند، خانه و زندگی برای برهنه‌ها بسازند، گوشت یخ زده داده نشود، اتوبوس مجانی بشود و از این حرف‌ها.»

بازرگان در سخنان خود گفت: «یک‌شنبه شب جمعه اخیر یعنی شش روز قبل که دسته جمعی یعنی هشت نفر از هیأت وزراء خدمتشان رسیدیم، صاف و پوست کنده گفتیم خدا توفیق و عمر و عزت آقا را زیاد بکند شما هم که ما را کلافه کردید. شما هم که مثل سایر مردم. آخه اقلاً فرمایشتان، امرتان را به ما بفرمایید تا ما بگوییم چکار باید کرد، آمدیم و، البته مال دو سه هفته قبل است، گفتیم آن‌هایی که تصویب‌نامه صادر شد و اجرا شد، اعلام هم شد، کسانی که از صد کیلو‌وات ساعت در ماه کمتر مصرف برق دارند، مفت و مجانی است آن‌ها هم که ـ نمی‌دانم حالا رقمش را ممکن است عوضی بگویم ـ از ده متر مکعب آب در ماه کمتر مصرف می‌کنند آن‌ها هم معافند. کاری بود انقلابی کاری بود.»

رییس دولت موقت گفت: «مطابق فلان، بعد هم فکر کردیم، خب آن پول‌هایی که نمی‌آید جایش باید چه باشد، گفتیم خب صرفه‌جویی‌ها و دادن پست‌های زائد که مشغولش بودیم، داده بودیم و مرتب هم می‌زنیم و جلوگیری از این گشاد بازی‌ها و ولخرجی‌های عجیب و غریبی که بود این جبران می‌کند، خیلی خب... همان شبی که قم بودیم شنیدیم که بله سازمان آب قم چون بیشتر مصرف‌کنندگان قم کمتر از ده متر مکعب آب مصرف کرده‌اند، ورشکست شده، ای وای چه بکنیم؟ دولت باید پولش را بدهد دیگر حکیم باشی را بخوابانیم. موضوع مصرف برق هم همین‌طور، برای عدم رسیدگی به وضع پابرهنه‌ها و بیچاره‌ها خیلی به ما پرخاش فرمودند خب حق هم دارند. چه بهتر که از زبان ایشان ما بشنویم. خب گفتیم هم که همچنین نیست که ما توی پرقو خوابیده باشیم.»

مهندس بازرگان اظهار داشت: «خلاصه این‌که از همه طرف فشار روی این دولت است. در حالی که دولت از همه بیچاره‌تر و بی‌پول‌تر است و از همه جیبش خالی‌تر است، آخر این اعتصاب‌ها دولت را هم متأثر کرده است. یک قلم از کارخانجات دخانیات دو میلیارد تومان کم‌فروشی داشته، گمرکات کم کاری بود، نه میلیون تومان گمرکات کسر درآمد داشته، نفت صادر نشد، بسیار هم لازم بود. آقا هم امر فرمودند، خود ما هم رفتیم. اما یک واقعیتی است! پنجاه میلیون تومان ازین رهگذر خزانه ما خالی شده، حالا پول‌هایی که خودشان بردند به کنار، گوشت لخمش را برده‌اند، استخوانش را برای ما گذاشته‌اند، بیش از این روی مشکلات و دردها سرتان را درد نمی‌آورم، ولی باید این را هم بگویم که خیلی هم کارهای بزرگ کردیم.»

وی افزود: «خیلی هم جان کندیم خیلی هم کارهای انقلابی کردیم که به نظر نمی‌آید، نمی‌خواهیم منت بگذاریم، صورت خواسته بودم متأسفانه نرسید که به من بدهند فکر می‌کنم بیش از سی نفر را برای سرپرستی ادارات دولتی و جاهایی را که از یتیم‌های گردن کلفت به ما رسیده معین کرده‌ایم که کار آسانی نیست توی این مملکت قحط الرجال. در این مرحله هم باید تمام قشرها شرکت کنند، اگر آن دانشجو بگوید به من تا خودم رییس دانشگاه معین نکنم نمی‌روم سر کلاس، آن کارگر بگوید حاضر نیستم مو لای درز دستمزد و پاداشم برود، حاضر نیستم حتی یک مقدارش را نسیه بگیرم، والا وزارتخانه را آتش می‌زنم.»

بازرگان گفت: «آن برادر عزیز ترکمن ما به جرم این‌که شما‌ها شهری هستید و غیرترکمن هستید آمدید اینجا. بنابراین از خانه و مزرعه بیرونتان می‌کنند یا عشایر جاهای دیگر این‌طور بگویند یک عده‌ای باز به نام کمیته امام بروند اراضی دیگر را ضبط بکنند با زور اسلحه آن انقلابی‌مان یک کار بکند، کارگر یک کار، خانم‌ها سر یک کلمه این جنجال را راه بیندازند، شهر را روی سرشان بریزند، خب چه می‌شود؟ این را اسمش را می‌گذارید همکاری؟ شما ملت که این امتحان را دادید به پیروزی رساندید، اگر حالا نکنید زبانم لال خدای نکرده اگر مملکت بهم بریزد، کودتا بشود، شاه برگردد، خارجی و داخلی بیایند ایران را قطعه قطعه بکنند، یک‌جا به حمایت از کردها یا بلوچ‌ها یا افغان‌ها یا عرب‌ها یا ترک‌ها چه می‌شود؟ برادر عزیز ترکمن و کرد، خانم محترم کارگر عزیز دلبند این ره که تو می‌روی به ترکستان است، آن دفعه هم گفتم نکنید، کاری که نه از تاک، نشان ماند نه از تاک نشان.»

نخست وزیر دولت موقت اضافه کرد: «همان‌طور که در آن مرحله دست به دست هم دادید در این مرحله هم باید همین‌طور باشد، چاره‌ای نیست جز این‌که دندان روی جگر بگذاریم همه‌مان، صبر کنیم قبول کنیم که هنوز درد هست، مشکلات هست، کمبود هست، کسری هست، هنوز باید محرومیت بپذیریم هنوز باید فداکاری بکنیم، در دولت در انتصاباتش نقص هست، کسر هست، خطا هست، جا برای انتقاد هست ولی این‌ها می‌آیند در دستجات شما لابلای شما در داخل مملکت توی کارگرها می‌آیند با ظاهر دلسوز توی کارگرها می‌آیند، ظاهراً دلسوزی می‌کنند دایه مهربان‌تر از مادر می‌شوند، اطلاع داریم کسانی هستند از بین دانشجویان دانشگاه راه می‌افتند در دهات رفتند در کارخانه‌ها می‌روند در صورتی که باید سر کلاس‌هایشان باشند، کردستان و ترکمنستان و جاهای دیگر می‌روند میان خانه‌ها می‌روند از این اجتماعات سوء استفاده می‌‌کنند، حرف‌هاشان را در زبان و در دهان شما می‌گذارند.»

[[photow04]]

<h4>شاه، بیماری شدید خونی گرفت</h4>

به گزارش خبرگزاری فرانسه از رباط، یک منبع آگاه در رباط اعلام کرد که رضا پهلوی سه‌شنبه شب وارد پایتخت مغرب شده و از جانب پدر و مادرش مورد استقبال قرار گرفته است.

شاه سابق و خانواده‌اش روز ۱۵ فوریه در کاخ دارالسلام که ملک حسن دوم در اختیار آن‌ها گذارده است به سر می‌برند. منابع آگاه رباط، امروز گفتند که شاه سابق گرفتار عارضه شدیدی از لحاظ گردش خون شده است.

<h4>گروهبان حسینی در نهاوند تیرباران شد</h4>

به گزارش خبرنگار روزنامه اطلاعات از نهاوند، بامداد امروز گروهبان یکم امیر سلیمان حسینی یکی دیگر از سرسپردگان رژیم سابق در نهاوند تیرباران شد. گروهبان حسینی معروف به گروهبان کودتاچی یک ماه پیش توسط رزمندگان زنجان دستگیر و به نهاوند اعزام شده بود.

وی یکی از عاملان فاجعه دی‌ماه اخیر نهاوند بود که با پوشیدن لباس سرهنگی برای سرکوبی نهضت مقدس ملت مسلمان جوانان مبارز را در نهاوند به گلوله بست و به گروهبان کودتاچی معروف شد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_39.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_39.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">۳۱ سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 15 Mar 2010 10:00:04 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مجاهدین خلق: حجاب مسأله اصلی ما نیست </title>
         <description><![CDATA[<em><center>چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۵۷ برابر چهاردهم مارس ۱۹۷۹ میلادی</center></em>

<h4>مجاهدین خلق: حجاب مسأله اصلی ما نیست</h4>

سازمان مجاهدین خلق ایران در ارتباط با مسأله حجاب، بیانیه‌ای به شرح زیر صادر کرد: «راه مبارزه پرپیچ و خم است و دشمن در گردنه‌هایش به کمین نشسته است در شرایطی که نهادهای اساسی امپریالیستی در جامعه ما ریشه‌کن نشده و بالمال موجودیت انقلاب هنوز در تهدید است تنها و تنها با اصلی و فرعی کردن مشکلات و اجتناب از خرده‌کاری و فشرده کردن همه نیروهای مردمی و از میان برداشتن پایگاه داخلی امپریالیسم می‌توان نسیم‌های سمی را به نسیم دلپذیر و مستمر آزادی تبدیل کرد. بنابراین دنبال‌گیری مسایلی که در شرایط کنونی از مسایل اصلی جامعه و جنبش ما نمی‌باشد و به هر نحوی که باشد موجب انحراف از مسیر و به بیراهه رفتن نیروها و انرژی‌ها شده و فرصت‌ها و زمینه‌هایی برای توطئه‌ها و تحریکات ضد انقلاب فراهم خواهد نمود و از آن جمله است درگیری‌هایی که این روزها در مورد مسأله حجاب ایجاد شده.»

سازمان مجاهدین خلق در بیانیه‌اش افزود: «حجاب به عنوان یک نهاد انقلابی اسلام فی‌الواقع چیزی نیست جز کوششی اجتماعی به خاطر رعایت و حفظ سلامت اخلاقی جامعه که خود بدون شک از ضروریات رشد همه جانبه معنوی و مادی اجتماع است و ما مطمئنیم که خواهران و برادران انقلابی ما همان‌گونه که تاکنون در عمل نشان داده‌اند این ضرورت را به بهترین وجه رعایت نموده و خواهند نمود. لذا هر موضع‌گیری خصمانه برای تحمیل جبری هر شکل از حجاب بر زنان این میهن آمده در جامعه‌ای که تازه می‌خواهد نظم فاسد و منحط آریا مهری را که در آن هیچ مرزی بین آزادی و بی‌بند و باری وجود نداشت پشت سر بگذارد، نامعقول و نامقبول است.»

سازمان مذکور اعلام کرد: «بارگران فرهنگ امپریالیستی را هرگز نمی‌توان به یکباره و جدا از جریان دراز مدت تدریجی از دوش تمام مردم این میهن چه زن چه مرد فرو نهاد. خوشبختانه تا آنجا که ما می‌دانیم و مواضع اعلام شده کلیه مسئولین کشور و مقامات دولت آقای مهندس بازرگان نیز موید آن است هیچ مقام و نیروی مسئولی نیز قصد ندارد برای جامعه زنان ما کمترین اجبار و اشکالی در این رابطه ایجاد کند و اگر هم برخی برخورد‌های غیراصولی دیده شده باشد. از طرف عناصر ناآگاه و یا احیاناً افراد مشکوک و عناصر ضد انقلاب اعمال و توطئه‌چینی شده است.»

این سازمان در اطلاعیه خود تأکید کرد: «بنابراین انقلاب ما هیچ‌گونه تردید و افکاری را در راه آزادی کامل حقوقی و سیاسی و اجتماعی زنان ما نمی‌پذیرد، لذا مجدداً تأکید می‌کنیم که بایستی با اصلی و فرعی کردن موضوع مبارزه تمام نیروها را علیه امپریالیسم و پایگاه‌های امپریالیستی بسیج نمود و خشم مقدس انقلاب را نثار آن‌ها کرد.»

[[photow01]]

<h4>تغییرات تازه در نحوه برگزاری رفراندوم</h4>

ستاد رفراندوم انقلاب امروز اعلام کرد سن رأی دهندگان ۱۸ سال تعیین شده و در تعرفه رفراندوم دیگر به ذکر مشخصات رأی دهنده احتیاجی نیست. بنا به گزارش روزنامه اطلاعات قبلاً حداقل سن برای شرکت در رفراندوم ۱۶ سال تعیین شده بود، امروز همچنین وزارت کشور به فرمانداران و بخشداران دستور داد تا انجمن‌های نظارت بر رفراندوم را تشکیل دهند.

<h4>چهارشنبه‌سوری بی‌سر و صدا</h4>

به نوشته روزنامه اطلاعات، بی‌سر و صدا‌ترین چهارشنبه‌سوری سال‌های اخیر و نخستین چهارشنبه‌سوری سال آزادی دیشب سپری شد. تهرانی‌ها و ساکنان دیگر شهرهای دور و نزدیک کشور به پاس احترام به شهدای به خون خفته وطن که نهال آزادی را آبیاری کرده و انقلاب را به ثمر رسانده‌اند، مراسم چهارشنبه‌سوری را برگزار نکردند.

در سال ۱۳۵۷ دولت تعطیلات نوروز را پنج روز اعلام کرد و تلاش کرد تا آئین‌های نوروزی را به عنوان سنن گذشته تلقی کند. این عمل در سال‌ها بعد ادامه یافت و تبدیل به توجه بیشتر مردم به نوروز و آئین‌های آن شد.

[[photow02]]

<h4>نمی‌گرفتیم، شکنجه نمی‌کردیم، نمی‌کشتیم!</h4>

مراسم اجرای حکم دوازده تن از سران حکومت پهلوی اجرا شد و شرح دادگاه آنان در روزنامه‌های مختلف منتشر شد. به نوشته روزنامه اطلاعات «وقتی قضات دادگاه انقلابی اسلامی در اتاق مشاوره، برای صدور رأی، بحث و بررسی می‌کردند، متهمان در محل دادگاه به انتظار نشسته بودند و کمتر با یکدیگر سخن می‌گفتند. ساعت دو بامداد اطلاع رسید که کلیه متهمان به مرگ محکوم شده‌اند. پاسداران انقلاب چشمان محکومان را بستند و آنان را به محل اجرای حکم بردند. در این محل پس از آن‌که جوخه آتش در محل خود مستقر شد، فرمانده جوخه آتش با صدای بلند گفت: اعوذ بالله من الشیطان رجیم. شما آقای جهانبانی، شما آقای زند کریمی، شما آقای جعفریان و‌... از سوی دادگاه انقلابی اسلامی ایران مفسد فی الارض شناخته شده‌اید و براساس آیه مبارکه محکوم به اعدام شدید. وی بی‌درنگ با صدای بلند گفت: الله اکبر جوخه اعدام با شنیدن الله اکبر آتش کرد. گلوله تفنگ پاسداری که مأمور تیرباران محمود جعفریان بود، در لوله گیر کرد و شلیک نشد، وقتی محکومان بر اثر اصابت گلوله روی زمین افتادند، جعفریان کماکان سرپا ایستاده بود. جعفریان چند لحظه بعد، تیرباران شد.»

یکی از اعدام شدگان به نام صمدیان‌پور در مورد این‌که دستوراتی برای قتل عام و سرکوب زندانیان و شکنجه از شخص شاه گرفته است، گفت: «اصلاً من شاه را ندیده‌ام و اصلاً شاه چنین دستوری نداده، برای این‌که بهتر بدانید در زمان ریاست صمدیان‌پور در زندان شورشی شد، برای خواباندن آن شورش سر لشگر کمانگر، رئیس زندان شد و سرلشگر کمانگر دو تن از همشهریان خودش به نام سرتیپ محرری را برای زندان قصر و سرهنگ زمانی را برای رئیس زندان قزل قلعه شماره یک سیاسی انتخاب کرد و تا دو سال و نیم که او رئیس زندان بود آن‌ها هم بودند. او بود که به قول خودش تمام جاها را کوبیده بود و همه را آرام کرده بود و بعد اعتراض کرد که من مدتی مانده‌ام و تمام شورش‌ها را خوابانده‌ام مرا تعویض کنید، او را عوض کردند و این قرعه به نام من بدبخت افتاد.»

صمدیان‌پور اظهار داشت: «من سه سال و نیم رئیس زندان‌ها بودم که دو سال و خرده‌ای با گروه صلیب سرخ بین‌المللی همکاری داشتم و شکنجه‌های جزئی بوده و در زندان زندانی محکوم را می‌فرستادند و اگر این زندانی بر خلاف مقررات زندان رفتار می‌کرد، افسر زندان طبق آیین‌نامه‌هایی که بوده عمل می‌کرده حتی ببینید و بخواهید که من بخش‌نامه کرده بودم در سطح کشور با زندانی‌ها انسانی رفتار کنند. تأکید کرده بودم تلنگر به آن‌ها نزنید، حق زدن و توهین ندارید.»

دادگاه: «آن‌هایی که ژیان‌پناه گفته انسانی بوده؟»

صمدیان‌پور: «خیر اگر یک فرد کاری انجام داده گناه او برگردن دیگران نیست.»

<strong>شما در مقام ریاست بر او چه کردید؟</strong>

کدام گزارشی به من رسیده که من کوتاهی کرده‌ام؟

<strong>در زمان شما دستور نداده بود که زندانیان به هم تجاوز کنند؟</strong>

به خدا من اطلاع از تجاوز نداشتم. ایشان در بازجویی گفته است دو نفر زندانی با هم شوخی رکیک کرده‌اند و من (ژیان‌پناه) گفته‌ام حالا که شوخی رکیک می‌کنید، فلان عمل را با هم انجام دهید.

<strong>شما چه مدت رئیس آگاهی بوده‌اید؟</strong>

من حدود سه سال و نیم رئیس اداره آگاهی بودم.

<strong>چه همکاری‌هایی با کمیته ضد مردمی مشترک شهربانی و ساواک داشته‌اید؟</strong>

به خدای بزرگ من یک قدم و یک‌ذره همکاری با کمیته نداشته‌ام. در تمام زندگی‌ام من در آگاهی وظیفه‌ام تعقیب دزد و قاتل و قاچاقچی بوده که به نحو کامل هم وظیفه‌ام را انجام داده‌ام.

<strong>در خارج چه دارایی‌هایی دارید؟</strong>

ندارم. آنچه دارم متعلق به اسلام است.

<strong>در ایران چه دارید؟</strong>

سه دانگ خانه.

<strong>به غیر از آن چه دارید؟</strong>

۲۰۰ متر زمین که مادرم از زمین شخصی خودش به من واگذار کرده است.

<strong>فقط؟</strong>

و مقدار کمی پول پس‌انداز برای تحصیل بچه‌هایم.

<strong>آن پول چه مقدار است؟</strong>

پانصد هزار تومان.

<strong>در کدام بانک؟</strong>

بانک عمران.

<strong>کدام شعبه؟</strong>

شعبه میدان ۲۵ شهریور دویست هزار تومان، بانک ملی شعبه پس‌انداز دویست هزار تومان، در بانک رهنی صد هزار تومان (در شعبه مرکزی)

<strong>به نام شماست؟</strong>

بله، اگر به من فرصت دادند من ریز پول‌هایی را که در طول زندگی به دست آورده‌ام و این‌که از کجا آورده‌ام شرح می‌دادم.

<strong>ممکن است بگویید چرا این خوش خدمتی‌ها را برای شاه کثیف می‌کردید؟</strong>

به خدای متعال من وظیفه اداری‌ام را انجام می‌دادم و خوش خدمتی به شاه کثیف و لئیم که مرا و امثال مرا به این روز انداخت نمی‌‌کردم.

<strong>شما عاقلانه تصمیم گرفتید؟ شما عاقل‌تر از آن بودید که الان بتوانید این حرف‌ها را بزنید چطور شد که حالا او را لئیم و کثیف می‌نامید. آن موقع دست او را هم می‌بوسیدید.</strong>

آن موقع ما چشممان بسته بود. ما مثل اسب درشکه به طرفی که او می‌کشید می‌رفتیم.

[[photow03]]

<h4>دیدار‌های مخفیانه محمدرضا پهلوی با معشوقه فرانسوی!</h4>

به گزارش خبرنگار اطلاعات از رامسر، محمد‌رضا پهلوی هر هفته با یک زیباروی فرانسوی در کاخ سلطنتی شمال وعده ملاقات داشت. متصدیان استخر کازینوی رامسر می‌گویند که تابستان گذشته هر روز یک زیباروی فرانسوی در حالی که یک محافظ مرد و یک سگ نگهبان او را همراهی می‌کردند، به استخر می‌آمد.

پس از مدتی متوجه شدیم که این زن ساکن کاخ سلطنتی است و محافظ او نیز یک افسر است. این زیباروی فرانسوی یکی از معشوقه‌های شاه سابق بود و شاه هر هفته در کاخ سلطنتی شمال سری به او می‌زد.

<h4>پنج تن از عمال رژیم سابق تیرباران شدند</h4>

به گزارش روزنامه‌ها از دزفول، سه تن از عمال رژیم منفور شاهنشاهی به علت کشتار مردم، سحرگاه امروز در دزفول تیرباران شدند. به نوشته خبرنگار اطلاعات «این سه تن سرتیپ اکبر غفاریان، سروان زاهداری و پاسبان محمد‌تقی حاجی عیدی نام داشتند که در چریان انقلاب موضعی وحشیانه و غیرمردمی داشتند.»

سرتیپ اکبر غفاریان، فرمانده تیپ ۲ زرهی دزفول بود. او روز ۲۸ دی‌ماه گذشته نظامیان دزفول و اندیمشک را علیه مردم شوراند و به این ترتیب کشتاری به راه انداخت که در جریان آن ۲۰ نفر کشته شدند و نقاط بسیاری به آتش کشیده شد.

سروان راهداری، افسر شهربانی بود که در ماه‌های آذر و دی دست به کشتار مردم زد و با تیراندازی به سوی افراد بی‌گناه عده‌ای را کشت. پاسبان محمدتقی حاجی عبدی یک دانشجو را شکنجه داده و با اطو سوزانده بود به طوری که این دانشجو بالاخره در زیر شکنجه شهید شد. پاسبان معدوم در خیابان‌ها هم به سوی مردم تیراندازی کرده و چند تن را کشته بود.

[[photow04]]

<h4>بازپرسی از هویدا آغاز شد</h4>

بازپرسی از امیرعباس هویدا از بامداد دیروز در محل دادسرای انقلاب اسلامی ایران آغاز شد. امیر عباس هویدا که ۱۳ سال در مقام نخست وزیری و پس از آن در مقام وزارت دربار شاهنشاهی نبض اقتصادی کشاورزی و سیاسی ایران را در دست داشت و مسئول بسیاری از نابسامانی‌ها در کشور ما شد، با اوج گرفتن مخالفت‌های مردم و تظاهرات پراکنده علیه رژیم به دستور شاه سابق و توصیه کارتر از نخست وزیری کناره گرفت و جای خود را به جمشید آموزگار سپرد.

به نوشته روزنامه اطلاعات، شاه بعداً هویدا را به وزارت دربار منصوب کرد، اما هویدا در این مقام کماکان رهبری دولت را به عهده داشت و همین امر باعث اختلاف شدید بین او و جمشید آموزگار بود. هویدا که با روی کار آمدن دولت نظامی ازهاری، در خانه‌اش بازداشت شد و به یک آپارتمان خصوصی در محوطه زندان اوین انتقال یافت، پس از پیروزی انقلاب به وسیله رزمندگان بازداشت شد و به کمیته انقلاب اعزام گردید.

هویدا از زمان انتقال به کمیته انقلاب تحت بازجویی قرار گرفت و در فرصت‌های مختلف به سوال‌های بازجویان کمیته انقلاب پاسخ گفت. براساس پرونده‌ای که از همین بازجویی‌ها تشکیل شده هویدا از دیروز برای نخستین بار به پرسش‌های بازپرس دادسرای انقلابی پاسخ گفت و این بازپرسی امروز نیز ادامه یافت.

هویدا در طول بازجویی‌های مقدماتی و نیز بازپرسی دیروز و امروز به بسیاری از مسایل و اتهاماتی که به روی وارد شده پاسخ گفته، اما هرگز خود را مقصر ندانسته است.

[[photow05]]

<h4>اشرف: شاه بی‌لیاقت است!</h4>

به نوشته روزنامه اطلاعات، اشرف پهلوی خواهر شاه سابق ایران یک سال قبل که نهضت مردم ایران اوج گرفته بود در صدد توطئه‌ای برای در هم شکستن مقاومت مردم بود و با بسیاری از مقامات مملکتی و فرماندهان ارتش شاهنشاهی در این مورد مذاکراتی انجام داده بود.

اشرف که یک بار دیگر در زمان دکتر محمد مصدق دست به توطئه علیه حکومت ملی مصدق زده و توسط وی از ایران اخراج شده بود، برادرش شاه مخلوع را متهم به بی‌لیاقتی کرده و خواهان شدت عمل بیشتری علیه مردم بود.

به نوشته روزنامه اطلاعات، امروز یک کارمند سابق ساواک در مرکز دستگاه‌های کنترل الکترونیک تلفن‌ها که مکالمات مقامات و سران رژیم پیشین را ضبط می‌کرد اطلاعات تازه‌ای از فعالیت‌ها و جنایات رژیم سابق دراختیار این روزنامه گذاشت.

این کارمند سابق ساواک گفت: «نصیری و روسای ساواک به مأموران کنترل تلفن دستور داده بودند که اظهارات مخالفان حکومت از جمله روحانیون و سران جبهه ملی را به شدت کنترل نمایند. در برخی مواقع که بعضی از مخالفان حکومت از جمله روحانیون و سران جبهه ملی را به شدت کنترل نمایند. در برخی مواقع که بعضی از مخالفان تلفنی گفت و گوهایی گله‌آمیز از مخالف دیگری می‌کردند، دستگاه ساواک نوار کنترل تلفن‌ها را تکثیر می‌کردند و در اختیار مخالفان حکومت می‌گذاشت تا به این وسیله بین مخالفان نفاق ایجاد کند و آن‌ها را نسبت به هم بدبین کند.»

این کارمند ساواک که اطلاعات نامش را فاش نکرد، گفت: «ساواک عکس‌های زننده و مونتاژ شده‌ای از روحانیون می‌ساخت و آن‌ها را در شهرستان‌ها پخش می‌کرد من‌جمله عکس یکی از روحانیون بنام به طرز زننده‌ای با یک زن خواننده پخش گردید اما برخلاف انتظار دستگاه ساواک، این عکس نه تنها تأثیر مطلوبی نداشت بلکه باعث نفرت مردم شد زیرا این روحانی آن‌قدر منزه بود که مردم به مونتاژ بودن عکس پی بردند و متوجه شدند که توسط چه دستگاهی تهیه و توزیع شده است.»

به نوشته روزنامه مذکور: «کارمند سابق ساواک درباره آمار کشته شدگان دوران حکومت نظامی گفت، هر روز در تهران ده‌ها و صدها نفر به دست مأموران فرمانداری نظامی کشته می‌شدند و جنازه آنان به خارج شهر حمل می‌شد و هنگامی که دادستان تهران تلفن می‌کرد و آمار کشته شدگان را می‌خواست به او تنها آن تعداد کشته گزارش می‌شد که جسد آن‌ها به پزشکی قانونی حمل گردیده بود. در حالی که آماری که از کشته شدگان به اویسی ارائه می‌شد فوق‌العاده زیاد بود و این مطالب را ما در هنگام کنترل تلفن‌ها می‌شنیدیم و به دروغ‌ها و تزویر‌های مقامات دولتی پی برده بودیم.»

همین کارمند که روزنامه اطلاعات هیچ اطلاع دقیقی در موردش نداد، اظهار داشت: «در یک سال اخیر به دستور شاه سابق، اشرف خواهر وی، سخت تحت کنترل بود و تلفن‌های او در مرکز دستگاه‌های کنترل تلفن ساواک ضبط می‌شد. اشرف با بسیاری از مقامات مملکتی و فرماندهان ارتش تماس نزدیک داشت و برادرش را به بی‌لیاقتی متهم می‌کرد. این زن خواهان شدت عمل بیشتری بود. شاه که از تماس وی با فرماندهان و سایر مقامات سیاسی سخت نگران بود و به همین جهت دستور داده بود که تلفن‌های وی کنترل و نوارهای کنترل هر چند گاه یکبار برای وی ارسال شود. در یکی از این نوارها گفت و گوهای عاشقانه اشرف با یک جوان ارمنی ضبط شده بود که اشرف خود را عاشق بی‌قرار این جوان جلوه می‌داد و جوان ارمنی که قبلاً با وی ارتباط داشت، حاضر نبود دیگر به روابط خود با این زن ادامه دهد. این نوار نیز از جمله نوارهایی بود که ساواک برای شاه سابق فرستاده بود.»

روزنامه اطلاعات از قول این کارمند ساواک نوشت: «نصیری برای دفتر کار خود در ساواک بیش از پنجاه میلیون تومان خرج کرده بود، اتاق خواب افسانه‌ای داشت و گروهی از خوانندگان و هنرپیشگان سینما ساعاتی را در این اتاق خواب افسانه‌ای به سر می‌بردند و نصیری هم از بودجه محرمانه ساواک ماهانه مبالغ قابل توجهی به این‌گونه زنان پرداخت می‌کرد.»

وی افزوده است برخی از کارمندان سابق ساواک که حاضر به اطاعت بی‌چون و چرای مقامات مافوق خود نبودند در اثر تصادفات عمدی اتومبیل جان خود را از دست دادند. ]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_38.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_38.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">۳۱ سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 14 Mar 2010 10:00:25 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تیرباران ۱۲ مقام مهم حکومت پهلوی</title>
         <description><![CDATA[<em><center>سه‌شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۵۷ برابر سیزدهم مارس ۱۹۷۹ میلادی</center></em>

<strong>تیرباران ۱۲ مقام مهم حکومت پهلوی</strong>

به گزارش روزنامه اطلاعات، نیمه شب گذشته، ۱۱ تن دیگر از فرماندهان نظامی حکومت سابق و کارکنان ساواک که به حکم دادگاه انقلاب اسلامی ایران محکوم به اعدام شده بودند، در مقابل جوخه آتش قرار گرفتند و تیرباران شدند.

اسامی اشخاصی که اعدام شده اند به این شرح است:
۱. سپهبد نادر جهانبانی، رئیس سابق سازمان ورزش
۲. سرلشگر محمد ولی زند کریمی، رئیس سابق اداره زندان‌ها
۳. محمود جعفریان، قائم مقام حزب رستاخیز و معاون سابق رادیو و تلویزیون و مدیر عامل سابق خبرگزاری پارس
۴. پرویز نیکخواه، تئوریسین رژیم پهلوی
۵. غلامحسین دانشی، روحانی و نماینده مجلس شورای ملی
۶. منوچهر وثوقی، افسر گارد جاویدان
۷. محمد نوید معروف به نبوی کارمند ساواک
۸. میراحمد کوچ اصفهانی، کارمند ساواک
۹. حسین شه کمان از طرفداران رژیم سابق که متهم به جنایاتی با چند نام مستعار شد.
۱۰. عبدالله منوچهری قشقائی، کارمند ساواک
۱۱. حسین فرزین، سردسته اشرار طرفدار رژیم سابق

در آغاز دادنامه، دادستان دادگاه انقلاب کیفرخواست خود را علیه سپهبد نادر جهانبانی به این شرح قرائت کرد: «آقای سپهبد نادر جهانبانی در سمت‌های مهم و حساس نظامی و این اواخر در تصدی مشاغل ورزشی و نظایر آن با رژیمی که با ساقط کردن حکومت ملی و شرعی به طریق غاصبانه و با اراده اجنبی در ایران سلطه پیدا کرد و مملکت را در جهت منافع اجنبی و در جهت خلاف شرع و خلاف مصلحت ملت و مملکت به قهقرا می‌برد و به نابودی می‌کشاند، با اقدام علیه امنیت به قیام برای متزلزل کردن اساس استقلال و فساد در ارض و محاربه با خدا و رسول نایب امام متهم هستند. دلایل اتهام‌ها تصدی مشاغلی است که شایع است و احتیاج به توضیح یک به یک نیست...»

[[photow01]]

سپهبد جهانبانی در جواب رئیس دادگاه که از وی خواست به آخرین دفاع خود بپردازد گفت: «من دفاع خاصی ندارم ولی من هیچ وقت کاری بر ضد انقلاب نکرده‌ام، ولی به هرحال مهم نیست و من آماده اعدام هستم.»

به گزارش روزنامه اطلاعات پس از زند کریمی، محمود جعفریان در صندلی اتهام نشست و گفت: «من به حقانیت محکمه عدل اسلامی ایمان دارم، امیدوارم اگر قرار است من قربانی شوم همسر و فرزندان و هموطنانم از این پس در هوایی آزاد و به دور از هرگونه اختناق تنفس کنند.»

بعد از جعفریان نوبت سخن به نیکخواه رسید. به نوشته این روزنامه نیکخواه که «به او لقب نظریه‌پرداز رژیم دست‌نشانده سابق را داده بودند، از این‌که برای دومین بار است که در صندلی اتهام خیانت به وطن نشسته است اظهار تأسف کرد. وی گفت امیدوارم بودم انقلابیون امروز که به آن‌ها اعتقاد دارم که فرصت دیگر به من می‌دادند (جعفریان بامداد روز جمعه همراه با سپهبد صدری، سرگرد قوامی و سروان ژیان‌پناه محاکمه و به اعدام محکوم شده بود ولی به علت اعتراض به حکم دادگاه دیشب برای آخرین بار از خود دفاع کرد).»

بنا به همین گزارش غلامحسین دانشی، نماینده آبادان در مجلس شورای ملی که جزو اعدام شدگان بود، گفت: «اگر من می‌خواستم از مجلس استعفا کنم ساواک مرا می‌کشت. من حتی نمی‌توانستم جزو گروه مخالفین دولت در مجلس باشم. زیرا مخالفین دولت را در مجلس خود دولت انتخاب می‌کرد تا علیه دولت حرف بزنند!»

همچنین محمد نوید معروف به نبوی، کارکن ساواک معروف به شکنجه‌گر جلاد خانه ساواک به دادگاه گفت: «متأسفم که من نه تنها این دنیا را از دست داده‌ام، بلکه در آن دنیا نیز باید عذاب بکشم. من از مال دنیا هیچ چیز ندارم، یک خانه که پنج سال پیش قسطی خریدم و هنوز هم بدهکارم. وظیفه من تنها خبرچینی از درجه‌داران در شهرستان‌ها بود. به نام خدای بزرگ و به نام خلق مسلمان ایران، قسم می‌خورم که هرچه می‌گویم حقیقت دارد.»

[[photow02]]

به نوشته روزنامه اطلاعات،  میراحمد کوچ اصفهانی، شکنجه‌گر دیگر ساواک گفت: «من یک بازجوی متخصص هستم که دوره‌های تخصصی را در دانشکده ساواک؛ در تهران واقع در خیابان ملک دیدم و این تخصص را در زندان‌های شیراز و تهران و اوین بیشتر کردم. من بازجوی آیت‌الله طالقانی نیز بود. ایشان می‌دانند که من شکنجه‌گر نیستم.»

حسین شه‌کمان اعدام شده دیگر گفت: «من ستواندوم بود. من روی پای خودم ایستادم. یک ساله بودم که مادرم مرد و در دوازده سالگی پدرم را از دست دادم. نامادری بیرحم مرا پرورش داد.» وی ادامه داد:

«من گروهبان سوم بودم، یک برادر ناتنی داشتم که یک روز مرا جلوی همسرم مسخره کرد و گفت مثل گروهبان‌ها حرف می‌زنی. درس خواندم و دیپلم گرفتم و افسر شدم. من یک درد کشیده هستم و درد جامعه را می‌فهمم. من کسی نیستم که قادر باشم شکنجه بدهم. من هم از این دنیا چیزی نصیب نبردم. آخرین حقوقم ۴۲۰۰ تومان بوده که دو هزار تومانش را اجاره می‌دادم.»

یکی دیگر از اعدام‌شدگان، حسین فرزین از باج‌گیرهای معروف تهران بود. به گزارش اطلاعات حسین فرزین، قمه‌کش و باج‌گیر معروف ساکن خیابان ایرانمهر، آخرین نفری بود که از اتهامات خود دفاع کرد، وی متهم بود که در شهر ری به مردم مبارز با قمه در صحن مطهر عبدالعظیم حمله کرده بود و با همکاری دولت بختیار از زندان آزاد شده بود تا با همدستان خود با چوب و چماق اموال مردم را آسیب بزند. وی که از طرفداران تظاهرات قانون اساسی بود و این گروه را رهبری می کرد، گفت:

«من از رژیم سابق متنفرم و پرونده‌ای هم که جلوی شماست نشان می‌دهد که چندین بار توسط رژیم سابق زندانی شده‌ام.» قاضی دادگاه گفت: «رژیم گذشته هم تو را قبول نداشت!» فرزین گفت:

«من با کمیته انقلاب همکاری داشته‌ام و کارتی که از کمیته به من داده شده در پرونده من ضبط است. برای من توطئه‌چینی شده است.» ساعت هفت بامداد امروز متهمان پس از دو ساعت شور دادگاه انقلابی، به مرگ محکوم شدند و حکم اعدام، بلافاصله پس از صدور حکم دادگاه درباره آنان اجرا شد.

[[photow03]]

<strong>حمله به اتومبیل قطب‌زاده و تیراندازی</strong>

صدای انقلاب اسلامی، دیشب در اخبار ساعت هشت خود اعلام کرد: مقارن ساعت پنج بعد از ظهر امروز عده‌ای خانم‌ها که به وسیله گروهی از آقایان حمایت می‌شدند در جلوی خیابان جام جم اجتماع و اقدام به دادن شعار و تظاهرات علیه دولت قانونی موقت و سرپرست صدا و سیمای انقلاب اسلامی ایران نمودند که پس از ۴۵ دقیقه درگیری و حتی مشاجره لفظی بین موافقین و مخالفین مأمورین حفاظتی دخالت نمودند و چون آن‌ها قصد ورود به جام جم به بهانه صحبت با سرپرست صدا و سیمای ایران وارد خیابان جام جم شد که ناگهان تظاهر کنندگان به این‌گونه اعمال و توهینات اکتفا نکرده، بلکه یکی از بانوان از داخل کیف خود اقدام به شلیک یک تیر نمود که نوع اسلحه و محل اصابت آن مشخص نگردید.

در همین زمان یکی دیگر از بانوان با چاقو به یکی از پرسنل نیروی هوایی ملی اسلامی ایران که عهده‌دار نگهبانی شبانه روزی تلویزیون می‌باشد، حمله کرد. خوشبختانه به وی آسیبی نرسید. لذا برای جلوگیری از هرگونه حادثه سوء بعدی اقدام به شلیک تیر هوایی گردید که تظاهر کنندگان متفرق و با دو دستگاه اتوبوس آبی رنگ محوطه را ترک نمودند.

[[photow04]]

<strong>بنیاد مستضعفین ایجاد شد</strong>

شورای انقلاب اسلامی ایران دیروز طی صدور اعلامیه‌ای ایجاد بنیاد مستضعفین را اعلام داشت. متن اطلاعیه به این شرح است:

«در پی فرمان امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران درباره مصادره اموال منقول و غیرمنقول خاندان پهلوی و کارگردانان اصلی رژیم پیشین و صرف آن در امور رفاهی مستضعفان و محرومان، شورای انقلاب اسلامی اقدام به ایجاد موسسه‌ای به نام بنیاد مستضعفین کرده و وظیفه این بنیاد شناسایی و ضبط این اموال اعم از املاک و سپرده‌های بانکی و پول نقد و غیره و ایجاد واحد‌های مسکونی برای محرومان است.»

مرکز این بنیاد فعلاً در تقاطع خیابان پهلوی و پاستور روبه‌روی کلانتری مرکز واقع شده است.

[[photow05]]

<strong>از اقدامات ضد امپریالیستی حمایت می‌کنیم</strong>

سازمان چریک‌های فدائی خلق اطلاعیه جدیدی صادر کرد. در این اطلاعیه که در روزنامه اطلاعات منتشر شد، آمده است: «ما طی اعلامیه‌ها و بیانیه‌ها و مصاحبه‌ها مواضع خود را نسبت به تحولات اخیر و دولت موقت اعلام کرده‌ایم گفته‌ایم که تجدید سازمان ارتش سابق و گماشتن فرماندهان طرفدار آمریکا در رأس آن که مورد حمایت دولت است بزرگ‌ترین خطری است که انقلاب ایران را تهدید می‌کند.»

این سازمان نوشت: «گفته‌ایم که برای حل مسایل انقلاب باید راه حل‌های انقلابی به کار گرفت نه راه حل‌های محافظه‌کارانه.» سازمان چریک‌های فدائی افزود:

«گفته‌ایم که میزان حمایت ما از دولت بازرگان یا از هر دولت دیگر بستگی دارد به پیگیری آن‌ها در مبارزات ضد امپریالیستی و چگونگی دفاع از حقوق دموکراتیک خلق‌ها در چهارچوب برنامه حداقل ما گفته‌ایم که از اقدامات دولت در جهت تقویت نهاد‌های دمکراتیک پشتیبانی می‌کنیم....»

در ادامه این اطلاعیه آمده است: «اما وقتی پشتیبانی فدائیان از دولت بازرگان به صورت تیتر روزنامه در‌می‌آید، این امکان وجود دارد که برخی تصور کنند موضع ما در برابر جنبه‌های محافظه کارانه‌ی دولت تغییر کرده است. از این رو از مطبوعات خواستاریم که با چاپ نامه سرگشاده ما به دولت بازرگان امکان هرگونه توهم را از میان ببرند. در پایان اگر این نکته لازم است که ما در مصاحبه گفته‌ایم که شوروی را با همه انحرافاتش کشوری سوسیالیستی می‌دانیم اما در روزنامه کیهان سوسیال دمکرات چاپ شده است.»

[[photow06]]

<strong>اشرف دهقانی به ایران باز‌می‌گردد</strong>

جلال طالبانی، رهبر جنبش خودمختاری کردستان عراق با اشرف دهقانی دختر مبارز ایرانی دیدار کرد. بنا به اطلاعاتی که خبرنگار اعزامی اطلاعات به مرز ایران و عراق به دست آورده است، این دیدار چندی پیش در یکی از کشورها صورت گرفته و در جریان آن چند نفر ایرانی نیز حضور داشته‌اند.

به نوشته روزنامه اطلاعات «اشرف دهقانی که چند سال پیش به طرز شگفت‌آوری از زندان ساواک فرار کرد، در این دیدار به جلال طالبانی گفته است که امیدوار است به زودی به ایران بازگردد.»

وی این موضوع را هنگامی عنوان کرد که حکومت طاغوتی هنوز در ایران بر سر کار بود. بنا به این گزارش اشرف دهقانی که در آن هنگام همچنان مشغول فعالیت و تماس با مبارزان داخلی ایران بوده، گفته است که هر لحظه که شرایط را برای بازگشت به ایران مساعد ببیند به میان هموطنان خود بازخواهد گشت.

خبرنگار اعزامی اطلاعات با وجودی که از محل دیدار جلال طالبانی و اشرف دهقانی آگاهی دارد، اما به این علت که ممکن است اشرف دهقانی مایل به افشای این موضوع نباشد، از نوشتن نام این کشور خودداری می‌کند و فقط به آگاهی می‌رساند که این دیدار در یک کشور عربی (غیر از عراق) صورت گرفته است.

<strong>سرگرد یگانه: رژیم پهلوی مذهبی‌ها را ترور می‌کرد</strong>

به نوشته اطلاعات، یکی از پاسداران پاسگاه پلیس راه بندر عباس به سوی اتومبیلی که به فرمان ایست وی توجه نکرده بود تیراندازی کرد و در نتیجه راننده اتومبیل به نام ظهروی جافورزاده کهنوجی، راننده سازمان بهداری و بهزیستی استان ساحلی کشته شد.

خبرنگار اطلاعات در همین صفحه طی خبری نوشت: «براساس مدارک به دست آمده هر روز پانصد قالب یخ وسیله نیروی دریائی بندر عباس برای خنک نگهداشتن استخر ویلای شهریار شفیق خواهر زاده شاه سابق خریداری می‌شده است. این استخر دو مأمور خنگ نگاه داشتن آب داشت!»

در زنجان چهار پاسبان محاکمه شدند. به گزارش خبرنگار اطلاعات از زنجان محاکمه چهار سرپاسبان به نام‌های آیت‌الله سلیمانی، یوسف عمادی، کاظم ایمانی و سیف علی خمسه و پاسبان رضا قاسمیان و سرگرد یگانه در دادگاه انقلابی زنجان آغاز شد.

اتهام این عده شرکت در کشتار ۲۲ بهمن‌ماه زنجان است. سرگرد یگانه در دادگاه گفت: «در رژیم سابق اگر افسری به مذهب واقعی گرایش پیدا می‌کرد، بلافاصله ترور می‌شد و این ترورها را به گردن مارکسیست‌های اسلامی یا کمونیست‌ها می‌انداختند.»

سرگرد یگانه سرتیپ کهالی، فرمانده گارد اعزامی به زنجان را خائن به مملکت خواند. در سلماس نیز، سروان امامی، رئیس کلانتری، ستوان یکم شهبازی رئیس زندان، سرپاسبان هبوتی، پاسبان جواد قاسم‌زاده، استوار حسن عاطفی، پاسبان اصغر علیزاده، پاسبان حسن مجیدی و پاسبان میرقاسم فرقت به اتهام اعمال ضد انقلابی در سلماس آذربایجان دستگیر شدند.

در تهران یکی از پاسداران انقلاب به نام اکبر عبداللهی که مأمور گشت بود، توسط یکی دیگر از پاسداران هدف گلوله قرار گرفت. وی پس از چند روز در بیمارستان دکتر علی شریعتی تهران جان سپرد.

در منطقه همدان، راهزنان از مردم سلب آسایش کردند. به گزارش روزنامه اطلاعات، یک گروه از رزمندگان پایگاه حر (شاهرخی پیشین) با همیاری سایر نیروهای انقلابی همدان و با حمایت یک فروند هلی‌کوپتر به قلعه مخروبه‌ای که مقر راهزنان بود و در منطقه آهاروند قرار داشت، حمله بردند و در پی یک نبرد خونین فضل‌الله دهی (رهبر راهزنان) را از پای درآوردند.

وی که رهبری گروهی از راهزنان را در دست داشت در راه همدان، آهاوند دست به غارت و چپاول اموال مردم می‌زد. علی جانی از سوی یکی از بستگان خود که در این روستا ساکن است با اعلام مطالب بالا افزود:

«در پی این حمله، راهزنان که قنبر نجات، عزت، حسنعلی و حسن غلامی، اعضای یک خانواده و خداوری، خیراله همت و اکبر روشنی (اعضای یک خانواده) هستند، رهبری گروهی از دیگر راهزنان را به صورت جمعی در دست گرفته‌اند و در مناطق همدان، قلعه و چند ناحیه دیگر دست به غارت اموال مردم می‌زدنند. ساکنین این مناطق از دولت و کمیته‌های انقلابی تقاضا دارند هرچه زودتر جلوی اعمال ضد انقلابی رهزنان گرفته شود.»

[[photow07]]

<strong>راهپیمایی زنان در ارومیه</strong>

به دنبال راهپیمایی و تظاهرات در برخی شهرهای کشور در ارومیه نیز تظاهراتی علیه حجاب اجباری برگزار شد. به گزارش روزنامه اطلاعات، در پی اجتماع دیروز صبح بانوان شهرستان ارومیه که در محل دانشگاه این شهر تشکیل شد، بعد از ظهر دیروز نیز بانوان در خیابان‌های ارومیه به راهپیمایی پرداختند و طی شعارهای خود، خواستار برقراری حقوق سیاسی و اجتماعی متساوی با مردان و آزادی در انتخاب نوع حجاب و پوشش شدند.

در جریان این راهپیمایی گروهی از جوانان و عوامل ناشناخته شعارهایی علیه آزادی زنان دادند و پاسداران کمیته ارومیه با شلیک تیرهای هوایی و یورش به سوی تظاهر کنندگان آنان را متفرق کردند.

ساعتی بعد از این اقدام گروهی از جوانان ارومیه به طرفداری از حجاب به راهپیمایی و تظاهرات خیابانی پرداختند. گروهی از مردم ارومیه (رضاییه) در یک راهپیمایی خرید و فروش اسلحه را محکوم کردند. در دانشگاه ارومیه نیز تظاهرات وسیعی از سوی گروه‌های مختلف زنان به طرفداری از حقوق زن برپا شد.

<strong>صد و شصت نفر از تلویزیون اخراج شدند</strong>

هزینه تحصیلی تعداد زیادی از کارکنان سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران که در خارج از کشور به تحصیل اشتغال دارند قطع شد. این عده به دو گروه تقسیم شده‌اند، گروه اول کسانی که صرفاً به دلیل روابط نه ضوابط بورس گرفته و به خارج رفته‌اند و گروه دوم کسانی که تحصیل آن‌ها مورد نیاز سازمان نیست.

در بخشنامه به امضاء صادق قطب‌زاده، سرپرست موقت سازمان رادیو و تلویزیون اسلامی این دو گروه به این شرح اعلام شده است:

اسامی برخی از افراد گروه اول به شرح زیر است: ایراندخت اربابی، سیروس اخلاقی، پرویز ایل بیگیان، غلارضا دانشور، فریرز دمان پور، سیمیندخت رحیمی لاریجانی، نیلوفر شاه‌بختی، روشن صابری، طهماسب طهماسبی، حمید غروی خوانساری، فیروزه فرازمند، زهرا کاظمی آزاد، شهرام کیوان فر، محمود کیهانی، حسن لاهوتی، محدرضا متین رزم، آذر میرزاده، میناوزیری، منوچهر عسگری نسب، شیرزاد بزرگمهر، کیومرث درم بخش، ژاله امین، ابراهیم ابراهیم‌زاده،نادعلی همدانی، محمود محمدیوسف، مریم معترف، سوسن دیهیم، قباد شیوا، نادر پیروان، فرشته سعادت، سیما دبیر آشتیانی، بهمن علامه جعفری، سهیلا نجم، ترانه حائری، ژولیت وارهانیان، مرتضی اصفهانی، همایون مجد، رحیم تیموریان، مسعود سلطان عربشاهی، مریم قراچه داغی و چند تن دیگر.

در میان گروه دوم نیز از این افراد می‌توان نام برد: زهرا دبیردانش، ناهید ریاضی، دریا قادری، میترا دیوشلی، ایرج صهبائی، مازیار نصیری، عفت هاشمی موسوی، جمشید صدری،آرزو سادات خمسی.

همچنین به گزارش روزنامه اطلاعات ۷۵ نفر دیگر از کارکنان رادیو و تلویزیون ملی ایران از کار برکنار شدند ولی برای جلوگیری از هرگونه سوء تفاهم از انتشار اسامی خودداری شد. اطلاعیه رادیو تلویزیون که به امضای صادق قطب‌زاده رسیده است، به شرح زیر است:

«پیرو پاکسازی که در سازمان رادیو تلویزیون ملی اسلامی ایران انجام می‌گیرد از امروز ۷۵ نفر دیگر از کارمندان این سازمان از کار برکنار می‌شوند. این افراد عمدتاً مانند فهرست ۵۰ نفری اول شامل کسانی است که یا در خدمت مستقیم و غیرمستقیم به رژیم طاغوتی پهلوی بوده‌اند و یا سوء استفاده نموده‌اند. چون در فهرست منتشر شده قبلی نوعی اتهام تفکیک نشده بود و موجب بروز سوء تفاهماتی گردید. لذا به منظور جلوگیری از هر نوع سوء تفاهم از انتشار رسمی اسامی خودداری به عمل می‌آید.»

<strong>تنها راه نجات</strong>

ما کارگران عضو هفت سندیکای کارگری (زهتاب کشتارگاه تهران و حومه، کله پاک کن، شماع، سیراب پاک کن، جگری، دباغ، مغزی) تنها راه نجات ملت ایران را در برقراری حکومت عدل اسلامی می‌دانیم و خواهان جمهوری اسلامی به هدایت و رهبری امام خمینی هستیم. ]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_37.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_37.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">۳۱ سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 13 Mar 2010 15:09:27 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>راه‌پیمایی زنان منتفی شد</title>
         <description><![CDATA[<em><center>دوشنبه بیست ویکم اسفند ۱۳۵۷ برابر دوازدهم مارس ۱۹۷۹ میلادی</center></em>

مراسم راه پیمایی صبح امروز زنان در مخالف با تحمیل حجاب اجبار که قرار بود از محل دانشگاه تهران به سوی میدان آزادی انجام شود، منتفی شد. تصمیم انصراف از راه پیمایی مخالفان حجاب در پی سخنرانی چند تن از نمایندگان گروه‌های مختلف زنان شرکت کننده در این مراسم اتخاذ شد. 

از صبح امروز گروه‌های مختلف زنان که مخالف تحمیل حجاب بودند به منظور راه‌پیمایی از دانشگاه تهران به سوی میدان آزادی در دانشگاه تهران اجتماع کردند. 

در این اجتماع چند هزار نفری چند تن از زنان سخنران مطالبی اظهار داشتند که چون به نکات مورد نظر خود در مورد لغو تحمیل حجاب دست یافته‌ایم دلیلی ندارد که راه‌پیمایی انجام شود بدین منظور به جای راه‌پیمایی به بحث و گفتگو با یکدیگر می‌پردازیم. 

به گزارش روزنامه اطلاعات، هنگامی که یکی از خانم‌های سخنران گرم بیان نقطه نظرهای خود در مخالفت با حجاب بود، عده‌ای از مردانی که گوشه‌ای از محل اجتماع خانم جمع شده بودند شعارهایی بر ضد شعار خانم را به صدای بلند فریاد می‌کردند، ولی قبل از آنکه درگیری شدیدی بین موافقان و مخالفان حجاب بوجود آید، با وساطت عده‌ای از خانم‌ها و آقایان مساله حل شد. 

در این مراسم عده‌ای از خانم‌های شاغل وزارت امور خارجه و وزارت بهداری و بهزیستی (موسسه تحقیقات و مطالعات) و گروهی از دختران دانش آموز دبیرستان‌های خجسته، اندیشه، قاسمی، نیک اندیش، دریای نور، دانشگاه فنی، انوشیروان دادگر و دانش جویان و کارکنان دانشگاه ملی – شرکت ایز ایران، برق، شهرداری پایتخت، مدرسه عالی بیمه، انیستیتو مریم، شرکت داشتند و شعارهایی می‌دادند. 

در اجتماع امروز زنان در محوطه چمن دانشگاه تهران همچنین گفته شد: «مساله فعلی ما، مساله‌ی حجاب نیست، بلکه مساله آزادی فردی و اجتماعی است.»  

بنا به گزارش خبرنگار اطلاعات از تبریز، از راه‌پیمایی دختران دانش آموز و دانشجو و زنان شاغل در ادارات و کارخانجات تبریز، جلوگیری شد و آنها به علت اعتراض نسبت به استفاده از حجاب تحمیلی در برابر ساختمان دبیرستان پروین تبریز اجتماع کرده بودند قصد راه‌پیمایی داشتند که بوسیله عده‌ای از راه‌پیمایی آنان جلوگیری شد و در پی آن چند تیرهوایی شلیک شد. 

در بندرعباس نیز، بامداد امروز گروه کثیری از دختران دانش آموز، معلم و بانوان شاغل در بندرعباس در مخالفت با حجاب اجباری در خیابان‌های این شهر راه‌پیمایی و تظاهرات کردند. 

[[photow01]]

<strong>قطب زاده به اعتراض گروهی از دانش آموزان پاسخ داد</strong>

بعد از ظهر دیروز گروهی از دانش آموزان دبیرستان‌های دخترانه برای بیان نظرات خود درباره سانسور در تلویزیون و مساله حجاب در مقابل ساختمان تولید تلویزیون واقع در خیابان جام جم گرد آمدند و خواستار ملاقات با سرپرست رادیو تلویزیون ملی ایران، صادق قطب زاده شدند. 

این دانش آموزان کفش‌های‌شان را از پا در آورده بدست گرفتند و گفتند مگر آقای قطب زاده طرفدار پابرهنه‌ها نیست. حالا هم ما پا برهنه‌ایم. 

به نوشته روزنامه اطلاعات مسئولان تلویزیون به آنها گفتند که بعلت گنجایش محدود سالن سخنرانی فقط تعدادی از آنها می‌توانند وارد شده و با سرپرست تلویزیون ملاقات کنند. سپس سرپرست تلویزیون به میان آنها آمد تا به حرف‌های‌شان گوش دهد. 

قطب زاده در قسمتی از سخنان خود خطاب به دختران دانش آموز گفت: 

«پا برهنه‌ها استعاره و تمثیلی است از هشتاد و پنج درصد مردم زحمتکش این مملکت که مورد ظلم قرار گرفته‌اند. از کارگر و دهقان گرفته تا کارمند دولت، ما حافظ و خدمتگزار این دسته از مردم هستیم و برای رسیدن به اهداف دولت انتظار دقت، مددکاری و صداقت داریم. 

ما اجازه نمی‌دهیم حتی به اقلیت ظلم شود، اما اجازه نمی‌دهیم که اقلیت به دیگران که حجاب دارند تهمت‌هایی بزنند. قطب زاده افزود من با هیچ قشر و دسته‌ای از بالا و پایین کاری ندارم. روی سخن من با مردم مسلمان ایران است و برای رضایت آنها کار می‌کنم. 

این هو و جنجال‌ها اثری ندارد از شما خواهران می‌خواهم متوجه باشید. به خدا به همان آزادی سوگند تا دست به دست هم ندهیم امکان ندارد بتوانیم مملکت را از ورطه بدبختی نجات دهیم.»
 
قطب زاده در پاسخ به اعتراض دختران در مورد سانسور بعضی برنامه‌ها و از جمله مصاحبه تلویزیونی حضرت آیت الله طالقانی و نظر ایشان در مورد شوروی توضیح داد که هیچ سانسوری در کار نبوده و واقعا باطری دوربین فیلمبرداری تمام شده و خود من به آقایان فیلمبرداران تلویزیون اعتراض کردم. 

در جواب اعتراض دختران دانش آموز به پخش نشدن تظاهرات بانوان در تلویزیون، قطب زاده جواب داد که فیلم‌ها حاضر برای نمایش نبوده است. (این فیلم دیشب در تلویزیون پخش شد) این تجمع در حالیکه دختران دانش آموز اصرار داشتند که جریان آن حتما از تلویزیون پخش شود سرانجام متفرق شدند. 

[[photow02]]

<strong>اطلاعیه دولت در مورد گوشت یخ زده</strong>

اطلاعیه دولت درباره گوشت یخ زده صادر شد. این اطلاعیه پس از آن صادر شد که آیت الله خمینی حکم حرمت مصرف گوشت یخ زده را صادر کرد. دولت اعلام کرد: 

«بعد از فتوای اخیر آیت الله العظمی امام خمینی در مورد گوشت‌های یخ زده فورا از طرف دولت دستور رسیدگی صادر گردید. از توزیع گوشت‌هایی که ذبح غیراسلامی و مشکوک دارد خودداری و قرار شد به مصرف خوراک مرغداری‌ها و دامداری‌ها و غیره برسد. 

باید توجه داشت که در سردخانه‌های سازمان گوشت کشور مقداری گوشت کشتارگاه‌های داخلی وجود دارد که اشکال شرعی روی آنها نیست. مقداری هم که از خارج وارد شده است با نظارت و تصدیق هیات‌های مسلمان و طبق موازین شرعی عمل شده است علاوه بر این قرار است بزودی ناظرین شرعی نه هیات های بازرسی سیار و ثابت به کشورهایی که از آنها گوشت خریداری می‌شود اعزام گردد. 

مضافا به اینکه از هم اکنون وزارت کشاورزی گوشت‌های انبار شده از شش ماه قبل را که ممکن است باعث مسمومیت و آلودگی گردد از جریان خارج خواهد کرد.»

[[photow03]]

<strong>امام: نظر آقای طالقانی درباره حجاب صحیح است </strong>

ساعت هفت و سی دقیقه بعد از ظهر دیروز حضرت آیت الله العظمی امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران در اقامتگاه اش در شهر قم خبرنگاران خارجی را به حضور پذیرفتند. در این دیدار ابتدا یک محقق آلمانی مسلمان، کتاب‌ها و جزواتی را که درباره اسلام تهیه کرده بود به حضور امام تقدیم کرد و امام ضمن تشکر از این محقق گفت: 

«از این که شما در ترویج اسلام می‌کوشید متشکرم و امیدوارم که اسلام را همانطور که هست به بشر معرفی کنیم.» در همین دیدار امام درباره مساله حجاب و اعتراض زنان ایرانی گفت: «همان نظراتی که آقای آیت الله طالقانی فرمودند مورد نظر من و صحیح است.»
 
همین خبرنگار پرسید: آیا امکان دارد که یک نفر مخصوصا زن هم باشد و دین نداشته باشد؟

امام گفت: «بگردید، زیاد هم هست.» سپس خبرنگاری از یوگوسلاوی از امام پرسید: «آیا ایران که دارد به این شکل به جلو می رود از هیچ حکومتی اعم از شرق یا غرب طرفداری خواهد کرد؟» 

امام گفت: «ایران طرفدار هیچ حکومتی، چه از شرق و چه از غرب نخواهد بود. در ضمن با هیچ حکومتی هم مخالف نیست. ایران به تمام حکومت ها احترام خواهد گذاشت و این مستلزم آن است که این حکومت‌ها هم احترام متقابل را حفظ کنند.»

[[photow04]]

<strong>وضع برنامه ها و روش رادیو تلویزیون</strong> 

به دنبال اعتراض گروهی از زنان که با حضور خود در سازمان رادیو تلویزیون علت عدم پخش خبر تظاهرات چند روز اخیر را جویا شدند، دیشب در سازمان خبرهای رادیو تلویزیون اسلامی ایران، غروی مدیر برنامه ریزی صدا و سیمای انقلاب طی یک مصاحبه تلویزیونی درباره این مساله توضیح داد. 

وی در قسمتی از این مصاحبه در مورد انتقاد مردم مبنی بر وجود سانسور در رادیو تلویزیون گفت: 

«سانسور به معنی لغوی کلمه به آن مفهومی که در دایره المعارف ها تشریح شده در رادیو تلویزیون وجود ندارد، اما اگر منظور از سانسور کنترل و نظارت باشد، ما وجود سانسور را می‌پذیریم. ما توجه می‌کنیم که در کجای زمان ایستاده ایم. در چه نقطه‌ای از مکان هستیم. ما به یک واقعیت بیش از همه توجه داریم و آن آمار است و سعی در اینست که بیانگر خواسته‌های اکثریت باشیم.»
 
وی در ادامه گفتگو در مورد سانسور مصاحبه سازمان چریک‌های فدایی خلق گفت: 

«ما این مصاحبه را سانسور کردیم، چرا که بر طبق ضوابطی که برای خود مشخص کرده‌ایم، اگر در مصاحبه‌ای نسبت به شخصی اظهار نظری توام با اتهام باشد ما تا درستی این اظهار نظر مشخص نشود از پخش آن معذوریم. اما مصاحبه طاهر احمدزاده و آیت الله طالقانی سانسور نشده است.» 

غروی در مورد عادی شدن برنامه‌ها گفت: «اگر منظور از عادی شدن پخش برنامه‌ها به روال گذشته است، باید بگویم که اصلا به این گونه عادی نخواهد شد، اما اگر منظور عادی شدن برنامه‌ها داشتن فهرست مشخص و نظمی برای برنامه‌هاست، این کار وقت لازم دارد تا بتوانیم فرهنگ جدیدی در این سازمان جایگزین فرهنگ استعماری بکنیم.»
 
غروی در ادامه گفتگو در مورد تشکیل میزگرد در رادیو تلویزیون گفت این سازمان مال مردم است و سعی داریم در مسیر خواسته‌های مردم حرکت کنیم. ما تمام امکانات این رسانه را در مورد میزگرد و گفت و شنود در اختیار شرکت کنندگان خواهیم گذاشت. 

البته هنوز از آقایان باقر مومنی و رضا براهنی نامه‌ای کتبی در مورد شرکت در این میزگردها به ما نرسیده است و ما از طریق روزنامه‌ها از تمایل آنها به شرکت در این میزگردها مطلع شدیم. ولی یک بار دیگر شرکت در میزگردهای رادیو تلویزیون اسلامی ایران اعلام می‌کنیم. 

مهندس غروی سپس درباره توطئه‌هایی که برای ایجاد نفاق و ایجاد وحشت بین مردم انجام می‌شود گفت: آیا این تصادفی است که ناگهان در میان یک سخنرانی تصنیف گوگوش پخش شود و یا در میان برنامه تلویزیونی یک کانال ناگهان صدایی به گوش می‌رسد که اینجا تلویزیون ایران، نیویورک است و با خبر جعلی سقوط دولت بازرگان را پخش کند. 

[[photow05]]

<strong>نابلد! از هادی خرسندی</strong> 

طنز کوتاه هادی خرسندی با عنوان نابلد در روزنامه اطلاعات منتشر شد. در این نوشته آمده است: «مدیر عامل محترم سازمان رادیو تلویزیون فرموده‌اند که چون خیابان‌های تهران را نمی‌شناسند تا مدتی احتیاج به راننده دارند. اصغر آقا می‌گوید: ایشان چون مردم تهران را هم نمی‌شناسند تا مدتی احتیاج به یک کمک راننده هم دارند که بغل دست راننده بنشیند و در طول راه برای‌شان توضیح بدهد!»

<strong>اخطار دادستان تهران</strong>

دادستان تهران طی اعلامیه‌ای هشدار داد که از عمل افراد مشکوک و مزاحم بانوان به شدت جلوگیری کرده و آنان را به مراجع انتظامی و پاسداران انقلاب تحویل نمایند. متن اعلامیه بشرح زیر است: 

«نظر باینکه طبق موازین شرع اسلام و مقررات موضوعه مملکت جان و مال و مسکن همه افراد مصون از هر نوع تعرض و مزاحمت می باشد، لذا: 

۱- بکلیه ماموران انتظامی و پاسداران انقلاب و ماموران کمیته ابلاغ می شود که بهیچ علت و جهت مجاز به وارد شدن منزل کسی بمنظور تفتیش یا جلب افراد نیستند، مگر اینکه قبلا اجازه مخصوص از دادسرا تحصیل نموده باشند. متخلفین شدیدا مورد تعقیب قرار می گیرند. 


۲- هرکس در اماکن عمومی یا معابر عمومی بهر عنوان و بهانه اعم از نحوه لباس پوشیدن و غیر آن متعرض یا مزاحم بانوان شود یا با الفاظ و حرکات مخالف شئون به حیثیت آنان توهین کند و طبق مقررات مواد ۳ و ۴ قانون مجازات حمل چاقو و انواع دیگر اسلحه سرد محسوب ۱۳۳۶ تعقیب و مجازات می شود و ماموران انتظامی و پاسداران انقلاب و ماموران کمیته ها مکلفند به محض روبرو شدن با چنین اشخاص آنان را جلب و با گزارش جریان امر به نزدیکترین ناحیه دادسرای تهران معرفی کنند. 

۳- هرکس در اماکن عمومی یا معابر عمومی متعرض و یا مزاحم زنی بشود و یا با الفاظ و یا حرکات مخالف شئون و حیثیت باو توهین کند بحبس تادیبی از ۲ تا ۸ ماه محکوم خواهد شد. 

۴- هرگاه جرائم مذکور در موارد ذکر شده در نتیجه توطئه قبلی و دسته جمعی واقع شود هریک از مرتکبین به حداکثر مجازات مصوبه محکوم خواهد شد.» 

دادستان تهران، شعشعانی

<strong>تضعیف دولت موجب درگیری مردم می شود</strong>

سخنگوی سازمان چریک‌های فدائی خلق در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کرد و ضمن اعلام تحریم رفراندوم توسط این سازمان به دلیل غیردموکراتیک بودن آن و جانبداری از دهقانانی که زمین‌های فئودال ها را گرفته‌اند، در مقابل فئودال‌ها و همچنین طرح مساله ضرورت توجه به صندوق تعاون کارگری، به طرح موضوع کرم ساقه خوار پرداخت. سخنگوی سازمان گفت: 

«رژیم گذشته برای فروش برنج آمریکایی در بازار کرم ساقه خوار برنج را وارد ایران کرد. با مطالعاتی که در این زمینه انجام شده این کرم در کشورهای هم مرز ایران وجود ندارد و از این گذشته برای پوشاندن ۱۰ تا ۱۵ کیلومتر به طور طبیعی سال‌ها طول می‌کشد تا این کرم تخم گذاری کند.»

سخنگوی چریک‌های فدائی افزود: 

«به همین دلیل با توجه به اینکه کمتر از یک سال زمین‌های رامسر تا آمل به این آفت دچار شد و همچنین آلوده کردن کناره‌های جاده نشان می‌دهد که این کرم با هواپیما از کشورهایی مثل فیلیپین، تایلند، و ژاپن وارد ایران شده و مناطق ذکر شده را عمدا آلوده کرده‌اند. 

همچنین در سال ۵۰ و ۵۱ که زمین ها را به این کرم آلوده کردند برای مقابله با آن اقدام فوری و درستی صورت نگرفت و بجای استفاده از سموم دمکرون که سریع این کرم را از بین می برد عمدا از سموم دیازنول استفاده شد که اثر آنی ندارد.» 

به گزارش روزنامه اطلاعات «سخنگوی سازمان چریک‌های فدایی خلق ضمن اعلام حمایت از خواست‌های برحق خلق کرد گفت باید در مقابل توطئه‌های امپریالیسم هشیار بود، چرا که آمریکا به توسط بقایای ایل بارزانی در کردستان قصد ایجاد جنگ داخلی دارد و اگر نتواند با ایجاد این توطئه‌ها تحت عنوان تجزیه طلبی دولت را بر علیه خلق کرد تجهیز کند، مسلما به هدف اصلی خود حفظ و بازسازی ارتش با فرمول‌های قدیمی‌ خواهد رسید.»]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_36.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_36.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">۳۱ سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 12 Mar 2010 10:00:23 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«در مورد حجاب، اجبار در کار نیست»</title>
         <description><![CDATA[<em><center>یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۵۷ برابر یازدهم مارس ۱۹۷۹ میلادی </center></em>

آیت‌الله طالقانی در یک گفت و گوی رادیو تلویزیونی این مطلب را که حجاب بهانه‌ای است تا زنان را از ادارات برانند، مردود اعلام کرد و گفت: «حجاب اسلامی حجاب شخصیت و وقار است و هیچ اجباری هم در مورد آن در کار نخواهد بود.» 

[[photow01]]

آیت‌الله طالقانی در این مصاحبه گفت: «مسلماً نظر امام هم به مصلحت زنان ما و خواهران و دختران ماست و هم مطابق با موازین و اصول دین مبین اسلام است. هم ایشان و هم ما در این حرکت انقلابی همیشه نسبت به این سهم بزرگی که زنان ما در جریان انقلاب داشته‌اند، قدردانی کرده‌ایم و واقعاً هم سهم بزرگی دارند و در این حرکت تاریخی مثل اوایل مشروطیت در تاریخ ما ضبط و ثبت باید بشود.» 

وی خطاب به برخی بانوان معترض به حجاب گفت: «اشتباه می کنند خانم‌های ما که اگر یک روسری روی سرشان بگذارند، این‌ها از حیثیت آن‌ها کم خواهد شد و از شخصیت‌شان کاسته خواهد شد، نه، بلکه از این جهت که قطع نظر از مسلمان بودن حافظ سنت شرقی هستند و این سنت شرقی، اصالت است. اگر یک کشوری بخواهد مستقل باشد، معنایش این نیست که فقط دروازه‌هایش را محدود کند بر روی دنیا، این است که سنتش را حفظ کند، معارف را حفظ کند، شخصیت‌ها را حفظ کند.»

آیت‌الله طالقانی این شایعه را که اجباری شدن حجاب ترفندی برای جلوگیری از حضور زنان در ادارات است، گفت: «این است معنای استقلال واقعی، متاسفانه این نحوه بی‌حجابی که در این سالیان که از زمان رضاشاه تا به‌حال پیش آمده بر اکثر زن‌های مسلمان ما تحمیل شده است، این را باید بدانند ما نمی‌خواهیم بگوئیم که زنان به ادارات نروند و هیچ‌کس هم نمی‌گوید. زنان یک عضو فعال جامعه هستند، به‌خصوص زن‌های ما در چنین مرحله‌ای از انقلاب.» 

طالقانی افزود: «این روح انقلابی در بین زن‌های ما باید حفظ بشود و باید این‌ها همیشه این روح انقلابی را داشته باشند و این منوط به این هست که زن‌های ما به آن تجمل‌پرستی‌ها و به آن ابتذال‌هایی که کشانده شده بودند برنگردند، اصل مطلب این است، نباید هم برگردند. اگر این انقلاب باید ادامه پیدا کند،  وقتی که ما این اصل را درنظر بگیریم می‌دانیم خطری که خانم‌ها حس می‌کنند، خیال می‌کنند که گفته امام خمینی یا علمای دین این است که این‌ها توی خانه‌هایشان بروند و توسری‌خور باشند و مهجور بمانند، ولی خطری که ما حس می‌کنیم این است که آن‌ها را دوباره به ابتذال بکشانند.»

[[photow02]]

آیت‌الله طالقانی گفت: «حجاب اسلامی یعنی حجاب وقار، حجاب شخصیت، ساخته من و فقیه و این‌ها هم نیست، نص صریح قرآن است. آیه حجاب برای شخصیت دادن به زنان است، شخصیت انسانی و ملی اش در کشور ما، اگر ما می‌خواهیم سرتا پا مقلد باشیم...‌ ما، اسلام، قرآن و مراجع دینی می‌خواهند زنان ما شخصیت‌شان حفظ بشود. اصل مساله این است که هیچ اجباری هم در کار نیست و مساله چادر هم نیست.»

<strong>دو مرد به جرم فساد تیرباران شدند</strong>

دادگاه انقلابی اسلامی دیشب حکم اعدام دو نفر از عاملین فساد را صادر کرد و حکم در مورد مجرمان، پس از پایان گرفتن جلسه دادگاه و صدور رای، اجرا شد. این دو نفر که متهم به دائر‌ کردن عشرتکده و تریاک‌کشی و هم‌چنین تجاوز به کودکان بودند، مصطفی پورعطائی و احمد بشردوست نام داشتند. 

در گزارش مربوط به این واقعه که در روزنامه اطلاعات منتشر شد، آمده است: مصطفی پورعطائی معروف به دائی مصطفی در محله دروازه غار تهران منزل مسکونی خود را تبدیل به عشرتکده و محل عیش و نوش و تریاک‌کشی کرده و همسر خود را نیز در اختیار افراد خوشگذران می‌گذاشت. ماموران کمیته با اطلاعاتی که در اختیارشان گذاشته شده بود، به محل سکونت دائی مصطفی رفتند و پس از تحقیقات و اظهارات شهود عینی، او را همراه چهار دستگاه وافور و مقداری تریاک به دادگاه انقلاب تحویل دادند.

هم‌چنین ماموران کمیته شخص دیگری بنام احمد بشردوست را به اتهام تجاوز به کودکان دستگیر کردند. در تحقیقاتی که توسط ماموران کمیته به عمل آمد، از منزل مسکونی احمد بشردوست بیشتر از پانصد عکس منافی عفت مربوط به او کشف شد. 

احمد بشردوست در مورد عکس‌های مکشوفه گفت: «هر وقت با کسی عمل منافی عفت انجام می‌دادم با دوربین اتوماتیک از صحنه‌ها عکس‌برداری می‌کردم.»

این شخص نیز همراه عکس‌های مکشوفه تحویل دادگاه انقلاب اسلامی شد و بعد از ظهر دیروز قضات دادگاه پس از بررسی‌های لازم و شنیدن دفاعیات متهمان، آنان را به اعدام محکوم کردند. حکم اعدام سحرگاه امروز در مورد این دو تن توسط جوخه آتش اجرا شد.

<strong>توطئه با چای مسموم!</strong>

به گزارش خبرنگار روزنامه اطلاعات از شمیران، سرنشینان یک اتومبیل، به شخصی که از امام خمینی هواداری کرده بود، چای مسموم نوشاندند و باعث شهادت او شدند. 

عبدالله قیدی‌نژاد، کشاورز ۵۵ ساله سوار یک اتومبیل سواری شده، بین راه سه نفر سرنشینان از او سوال کردند که او طرفدار امام خمینی است یا طرفدار شاه؟! و او در پاسخ گفت: «سرو جانم، فدای خمینی».

[[photow03]]

‌سرنشینان اتومبیل نیز خود را طرفدار امام معرفی کردند، بعد یک استکان چای به او خوراندند. مسافر پس از رسیدن به تجریش احساس ناراحتی کرد و بالاخره پس از رسیدن به خانه و شرح ماجرا، به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شد. او یک شب در این بیمارستان بستری بود، ولی عصر دیروز به‌علت مسومیت شدید، در گذشت. خبر فوق بدون هیچ مقدمه و موخره‌ای در روزنامه اطلاعات منتشر شد و هیچ مشکلی هم ایجاد نشد.

<strong>چریک‌های فدائی در لنگرود</strong>

به گزارش روزنامه اطلاعات از لنگرود، در پی حادثه ساختمان باغ ملی لنگرود که به تحصن شش روزه گروهی از دانش‌آموزان طرفدار چریک‌های فدایی خلق انجامید، از سوی کمیته انقلاب اسلامی، رییس آموزش و پرورش و هواداران سازمان مجاهدین خلق و هواداران سازمان چریک‌های فدایی خلق بیانیه مشترکی به شرح زیر انتشار یافت:

«به اطلاع کلیه اهالی محترم شهرستان لنگرود می‌رسانیم از این که قبل از وقوع حادثه ساختمان باغ ملی، چندبار توسط نمایندگان اعلام گردید که اگر این مکان را برای نمایشگاه می‌خواهید، با ذکر مدت اعلام دارید، ولی آن‌ها عملاً در این مورد اقدامی ننمودند و موجب اعتراض کمیته گردید و هدف از اعتراض به نمایشگاه عکس شهدای به‌خون خفته خلق توهین به شهدای خلق نبوده، بلکه گرفتن مکان عمومی از سوی کمیته بوده و هرچند وقایع پیش آمده که در نهایت به‌توافق طرفین رسید و در آینده حوادث این‌چنینی مورد تایید کمیته نمی‌باشد.»

[[photow04]]

<strong>نویسنده مقاله علیه امام خمینی، پرویز نیکخواه بود</strong>

مقاله احمد رشیدی مطلق به‌دستور شاه و با تایید او به‌وسیله هویدا به روزنامه داده شده بود. محمود جعفریان، معاون سابق سازمان رادیو تلویزیون ایران که هم اکنون در زندان قصر بازداشت است و محاکمه وی در دادگاه انقلابی اسلامی ایران ادامه دارد، دیشب در گفت و گویی با خبرنگاران، اسرار تازه‌ای از مسایل مطبوعاتی و سانسور در رژیم گذشته را فاش کرد. 

جعفریان در مقابل این پرسش که چه کسی مقاله علیه امام خمینی را با نام مستعار «احمد رشیدی مطلق» نوشت و روزنامه اطلاعات را مجبور به چاپ آن کرد، پاسخ داد: 

«من به هیچ‌وجه از جریان آن نامه اطلاعی نداشتم، ولی وقتی مقاله را در روزنامه خواندم، کنجکاو شدم ببینم چه کسی نویسنده آن است، زیرا می‌دانستم، احمد رشیدی مطلق فقط یک نام مستعار می‌تواند باشد. دست به تحقیق زدم، تحقیقات نشان داد که نویسنده مقاله، پرویز نیکخواه، مدیر گروه تحقیق و دفتر مرکزی اخبار رادیو تلویزیون است. نیکخواه به‌دستور شاه، مقاله را نوشت و در اختیار هویدا که وزیر دربار بود، گذاشت. 

[[photow05]]

هویدا نیز نامه را با مارک سرکاغذ دربار، پس از تایید شاه، به یکی از خبرنگاران روزنامه اطلاعات سپرد. البته روزنامه اطلاعات برای آن که مقاله را چاپ نکند، مقاومت زیادی از خود نشان داد. اما هویدا و ماموران سانسور عاقبت روزنامه را مجبور به چاپ مقاله کردند. 

<strong>ربانی شیرازی: زنان در انتخاب چادر و یا پوشش اسلامی آزادند</strong>

شیراز - صبح دیروز آیت‌الله ربانی شیرازی نماینده امام خمینی در جنوب کشور از اهواز وارد شیراز شد و بعد‌از‌ظهر همان روز در گورستان عمومی شهر از شهدا تجلیل کرد. 

آیت‌الله ربانی شیرازی در خصوص انگیزه مسافرت خود به شیراز گفت که هدفی جز برقراری نظم و امنیت در این شهر ندارد‌ و او پی به نارسایی هایی برده که می‌بایست از نزدیک به حل آن‌ها همت گماشت. آیت‌الله ربانی شیرازی درباره مساله حجاب زنان گفت: «رژیم سابق به بهانه آزادی زنان، فساد را در جامعه ترویج کرد و کوشید تا از زنان به‌عنوان یک وسیله فساد بهره‌کشی کند. خانم‌ها بهتر می دانند که به‌جهت دخالت زنان در ادارات و موسسات، از هم گسستگی و آشوب به پا شده بود.»

[[photow06]]

آیت‌الله افزود: «ما به زن از دیدگاه انسانی سازنده می‌نگریم. می‌خواهیم خانم‌ها کنار سایر مرم در کارها دخالت کنند. حجاب پوششی است که باید رعایت بشود، زن‌ها نباید نیمه‌سکسی بیرون بیایند و ظاهری فریبنده داشته باشند. مفهوم حجاب، چادر نیست. لباس آبرومندی که جلب توجه نکند و موهای زنان را بپوشاند، کافی است. باید روزنامه‌نگاران توجه داشته باشند، سرو صداهایی که برای مساله حجاب ایجاد شده، جنبه سیاسی دارد. عناصر ضد‌انقلابی دنبال بهانه می‌گردند تا به هر شکل با انقلاب مخالفت کنند. خانم‌ها در انتخاب چادر و یا پوشش اسلامی آزاد هستند.»

<strong>مخالفت حاج سید جوادی با حجاب اجباری</strong>

اجباری شدن حجاب واکنش‌هایی منفی را برانگیخت. دکتر علی‌اصغر حاج سیدجوادی روشنفکر و نویسنده که در روزنامه اطلاعات مقالاتش منتشر می‌شد، در مقاله‌ای تحت عنوان «نه استالین، نه سلطان، سعید بن‌تیمور» به حجاب اجباری اعتراض کرد و آن را عاملی برای افزایش نارضایتی‌ها دانست و گفت: «این دستور که زن‌ها باید حجاب اسلامی بپوشند، به نتیجه‌ای جز افزایش نارضایتی و سرخوردگی از انقلاب از طرف مردم و افزایش دیگری بین مردم و ماموران کمیته‌ها نمی‌رسد.»

وی افزود: «اگر راه ما به‌سوی عدالت و جمهوری به‌معنای واقعی کلمه است. بنابراین مفاهیم را نباید قربانی ظواهر الفاظ کنیم. وقتی ما می‌گوییم زن‌ها باید حجاب را رعایت کنند، باید متوجه باشیم که این‌گونه دستورها بدون وجود یک ضابطه مشخص، موجی از خشونت و دخالت‌های جاهلانه و خودسرانه به‌وجود می‌آورد.»

[[photow07]]

علی‌اصغر حاج سیدجوادی که مقالات تندی علیه مخالفان انقلاب نوشته بود، در این نوشته به انتقاد از مسوولان و مجریان کشور پرداخت و گفت: «اگر منظور از حجاب، اجتناب و پرهیز زن‌ها از افراط در خودآرایی و برهنگی و جلفی است، در این صورت لازمه حضور زن در یک فضای انقلاب اجتماعی، حفظ حرمت و حیثیت خود از طریق مراعات در ایجاد تعادل اساسی در شکل و وضع و حرکت خود می‌باشد. اما اگر منظور از حجاب، اجبار در پوشیدن چادر و استعمال روسری است، در این صورت به افراد مسوول و یا کسانی که اکنون خود را در شهرهای ایران مسوول تامین نظم می‌دانند، اجازه می‌دهد که به بهانه این دستور، دست به اعمال خشونت نسبت به زن‌ها بزنند.»

<strong>پیشنهاد بازخرید جت‌های اف - ۱۴ از ایران</strong> 

به گزارش آسوشیتدپرس از واشنگتن، وزیر دریاداری آمریکا اعلام کرد دولت ایران به‌طور غیر‌رسمی به آمریکا اطلاع داده است که می‌خواهد عملیات مربوط به ساختن چهار کشتی جنگی برای ایران متوقف شود. قبلاً ایران از آمریکا خواسته بود که عملیات ساختن دو فروند از این کشتی ها را متوقف سازد. 

ضمناً میلتون یانگ، سناتور داکوتای شمالی تاکید کرده است که آمریکا باید به ایران پیشنهاد کند که هواپیماهای اف - ۱۴ آمریکایی را که شاه ایران خریداری کرده است، مسترد دارد. مقام‌های دولتی آمریکا هراس دارند که مبادا اطلاعاتی مربوط به جزئیات فنی و بسیار سری این هواپیماها به‌دست شوروی افتد. 

سناتور یانگ گفت: «من فکر می‌کنم باید باز‌خرید این هواپیماها را به ایران پیشنهاد کنیم.» وزیر دریاداری آمریکا گفت که آمریکا در این مورد هنوز تماسی با دولت جدید ایران نگرفته است. 

<strong>رفتار ضد‌انقلابی مرتجعان در مورد زنان، محکوم است</strong> 

سازمان‌های چریک‌های فدایی خلق دیروز اعلامیه‌ای درباره عکس‌العمل عناصر مرتجع و ضد‌انقلاب در برابر خواسته‌های زنان صادر کرد. در این اعلامیه به اشاره به همگامی زنان و مردان در انقلاب ایران و نقش زنان در مبارزات ملت گفته شده: «خواهران قهرمان ما دوشادوش برادران‌شان برای استقلال میهن و گسستن بندهای اسارت جنگیدند و امروز نیز باید سرنگونی رژیم را با شرکت هرچه فعال‌تر خود در سازندگی ایرانی آزد و دمکراتیک جشن بگیرند.»

[[photow08]]

این سازمان افزود: «زنان نیمی از نیروی جامعه‌اند و بدون شرکت فعال زنان در همه شئون اجتماعی جلوگیری کند.» سازمان مذکور در توضیح علت دفاع خود از آزادی پوشش زنان گفت: «زنان نیمی از نیروی جامعه‌اند و بدون شرکت فعال زنان در انقلاب و در مبارزات اجتماعی محو کامل سلطه امپریالیسم و نابودی استثمار غیرممکن است.»
 
<strong>سه نفر اعدام شدند </strong>

به گزارش خبرنگار اطلاعات از آبادان، یک پاسبان کلانتری شش آبادان به اتهام شهید کردن جوان ۱۹ ساله‌ای در تظاهرات مردم این شهر به حکم دادگاه انقلاب اسلامی به اعدام محکوم شد و ساعت ۳ بامداد امروز تیرباران گردید.

دادگاه انقلاب اسلامی آبادان دیروز جلسه محاکمه ۴ پاسبان کلانتری شش این شهر به‌نام‌های پاسبان قباد سلیمان‌زاده، پاسبان عباسعلی اسدیان، پاسبان عبدالرسول قربانی و پاسبان محمود صفائی را به اتهام شهید کردن علی بازابراهیمی در تاریخ ۱۶ آذر ماه آغاز کرد. 

دادگاه پس از رسیدگی‌های لازم پاسبان محمود صفائی را مجرم شناخت و او را به اعدام محکوم کرد. حکم اعدام ساعت ۳ بامداد امروز در فلکه هتل کاروانسرا در جاده آبادان خرمشهر اجرا گردید. دادگاه هم‌چنین سه متهم دیگر را بی‌گناه اعلام کرد و متهمان ساعت ۵ بامداد آزاد شدند. 

<strong>اعدام یک ژاندارم و یک سروان در همدان و یزد</strong>

به گزارش خبرنگار اطلاعات از همدان، پس از دو روز محاکمه، سروان شهربانی احمد بهادری بنا‌بر رای دادگاه انقلاب اسلامی همدان محکوم به اعدام شد. سروان احمد بهادری متهم بود که در روز سی‌ام مهر ماه و دیگر روزهای انقلاب در استان همدان اقدام به تیراندازی کرده و به کشتار مردم دست زده است که عده زیادی مجروح و هفت نفر نیز شهید شده‌اند. رای دادگاه که در جلسات آن، جمعی از روحانیون و قضات همدان نیز شرکت داشتند، ساعت ده دیشب صادر شد و محکوم ساعت یک و نیم بامداد امروز مقابل جوخه اعدام ایستاد و حکم در موردش اجرا شد. 

هم‌چنین به گزارش خبرنگار روزنامه اطلاعات از یزد، ساعت یک بامداد گروهبان سوم محمد‌جان بهره‌مند ژاندارم پاسگاه اشکذر یزد تا رای دادگاه انقلاب اسلامی یزد اعدام شد. وی متهم به قتل کاظم اباالله و حاج عباس احمدی و مجروح کردن دختر ۱۲ ساله‌ای بنام عالیه ملانوری در روزهای ۱۷ آذر بود. محاکمه گروهبان محمد جان بهره مند علی روزهای ۱۶ تا ۱۹ اسفند ماه جاری انجام گردیده و در قریه شمسی اسکذر حکم اعدام در مورد وی اجرا شد. اعدام این دو تن در حالتی صورت گرفت که در همین روز، دو نفر دیگر به دلیل فساد و شش نفر نیز به جرم وابستگی به رژیم سابق اعدام شدند.

<strong>مهندس شوروی به‌ضرب گلوله پاسداران کشته شد</strong>

در اثر تیراندازی پاسداران انقلاب به یک اتومبیل در مرکز تهران، یک مهندس روسی کشته شد و شخص دیگری که همراه وی بود، مجروح شد. 

در این تیراندازی که سحرگاه پنجشنبه رخ داد، میخائیل سرخوف در اثر اصابت یک گلوله در لحظات اولیه کشته شد و ولادیمیر ماندکهیم، همراه وی از ناحیه شانه مجروح شد. گفته شد که این دو نفر در خطوط گازرسانی ایران به اتحاد شوروی کار می کردند. 

جسد میخائیل سرخوف به بیمارستان شوروی انتقال یافت و سپس برای انجام تشریفات قانونی به پزشکی قانونی برده شد. جسد وی هم اکنون در پزشکی قانونی است. رویتر نیز در گزارشی در این باره اعلام کرد که در این خصوص هیچ بیانیه‌ای از جانب سفارت شوروی و یا وزارت خارجه ایران منتشر نشده است، لیکن گمان می‌رود که این دو تبعه روس به اخطار پاسداران اسلامی که به‌طور غیررسمی مقررات منع عبور و مرور شبانه را اجرا می‌کنند، توجه نکرده بودند. 

در گزارش روزنامه اطلاعات آمده است: «به اظهار یکی از مقام‌های شوروی پاسداران انقلاب ایران ساعت یک بامداد سه روز قبل به سوی دو مهندس شوروی تیراندازی کردند و یکی از آنان را کشتند و دیگری را زخمی کردند. 

به گفته این مقام، دو مهندس شوروی در ساعت یک بامداد در خیابان حافظ در حال عبور با اتومبیل بودند که مورد اصابت گلوله قرار گرفتند به اظهار این مقام در این مورد دو نظر متفاوت ارائه شده است. از یک سو، پاسداران گفته‌اند به اتومبیل فیات روسی حامل این دو تن دستور توقف داده شده و چون اعتنائی نشد، تیرهوائی شلیک کردند، سپس به لاستیک اتومبیل تیراندازی شد و آن‌گاه سرنشینان آن را هدف‌گیری کردند. اما این مقام گفته است مهندس دیگر که هنوز زنده است، حادثه را به شکل دیگری اظهار می‌دارد. او گفته است بدون هیچ اخطاری به آنان شلیک شده است. دو مهندس شوروی در طرح‌های مهندسی ایران شرکت داشته‌اند، از نخستین افراد تبعه شوروی هستند که در انقلاب ایران کشته و زخمی شده‌اند.»]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_35.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_35.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">۳۱ سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 11 Mar 2010 10:01:39 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تظاهرات زنان علیه حجاب اجباری</title>
         <description><![CDATA[<em><center>شنبه نوزدهم اسفند 1357 برابر دهم مارس 1979 میلادی</center></em>

صبح امروز عده زیادی که اکثریت آنان را زنان تشکیل می‌دادند اجتماعی به منظور اعلام نظر خود در مورد حجاب در محوطه دادگستری ترتیب دادند این گروهها عبارت بودند از: 

تعدادی از زنان وکیل عضو حقوق دانان جمعیت حقوق دانان، کارمندان شرکت هواپیمایی ایران، دانش جویان، دانش آموزان، هنرجویان موسیقی، کارکنان وزارت دادگستری، عده ای از دبیران دبیرستان های تهران، دانش آموزان، دانشجویان و گروههای دیگر. به گزارش حاکمیت عده ای از دانش آموزانی که قصد پیوستن به این گروه را داشتند در خیابان تخت جمشید روبروی شرکت نفت توسط گروهی از مخالفان متفرق شدند. 

[[photow01]]

شعارهایی که توسط جمعیت داده می‌شد بدین شرح است: "حجاب باید در فطرت زن باشد"، "می جنگیم می جنگیم بر ضد استبداد"، "استقلال، مساوات، آزادی"، "زن و مرد کشته شدند، هر دو باید آزاد باشند" به نوشته روزنامه اطلاعات گزارش دیگری حاکیست: 

گروهی از میهمانداران زن و کادر زن هواپیمایی ملی ایران نیز امروز صبح بسوی باشگاه دانشگاه تهران حرکت نموده و در آنجا بعنوان اعلام همبستگی با دیگر گروههای تظاهر کننده زنان تجمع نمودند و خواستار انجام خواسته های خود شدند. 

همچنین جمعی از کارمندان زن و کارکنان رادیو و تلویزیون ملی ایران در ساعت ده و سی دقیقه صبح امروز در محل سازمان رادیو و تلویزیون واقع در خیابان جام جم گرد آمدند تا بسوی کاخ دادگستری حرکت کنند و به سایر گروه‌ها بپیوندند. 

همچنین بدنبال تظاهرات زنان که برای اعلام نظر خود در مورد مسئله حجاب برپا شده بود دسته بزرگی بطرف دادگستری به راه افتادند در میان راه گروهی از مخالفان با توسل به خشونت راه را بر زنان بستند که با دخالت ماموران کمیته این برخورد پایان گرفت و زنان به راهپیمایی خود بطرف نخست وزیری ادامه دادند. 

گروههای بانوان به مقابل نخست وزیری رسیدند و خواستار ملاقات با آقای مهندس بازرگان شدند و درخواست های خود را بیکی از نمایندگان نخست وزیری دادند. در اینجا نیز گروهی در صدد برخورد و درگیری با زنان برآمدند و چند تیر هوایی شلیک شد. 

[[photow02]]

روز جمعه نیز زنان برای اعلام نظر خود در مورد مسئله حجاب در دانشگاه گرد آمدند ولی عده ای علیرغم تاکید کمیته امام مبنی بر عدم ایجاد مزاحمت برای بانوان در صدد پراکنده نمودن تظاهر کنندگان برآمدند. بانوان که در دانشگاه فنی جمع شده بودند ساعت 3 بعد از ظهر دست به راهپیمایی در محوطه دانشگاه زدند. 

اجتماع زنان روز جمعه نخست در دانشگاه فنی شروع شده و سپس به توصیه کمیته انقلابی زنان مبنی بر ماندن گروهها در دانشگاه تا آمدن نماینده ای از سوی دولت گروه زنان چند دور در محوطه دانشگاه راه پیمایی کردند اما وقتی جلوی در رسیدند آنرا بروی خود بسته دیدند. 

پس از پایان راهپیمایی هنگام سوار شدن به اتوبوس توسط مخالفین با سنگ و گلوله برف و ضربات مشت مورد هجوم قرار گرفتند و طبق یک گزارش اتومبیلی در همین روز در خیابان شاه قصد راندن به میان جمعیت را داشته که از اینکار جلوگیری شده است. 

صبح امروز گروهی از مردان که مخالف اجتماع زنان و تحصن آنان بودند در مقابل دادگستری اجتماع کردند و در حاکی که شعارهایی به نفع حجاب می دادند قصد داشتند به داخل دادگستری بروند اما پاسداران انقلاب مانع ورود آنان شدند. 

[[photow04]]

در همین حال در زندان دادگستری نیز تشنج بوجود آمد و زندانیان خواستار آزادی خود شدند. خانواده زندانیان نیز با استفاده از فرصت شعارهایی به نفع آزادی زندانیان خود می دادند. 

تشنج در زندان دادگستری و بیرون از آن سرانجام به تیراندازی هوایی از سوی پاسداران اطراف دادگستری انجامید که قصدشان متفرق نمودن مردانی بود که در خارج از دادگستری شعارهای مخالف زنان می دادند. به علت این درگیری ها و بدنبال تحصن بانوان، امروز صبح خیابان های اطراف دادگستری بسته شد و ترافیک فشرده ای در خیابان های مرکزی شهر بوجود آمد.

خبرگزاری پارس از بامداد امروز گروههایی از بانوان و دانش آموزان برخی دبیرستانهای دخترانه از گوشه و کنار شهر بسوی دانشگاه تهران حرکت و در آنجا اجتماع کردند. گرچه در مسیر حرکت ایشان هیچگونه مزاحمتی مشاهده نمی‌شد لکن بگزارش خبرنگار ما در حوالی دانشگاه تهران عده ای بعنوان اعتراض نسبت به تشکیل این اجتماعات آنان را هو می‌کردند.

<strong>امام خمینی: جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد</strong>

آیت الله خمینی در اجتماعی که با شرکت هزاران تن از دانش آموزان و فرهنگیان قم تشکیل شده بود بیاناتی ایراد کردند و ضمن بر شمردن توطئه های عمال اجانب، خواستند مردم از دولت بازرگان حمایت کنند. متن سخنان وی بشرح زیر است: 

"دست های خائن اجنبی و عمال اجنبی ما را از شما جدا کردند. بین ما و شما افتراق انداختند. آنها از این افتراق نتیجه ها بردند و دیدند که از اتحاد جنبه های قشر های مختلف آنها نمی‌توانند با این اتحاد نتایجی را که می‌خواهند ببرند. سالهای طولانی کوشش کردند مدارس دینی را از دانشگاهها و دیگر قشر های محصلین جدا کنند. 

ما باید بفهمیم این معنی را که این جدایی چه رنج ها به ما داد و این اتحاد چند صباح چه گنج ها به ما داد. شما جوانها محصل سایر جوانها امید من هستید، نوید من هستید. امید من به شما توده جوان است. بشما توده محصل است. 

من امید این را دارم که مقدرات مملکت ما بعد از این بدست شما عزیزان بیفتد و مملکت ما را شما عزیزان حفظ کنید. من امید آن را دارم که شماها با هر علم و عملی با علم و تهذیب نفس، با علم و عمل صالح بر مشکلات خودتان غلبه کنید. تاکنون که این راه را آمدید و با وحدت کلمه قشر های مختلف این مملکت و با اتکا به ایمان و اعتماد به اسلام و قرآن کریم دست خائنین را قطع کردید و اگر تتمه ای باشد قطع می‌کنیم انشاءالله. 

[[photow03]]

لیکن از حالا به بعد اشکالات بیشتر است، بیداری بیشتر می‌خواهد از این زمان، زمان سازندگی این خرابه ای است که برای ما به جا گذاشته اند. شما بهتر می دانید که اینها به دانشگاه های ما، بدبیرستان های ما، به دبستان های ما، چه خیانت ها کرده‌اند: 

شماها می دانید که شماها را می‌خواستند عقب نگه دارند، نگذارند که یک انسان اسلامی یک انسان با قدرت یک انسان به هدف بار بیایید. تعلیمات انحرافی و برنامه های اموجاجی و انحرافی بود. می‌خواستند جوان های ما را به عقب برانند تا استفاده های خودشان را بکنند تا ما در همه چیز محتاج باشیم، در علم محتاج باشیم، در اقتصاد وابسته و محتاج باشیم. 

آیت الله خمینی در ادامه افزود: 

"شما جوانان که امید من هستید کوشش کنید و وحدت کلمه خود را حفظ کنید، ما را نگذاشتند با شما روبرو شویم، در مدت عمر این دبیرستان اول مرتبه‌ای است که من با شما روبرو می‌شوم. اول مرتبه‌ای است که استادان و معلمان شما را از نزدیک می‌بینم. اول مرتبه‌ای است که شما جوانان عزیز را فرزندان اسلام را از نزدیک زیارت می‌کنم. 

ای امیدهای من، ای امیدهای من ای نویدهای من، ای فرزندان عزیز اسلام، رمز پیروزی را دریافتید، دریافتید که در این دو سال اخیر با وحدت کلمه ریشه استبداد، ریشه سلطنت استبدادی دو هزار و پانصد ساله را از بیخ کندید، دریافتید که نفت خواران مفت خوار را عقب زدید، دریافتید که با وحدت کلمه، وحدت غرض و هدف آن ایمان و هدف اسلام، هدف جمهوری اسلامی، دریافتید که این رمز شما را به پیروزی رساند. 

این رمز را از دست ندهید، صف های خود را فشرده تر کنید، روابط خود را با همه قشرها خصوصا با روحانیون زیادتر کنید، شما آمال و آرزوی ما هستید. 

[[photow05]]

آیت الله خمینی در ادامه گفت: " این حکومت به تعیین تصویب ملت است به پشتیبانی ملت است. باید او را بیشتر پشتیبانی کنید و مفرضین را که عمال اجانب هستند و می‌خواهند نگذارند حکومت اسلامی، جمهوری اسلامی برقرار بشود آنها را از جامعه خودتان دور کنید و یا نصیحت کنیدو شما به این زمان های طولانی که نبودید و ما مواجه بودیم با گرفتاری های زیاد و به این زمان های اخیر که بودید و مواجه شدید با مصیبت ها، تمام این مصیبت ها از اجانب بود، و تمام این فعالیت ها به دست عمال اجانب بود. اینها می‌خواهند باز هم همان مسائل را با عمال خبیث خودشان در مملکت ما برقرار کنند. 

این خیالی است که آنها به سر خودشان می پزند که ممکلت ما را باز به فرم دیگر به مصیبت های سابق بکشند، شما جوانان برومند، شما محصلین ارجمند که امید من هستید و نوید من هستید باید در هرجا که هستید و در هرجائی از ایران که هستید، باید بیدار باشید. با بیداری از خانه خودتان دفاع کنید و حکومت اسلامی را که از حقوق شما دفاع می‌کند مستقر و برقرار کنید."

آیت الله خمینی در مورد جمهوری اسلامی‌گفت: 

"به یاوه یاوه گویان گوش ندهید. به حرف های قشرهایی که از اسلامی هیچ بویی ندیده اند و با اسلام مخالفند با آنها به حرف های آنها گوش ندهید آنها می‌خواهند ملت را منحرف کنند. از مسیر خود، مسیر شما مسیر اسلام است. مسیر شما این است که جمهوری اسلامی را به پا کنید. من رای به جمهوری اسلام می‌دهم. 

و از شما تقاضا دارم که رای به جمهوری اسلامی بدهید نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد. جمهوری اسلامی. آنها که در نوشتجاتشان از جمهوری دم می زنند جمهوری فقط یعنی اسلام نه آنهائیکه جمهوری دموکراتیک می گویند. یعنی جمهوری غربی، جمهوری اسلامی نه. اینها می‌خواهند باز هم مصائب را فرم دیگر برای ما به بار بیاورند. اینها اصلا بر این نهضت دخالت نداشته اند. آنها که امروز به خیال خودشان می‌خواهند سر سفره آماده بنشینند، در این نهضت به هیچ وجه دخالت نداشته اند." 

وی از مردم خواست که خواهان جمهوری اسلامی‌باشند و گفت: " آنها را نپذیریم و نمی‌پذیریم آنها را که قلمهای مسموم را گرفته و برخلاف اسلام چیز می‌نویسند و ملی و دموکراتیک این ها را به زبان می آورند از آنها نپذیرید ما اسلامی را می‌خواهیم. ملت ما اسلام را می‌خواهد. آنها که کوشش دارند، نهضت ما را تضعیف کنند دولت ما را تضعیف کنند تا نتوانیم تا بخیال آنها نتوانیم در رفراندوم موفق شویم خیال خامی به سر خودشان می پزند. 

ملت ما یکپارچه خواهان جمهوری اسلامی است. ما باید آن چیزی که آمال ملت است دنبال کنیم آن چیزی که ملت در چند سال است بیش از یکسال است فریاد می زنند چندین سال است که دنبال آن هستند، باید به فریاد این ملت گوش کنیم، قشرهای مختلف این ممکلت باید به ندای ملت گوش کنند. ببینند ملت چه خواست و چه می‌خواهد. ملت در طول این یکسال و چند ماه اخیر در خیابانها ریخت و فریاد کرد استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، ما باید تابع ملت باشیم، نباید قلم دست بگیریم و توی منزل بنشینیم هرچه می‌خواهیم بنویسیم."

آیت الله خمینی در اظهارات خود گفت: "صلاح نیست این بر می گرداند آن مسائل و آن مصائب سابق را، خیانت است به ملت، کمونیست ها هم باید جمهوری اسلامی بخواهند، اگر بخواهند برای این ملت کار کنند و راست بگویند همه باید جمهوری اسلامی را بخواهند، آنکه علاقه به این ملت دارد و آنکه علاقه به این کشور دارد و آنکه از اختناق خسته شده است، همین بازاری همین حمال همین دهقان همین کشاورز، همین کارگر دنبال اینها بروند. 

اینها کشته داده اند، اینها خون داده اند، اینها سهیم هستند. همه سهم مال اینها است، نه مال من و شما که کنار نشسته اید و حالا قلم دست گرفته اید. قلم ها را بشکنید، به اسلام پناه بیاورید، تبلیغات سوء را کنار بگذارید، تا نتیجه ببرید تا استقلال خودتان را حفظ کنید."
 
<strong>میناچی: در مطبوعات تجدید نظر اساسی می‌شود</strong>

ناصر میناچی وزیر اطلاعات و تبلیغات و خیرات پیش از ظهر دیروز در یک گفتگوی مطبوعاتی رئوس کلی برنامه های این وزارتخانه را تشریح کرد. وزیر اطلاعات در خصوص مطبوعات داخلی گفت: " ما پیرو اصل مطلق آزادی بیان و  عقیده هستیم و این اصالت انقلاب است و همه شهادتها برای این بود که آزادی مطلوب را بدست آوریم و هرکس بتواند هر عقیده ای را که دارد ابراز کند و سیاست این وزارت خانه برای حفظ این اصالت مطلقا آزادی است و از نظر انسانی و اسلامی که از همه مظاهر انسانی برخوردار است هرکسی عقیده ای دارد باید بتواند ابراز بکند اما دنبال این نباشد که برای توجیه نظرات خود از هر وسیله حتی مشروع استفاده کند. 

[[photow06]]

باید به جامعه نشان بدهد که جهت فکر و عقیده ای چیست، و نشریات نیز باید مانند همه کشورهای دنیا موضع خود را مشخص کنند تا زمینه های سیاسی، اجتماعی و فلسفی طرز تفکرشان از نقطه نظر مردم روشن شود."

میناچی افزود: 

"در شرایطی که ابراز عقیده و بیان آزاد است و هیچ مانعی در برابر آن نیست چرا باید یک نویسنده یا یک نشریه در بیان نقطه نظر های خود صراحت لهجه نداشته باشد. یک متفکر که شرافت قلم را در دست دارد باید جوانمردانه طرز تفکر و اندیشه اش را بگوید. وی اضافه کرد ما در این زمینه از مطبوعات و صاحبان قم صمیمانه خواهیم خواست که تحت لوای آزادی بیان و عقیده جبهه فکری خود را مشخص کنند تا مردم بدانند آنها هرکدام معتقد به چه نوع تفکر و ایدئولوژی هستند." 
 
آقای میناچی همچنین گفت: " در زمینه مطبوعات فعلی و نشر روزنامه های جدید و باید تجدید نظر اساسی شود و در این مورد در نظر است از صالح ترین فکر و اندیشه و مقتدر ترین صاحبان قلم –نویسندگان – و روشنفکران متعهد و مسئول دعوت بکنیم تا با تشکیل شورایی نظر بدهند که روزنامه های ما باید تابع چه شرایط اخلاقی انسانی باشند تا بتوانند توشه فکری و فرهنگی برای مردم تهیه و تامین کنند. همچنین این گروه که بعنوان مشاور در کار سامان دادن به مطبوعات ارائه طریق می‌کنند ضوابطی را نیز برای دادن امتیاز به نشریات جدید تعیین خواهند کرد." 

وی در مورد ترکیب این شورا از دکتر علی اصغر حاج سید جوادی و دکتر حسن حبیبی نام برد. آقای میناچی در مورد ورود نشریات خارجی بکشور و گفت هیچ منافعی در اینکار نیست و مردم ایران باید آنها را مطالعه و در موردش قضاوت کنند. 

[[photow07]]

<strong>قمار خانه اشرف و سپهبد نصیری</strong> 

یکی از مراکز فساد رژیم منحوس پهلوی که به باشگاه عصر معروف بود و پانزده روز قبل توسط پاسداران جوان کشف شد از دیروز به عنوان یک مرکز فرهنگی اسلامی مورد استفاده قرار گرفت.  روزنامه اطلاعات ضمن چاپ این خبر نوشت: " این مرکز که قبلا باشگاه عصر نام داشت محل اجتماع اعضای خاندان پهلوی، امرا، وزرا، نمایندگان مجلسین، بازرگانان و افراد با نفوذ و سرشناس گذشته بود که ساعت ها در آنجا از محل بیت المال به قمار می پرداختنذ و پولهای کلانی برد و باخت می‌شد." 

این باشگاه در زمان دولت شریف امامی که وعده تعطیل قمار خانه ها داده شد بسته گردید و وقتی که بدست پاسداران انقلاب افتاد بدلیل تعطیل چند ماهه به نیمه مخروبه ای بی شباهت نبود. 

روزنامه اطلاعات بدون توجه به اینکه هنوز یک ماه هم از انقلاب نمی گذرد، نوشت: " اما پاسداران انقلاب پس از مرمت آن اکنون این باشگاه را به صورت یک مرکز فرهنگی اسلامی در آورده اند که جوانان همه روزه در رشته های اقتصادی، ورزشی، اجتماعی، سیاسی، هنری و آموزشی ارشاد می‌شوند." خبرنگار اطلاعات افزود: 

"وقتی که باشگاه عصر به دست پاسداران افتاد در آن چهار تلویزیون رنگی، لوازم قیمتی و لوکس، تابلوهای گرانبها و فرشهای متعددی بدست آوردند که تمامی آنها تحویل کمیته شده است."

به نوشته گزارشگر روزنامه درباره باشگاه قمار مذکور "اعضای این باشگاه از پانصد نفر تجاوز می‌کند و ورودیه برای هر نفر دوهزار تومان تعیین شده بود. این باشگاه که یکی از بزرگترین قمارخانه های موجود در تهران بود توسط ارتشبد نصیری و اشرف خواهر شاه، اداره می‌شد و برد و باخت هایی که در آن می‌شد به گواه مدارک بدست آمده کمتر از سیصد هزار تومان نبوده است." 

روزنامه اطلاعات در معرفی این باشگاه نوشت: " باشگاه در سال ۱۳۲۰ تاسیس شده بود و گردانندگان اصلی آن براساس مدارک بدست آمده این افراد بوده اند.

۱- دکتر شاهکار نماینده مجلس و وکیل پایه یک دادگستری فوت کرده ۲- بدر ملاک ۳- سرتیپ جهانبانی رئیس باشگاه ۴- امیر دیوان صفاری لاهیجانی وی همه چیز خود را در این باشگاه باخت و قصد خودکشی داشت که پسرش مانع شد ۵- حاج حسن آقا چایچی. وی املاک خود را در این باشگاه باخت و از غصه سکته کرد و مرد ۶- کاظم چایچی بازرگان ۷- جعفر چایچی ۸- اسماعیل چایچی ۹- حاج محمدتقی چایچی ۱۰- مهندس مجید اعلم. مدیر عامل شرکت تسادو کنترات چی آب تهران و دربار ۱۱- سرهنگ امی ۱۲- احمد وهاب زاده مدیر عامل شرکت بی. ام. و ۱۳- سلیمان وهاب زاده (صاحب بانک ملی ایران و هلند) 14- ناظمیان 15- داود القانیان (صاحب ملک باشگاه که ماهی 40 هزار تومان بابت اجاره ملک از اعضای باشگاه می گرفته است. پدرش صاحب پاساژ کنت، ساختمان آلومینیوم، کارخانه پلاستیک سازی و ... است.)

[[photow08]]

۱۶- بزرگ خواجوی (آهن فروش بازار و بساز و بفروش وی پدر زن نصیری معدم شده است و هنگامی که دخترش با نصیری ازدواج کرد یک ساختمان ۱۱ طبقه که در خیابان وزرا چشم را خیره می سازد به نصیری دامادش چشم روشنی داد. وی در شمال با کمک نصیری بساز و بفروش بود.) ۱۷- مهندس فرخان (رئیس اداره گاز تهران که حتی هویدا او را بخاطر عملیات کثیفش بازنشسته کرد) ۱۸- حمید رضا برادر شاه مخلوع ۱۹- اسکندر اریه صاحب کاشی ایران ۲۰- سناتور محمد علی مهدوی صاحب کارخانه قند در خراسان ۲۱- سپهبد روحانی معاون هویدا ۲۲- فرخ فرسید (بازرگان) ۲۳- دریاسالار ابوالحسن فاطمی ۲۴- سرتیپ عزیزالله پیشداد. افراد بالا که از گردانندگان اصلی باشگاه بودند ولی بیش از پانصد عضو برای قمار در این باشگاه رفت و آمد می‌کردند. ( کلیه توضیحات قمارخانه توسط خبرنگار باهوش و زیرک اطلاعات نوشته شده است.)

<strong>مزاحمین بانوان محترم بشدت مجازات خواهند شد</strong>

به نوشته روزنامه ها و بنا به اعلام خبرگزاری پارس، بدنبال اعلام خبر مربوط به حجاب زنان و اعتراض و اظهار نظرهای گروههای مخالف و موافق و تظاهرات زنان و همچنین چند مورد برخورد نامناسب دیروز اطلاعیه ای از سوی دفتر آیت الله خمینی صادر گردید. متن اطلاعیه باین شرح است: " براساس خبرهای رسیده؛ گروهی جنایتکار و خیانت پیشه تحت عنوان کمیته مزاحم بانوان محترم شده و به ایشان توهین می‌کنند ماموران کمیته های انقلاب موظفند با کمال دقت مراقب باشند و چنین اعمالی را با نهایت شدت جلوگیری کنند. عاملین چنین اعمالی سریعا و بشدت مجازات خواهند شد." 

<strong>یک کارگر معاون وزارت کار شد</strong>

یک کارگر کارخانه معاون رفاه و تعاون و یک استاد دانشگاه معاون اشتغال و بهره وری وزارت کار و امور اجتماعی شدند. داریوش فروهر وزیر کار و امور اجتماعی در یک مصاحبه رادیو تلویزیونی گفت: " در میهن ما یک نوع تجاوز به حقوق کارگران و کشاورزان و شاید برخی از گروههای اجتماعی بویژه روشنفکران گاه خودشان را در نقش ولی و راهنما و سرپرست آنها نشان می دادند به اعتقاد من کارگران به اندازه کافی از رشد سیاسی برخوردارند و می‌توانند حافظ منافع خود باشند.

[[photow09]]

"وزیر کار و امور اجتماعی در مورد کسانیکه از زمان شروع بکار کارخانجات سعی کرده‌اند وارد کارگاهها شوند و به آنها آموزش سیاسی بدهند، گفت: " خواهش من این است که از رفتن بکارخانه ها و ایجاد برخورد عقاید و آراء در محیط کار خودداری کنند."

داریوش فروهر در مورد تامین درمان و دیگر نیازهای کارگران گفت: " اکنون همکاران من در حال بررسی هستند تا طرح های لازم را در این زمینه تهیه کنند تا پس از بررسی برای تصویب در هیات دولت مطرح و بمرحله اجرا در آوریم." وزیر کار و امور اجتماعی گفت: 

«من کوشش می‌کنم عناصری که آلودگی هایی داشته اند در وزارت کار باقی نمانند. تاکنون در سطح معاونان وزارت کار کوشیده ام از کسانی که گمان می‌کنم به من خوب کمک خواهند کرد کمک بگیرم. شاید برای نخستین بار یک کارگر کارخانه دخانیات (آقای پورفاضل) را به سمت معاون رفاه و تعاون کارگری تعیین کردم. همچنین از یک استاد دانشگاه (مهندس گلپرور) کمک گرفتم و معاون اشتغال و بهره وری شد.»]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_34.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_34.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">۳۱ سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 10 Mar 2010 10:10:07 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حجاب زنان اجباری شد</title>
         <description><![CDATA[<em><center>سه‌شنبه هفدهم اسفند ۱۳۵۷ برابر هشتم مارس ۱۹۷۹ میلادی</center></em>

<strong>آیت‌الله خمینی: حجاب اسلامی باید در مملکت رعایت بشود</strong>

در پی سخنان آیت‌الله خمینی درباره حجاب زنان در فیضیه قم، آیت‌الله اشراقی، داماد آیت‌الله خمینی گفت: «خواست امام این است که حجاب اسلامی باید در مملکت رعایت بشود.» اشراقی توضیح داد: «حجاب اسلامی لازم نیست حتماً چادر باشد.»

سخنان دیروز آیت‌الله خمینی در جمع طلب فیضیه قم انعکاس گسترده‌ای در تمام محافل و مجامع یافت و خصوصاً آن قسمت که درباره حجاب اسلامی بود، مورد شرح و تفسیر فراوان قرار گرفت.

بنا به نوشته روزنامه اطلاعات، در پی سخنرانی آیت‌الله خمینی که دیروز گفته بود «از فردا باید بانوان با حجاب اسلامی در وزارتخانه‌ها حاضر شوند» عده‌ای تندرو با شدت عمل از بانوان بی‌حجاب و اقلیت‌های مذهبی خواستند که از فردا حتماً با چادر حاضر شوند والا با شدت عمل مواجه می‌شوند.

در پی این وضع آیت‌الله اشراقی داماد آیت‌الله خمینی به روزنامه اطلاعات گفت: «امیدوارم که این حرف درست نباشد که مردم بخواهند با شدت عمل نهی از منکر کنند، اما آنچه خواست امام است این است، خلاصه باید حجاب اسلامی رواج پیدا کند و مملکت، مملکت اسلامی است و ما جمهوری اسلامی را داریم پایه‌گذاری می‌کنیم. باید قوانین اسلامی مو به مو به قدر امکان اجرا بشود. البته در سطح مقداری از خانه‌ها، ادارات، حتی دانشگاه‌ها، مدارس، دبیرستان‌ها بایستی توجیه بشود که خانم‌ها رعایت حجاب اسلامی را بکنند و معنای حجاب اسلامی هم چادر نیست. چادر یکی از مصارفش این است که البته بهتر خانم‌ها را می‌پوشاند، اما به صورت‌های دیگر هم می‌توانند خانم‌ها همان‌قدری که مو را بپوشانند، مواضع زینت را هم بپوشانند، چون حجاب یکی از ضروریات دین اسلام است. چون به هر شکلی و به هر نحوی که مواضع زینت، و مو و گردن که لباس آبرومندی بپوشند به هر شکلی که می‌خواهد باشد و لازم نیست که حتماً چادر باشد.»

[[photow01]]

آیت‌الله اشراقی افزود: «اما فکر می‌کنم مردم مسلمانی که آشنا با احکام اسلامی دارند با این‌که همه اشتیاق کامل دارند که حجاب اسلامی باشد و آقا نظر مبارکشان این است که همه جا حجاب اسلامی رواج یابد، خانم‌ها حتی‌المقدور حجاب را رعایت کنند ولی مردم نباید هرج و مرج ایجاد کنند و نباید در نهی از منکر، منکر را با منکر دیگری دفع کرد، منکر را باید با روش مسالمت‌آمیز دفع کرد. استدعا کنند، خواهش کنند از خانم‌ها که رعایت حجاب اسلامی را بکنند، اما اگر توهینی پیش بیاید یا جسارتی بشود یا بخواهند به طورهای دیگری که خود آن کارها منکر باشد از نظر اسلام محکوم است، چه بهتر که مردم حتی‌المقدور سعی کنند و کوشش کنند که رعایت موازین اسلامی را بکنند. و از طرف دیگر خود خانم‌ها هم باید این حکم اسلامی را خودشان اجرا کنند.»

وی گفت: «ما باید غرب‌زدگی را کنار بگذاریم و برای زن همه‌گونه شخصیتی قائلیم و رعایت کمال احترام نسبت به خانم‌ها می‌شودو تساوی حقوق که بین زن و مرد قائل هستیم و خانم‌ها را در تمام شئون لازم‌الرعایه می‌‌بینیم و موقعیت‌هایی که اسلام نسبت به خانم‌ها داده که شاید هیچ مذهبی یا هیچ مرام دیگری این‌طوری نسبت به خانم‌ها احترام قائل نیست. و در تمام شئون اجتماعی می‌توانند شرکت کنند، حتی حق رأی دادن دارند و می‌توانند فعالیت‌های اجتماعی داشته باشند. این‌که خانم‌ها حجاب اسلامی داشته باشند هیچ تزویدی برای آن‌ها نیست. این یک حکمی است که رعایتش بر عهده خود خانم‌هاست.»

به نوشته روزنامه اطلاعات، امروز در بسیاری از مدارس دخترانه تهران تظاهراتی در جهت موافقت و مخالفت با حجاب اسلامی برگزار شد. این تظاهرات در دبیرستان‌های دخترانه مرکز و شمال و قسمتی از غرب تهران گسترده‌تر بود. پاره‌ای از شعارهای این گروه عبارت بود از «حجاب ما پاکی ماست»، «الله اکبر» و «درود بر تو خواهر مجاهد». موافقان و مخالفان حجاب برای تظاهرات در این مورد به دانشگاه تهران رفتند.

کارکنان زن هواپیمایی ملی ایران امروز نسبت به حجاب اسلامی زنان اعتراض کردند. خانم فرزانه نظرعلی به عنوان نماینده کارکنان زن هما در ویلا گفت: «حجاب ما زنان پاکی ماست و دولت باید برای خانم‌ها در جهت تقویت حجاب فکری اندیشه کند، نه حجاب ظاهری.» وی گفت: «عده‌ای ما را متهم کرده‌اند نیمه لخت به محل کار خود می‌رویم حال آن‌که یونیفورم ما کاملاً پوشیده است.»

به گزارش روزنامه اطلاعات در محوطه دانشگاه تهران مخالفان حجاب به منظور بزرگداشت روز جهانی زن تظاهرات کردند. آنان که در آمفی تئاتر هنرهای زیبای دانشگاه تهران و محوطه دانشگاه گرد هم آمده بودند، ابتدا سرودی در بزرگداشت روز زن خواندند و آنگاه این شعارها را سر دادند که «اتحاد، مبارزه، آزادی»، «مرگ بر استبداد». این گروه زنان خواستار حقوق برابر و مزد مساوی میان کارگران زن و مرد شدند. سپس گروهی از دانش‌آموزان به دانشگاه رفتند و در حالی که استدلال می‌کردند چون زن و مرد در انقلاب با هم شهید شدند، پس هر دو باید آزاد باشند، به چپ‌هایی که در دانشگاه مراسم برگزار کرده بودند پیوستند.

در تظاهرات امروز دانشگاه تهران، گروهی از زنان که علیه حجاب اسلامی شعار می‌دادند به سوی دادگستری رفتند در اجتماعی که در مقابل دادگستری برگزار شد قطعنامه‌ای علیه حجاب صادر کردند. گروهی از زنان و مردان انقلابی مذهبی نیز در دانشگاه تهران به طرفداری از حجاب شعار دادند.

در همین حال جنبش ملی مجاهدین، هواداران سازمان مجاهدین در بیانیه‌ای به مناسبت روز جهانی زن، اقدامات «سرمایه‌داری غرب را در چهره کریه و بزک کرده آزادی زن» محکوم کردند، اما سازمان چریک‌های فدایی خلق رفتار ضدانقلابی مرتجعان در مورد زنان را محکوم کرد.

[[photow04]]

<a href="http://video.google.de/videoplay?docid=8842589185458786745&hl=de#"><u>پیوند به ویدیوی تظاهرات زنان در هشت مارس ۵۷ در اعتراض به اجباری شدن حجاب</u></a>

<strong>شکوه میرزادگی در فرودگاه دستگیر شد</strong>

به نوشته روزنامه اطلاعات، در فرودگاه مهرآباد شکوه فرهنگ معروف به شکوه میرزادگی دستگیر شد. روزنامه اطلاعات نوشت: «شکوه میرزادگی از سرسپردگان حزب منحله رستاخیز و سردبیر مجله تلاش هنگام خروج از کشور توسط پاسداران انقلاب اسلامی دستگیر شد.»

به نوشته اطلاعات «به شکوه فرهنگ این اتهام زده شده است که خسرو گلسرخی، دانشیان و یارانشان را به مأموران ساواک لو داده بود.» به نوشته همین روزنامه در همان خبر، مینا عابدی و عابدی، دو تن از مسئولان کارخانه شراب‌سازی پاکدیس با مقدار زیادی ارز در فرودگاه مهرآباد دستگیر شدند.

[[photow02]]

<strong>آیت‌الله طالقانی: ایسم‌های وارداتی مد شده</strong>

آیت‌الله طالقانی در گفت و گو با خبرگزاری پارس شرکت کرد و در مورد وحدت میان گروه‌های سیاسی گفت: «اساساً من نیروهای خلق‌های مختلف را درک نکرده‌ام. برای آن‌که اگر منظور عدالت اجتماعی باشد، ما در مبانی انقلابی اسلام، از هر مکتبی جلوتر هستیم و چون تا به حال مبارزه، یعنی تا چندی قبل در اثر فشار و اختناق مبارزه، محدود به گروه‌های مخصوص و متشکل و معین بود، این مبارزه و این گروه‌ها در آن شرایط می‌توانستند به اسم گروه و مکتب خاصی مبارزه کنند و یا مخفیانه یا آشکار، یا مبارزه سیاسی و یا مبارزه مسلحانه، ولی حالا که مبارزه در سطح عمومی کشور توسعه پیدا کرده و رژیم منهدم شده، حال دیگری از مبارزه، پیشگیری و سازندگی است...»

وی ادامه داد: «در اینجا دیگر موردی برای ایدئولوژی‌های مختلف که بخواهند مطرح بکنند و موضع‌گیری بکنند، برای همیشه باقی نمی‌ماند... در اسلام آزادی و شرافت انسان مهم‌تر از اقتصاد است. اقتصاد از نظر اسلام زیربنا نیست.»

آیت‌الله طالقانی در مورد حقوق زنان گفت: «به زودی یک سخنرانی در این زمینه در تلویزیون خواهم کرد.» وی گفت: «در اسلام به قدری حق به زنان داده شده که باید مردان قیام کنند و مطالبه حق نمایند... اسلام اولین دینی است که حق مالکیت مطلق به زن‌ها داده است. یعنی زن‌ها می‌توانند هم ثروت داشته باشند و هم در ثروتشان تصرف کنند. که این حق در دنیا نبوده و هنوز هم شاید در اروپا به این حد نباشد.»

[[photow03]]

<strong>سه چریک فدایی خلق کشته شدند</strong>

براساس خبر اعلام شده در صفحه اول روزنامه اطلاعات  از سنندج «از سوی چریک‌های فدایی خلق در سنندج اطلاعیه‌ای به شرح زیر منتشر شد: شب گذشته آقایان هادی، علی خلیقی و خلیل حواری نسب در جریان یک مأموریت در جاده سنندج ـ کرمانشاه شربت شهادت نوشیدند.»

<strong>خرسندی: خدا یک شب به خواب شاه آمد</strong>

بی‌تردید مهم‌ترین اثر ادبی و هنری تأثیرگذار در انقلاب ایران، شعری از هادی خرسندی به نام «خواب شاه» است. این شعر پنج شش ماه قبل از انتخابات در لندن سروده شد و در تهران به شکل زیراکسی و در ابعاد وسیع توزیع شد.

هادی خرسندی، پس از بازگشت از ایران، در روزنامه اطلاعات، هجدهم اسفند برای نخستین بار متن کامل شعر را با مقدمه‌ای کوتاه و با نام رسمی شاعرش منتشر کرد. متن کامل نوشته و شعر هادی خرسندی به شرح زیر است:

به نام خدا (‌بسمه تعالی)
شعر «خواب پادشاه» را سه چهار ماه قبل در لندن درست کردم و توسط دوستی به تهران فرستادم. این شعر که به نام مستعار منتشر شد، آن‌طور که می‌گویند پرتیراژترین شعر «زیراکس» و فتوکپی ماه‌های اخیر بوده و اگرچه ممکن است اغلب خوانندگان عزیز قبلاً نسخه ماشینی و خطی آن را خوانده باشند، ولی مایلم که باز آن را در اینجا بیاورم که جداً و رسماً تکلیف خود را در مقابل انقلاب و ضدانقلاب! روشن کرده باشم و به پشتوانه آن، بتوانم حرف‌های آینده‌ام را صریح‌تر و راحت‌تر بنویسم و چماق تکفیر و ژ ۳ ی اتهام را خنثی کنم.

و به این ترتیب، ضمناً چاپ این شعر پاسخی است اگر نه مستقیم، به اظهارات رادیویی آقای بنی‌صدر و تلفن‌های مکرر گروهی از همفکران ایشان که اعتراض کرده‌اند که چرا گفته‌ای «شاید بختیار، از مرز بازرگان گریخت»، تا بدانند که ما، با عقل ناقص خودمان، هر جا لازم بوده و مناسبت داشته، حرف خودمان را گفته‌ایم و باز هم می‌گوییم و هر سخن را جایی و هر نکته را مقامی قائلیم.

[[photow05]]

<em><center>خدا یک شب به خواب شاه آمد<br>خمینی با خدا همراه آمد<br>شهنشاه جوانمرد جوانبخت<br>ز وحشت بر زمین افتاد از تخت<br>تو گویی طبق فرمان الهی<br>فرو افتاده است از تخت شاهی<br>به صد زحمت دوباره رفت بالا<br>چنین فرمود با بار‌ی‌تعالی<br>نمی‌دانم که ما هستیم در خواب<br>چرا این وقت شب، گشتی شرفیاب؟<br>تو که لطفی به شاهنشاه داری<br>خمینی را چرا همراه داری؟<br>اگر خواهی سراغ ما بیایی<br>از این پس سعی کن، تنها بیایی<br>که این آقا مرا بدبخت کرده<br>به ما شاهنشهی را سخت کرده<br>نمی‌دانی چه آورده به روزم<br>که می‌باید به روز خود بگوزم<br>یکایک عکس‌هایم پاره گردید<br>همه فامیل من، آواره گردید<br>تمام اختیارات از کفم رفت<br>دوباره باز آبجی اشرفم رفت<br>چنان آتش زده بر جسم و جانم<br>که دود آید برون از دودمانم<br>مرا معقول جایی بود و جاهی<br>برای خویش بودم پادشاهی<br>مقامی داشتم، والا مقامی<br>حریمی داشتم، با احترامی<br>عجب شخصیتی بودم، خدایا!<br>چه اعلی‌حضرتی بودم، خدایا!<br>همیشه شاه اردن آرزو داشت<br>که مثل من شود، ارباب نگذاشت<br>همین سلطان حسن، شاه مراکش<br>ز من تقلید می‌فرمود جاکش<br>همه چیزم ز فیصل نیز سر بود<br>فقط قدری دماغش گنده‌تر بود<br>شدم محبوب جمله پادشاهان<br>خصوصاً پادشاه انگلستان!<br>ولی در شیک‌پوشی، در رشادت!<br>به من می‌کرد الیزابت، حسادت!<br>به هر صورت، جلالی داشتم من<br>شکوه لایزالی داشتم من<br>علم کردم یکی حزب سیاسی<br>برای حفظ قانون اساسی<br>عجب حزبی، ز حزب توده بهتر<br>ز هر حزبی که قبلاً بوده، بهتر<br>شدند عضوش تمام کارمندان<br>که بهتر بود از رفتن به زندان<br>دریغا، چیز خوبی ساختم من<br>چه رستاخیز خوبی ساختم من<br>ترقی دادمش این چند ساله<br>به مردم کردمش هر روز، اماله<br>ولیکن آخر آن را ول نمودم<br>خمینی گفت و من "کنسل!" نمودم<br>چنان کوبید محکم، میخ خود را<br>که کردم منتفی تاریخ خود را<br>هر آن کاری که او فرمود کردم<br>غرور خویش را نابود کردم<br>ز پشت رادیو گفتم به تأکید<br>که "گه خوردم، غلط کردم، ببخشید."<br>ولی او رادیو را کرده خاموش<br>نکرده لابه و عجز مرا گوش<br>چنان از دست ایشان کرده‌ام دق<br>که صد رحمت به مرحوم مصدق<br>خداوندا! بگو با آیت‌الله<br>چه می‌خواهی دگر از جان این شاه؟<br>مرا یک‌باره کرده "سنگ رو یخ"<br>کشد چون گاومیشی سوی مسلخ<br>چنین که تیره روز و تیره بختم<br>چه سودی می‌برم از تاج و تختم؟<br>چنین که کار ما را کرده مشکل<br>مرا از آریامهری چه حاصل؟<br>ز بی‌خوابی شدم یک هفته ناخوش<br>هنوز آسوده خوابیده ست کوروش<br>بیا کورش که ما ریدیم اینجا<br>دمی راحت نخوابیدیم اینجا<br>اگر گفتم تو آسوده بخوابی<br>پشیمانم، بیا مرد حسابی<br>بیا و با خمینی روبه‌رو شو<br>تو هم چون من اسیر خشم او شو<br>بیا کورش که وقت خواب بگذشت<br>"عجایب خلقتی دیدم در این دشت"<br>نه او را تکیه‌ای بر انگلیس است<br>نه با دنیای چپ، در لفت و لیس است<br>نه آمریکا بود پشت و پناهش<br>درخت سیب باشد تکیه‌گاهش!<br>خدایا! خالقا! پروردگارا!<br>بگو آسوده بگذارند ما را<br>اگر او آیت‌الله است، باشد<br>به ظل‌الله می‌باید بشاشد؟<br>نه قاتل بودم اینجانب نه دزدم<br>که این شد دست آخر، دستمزدم<br>چه خدمت‌ها که کردم دانه دانه<br>که ماند نام نیکم جاودانه<br>نرنجاندم ز خود، یکدم "سیا" را<br>فرستادم حقوق "مافیا" را<br>عیالم را فرستادم به بغداد<br>به آقای "خوئی" پیغام ما داد<br>بدادم نفت‌ها را بشکه بشکه<br>که هرچه زودتر چاهش بخشکه<br>خریدم تانک‌ها را دسته دسته<br>بدادم پول‌ها را بسته بسته<br>ولی با این‌همه کار سیاست<br>ولی با این‌همه هوش و کیاست<br>نفهمیدم شمایی که خدایی<br>چپی؟ یا این‌که مأمور سیایی؟<br>شعور خود به کار انداختم من<br>شما را عاقبت نشناختم من<br>خدا فرمود، ساکت باش، ابله!<br>ندیدم از تو ابله‌تر شهنشه<br>نه هر که چپ نشد، عضو سیا بود<br>نه هر که "چپ‌گرا" شد، بی‌خدا بود<br>مرا نشناختن از تو، عجب نیست<br>خدا نشناسی شاهان طبیعی است<br>تو بر طبق اصول دیپلماسی<br>فقط ارباب خود را می‌شناسی<br>نه از چپ رفته‌ای هرگز، نه از راست<br>رهی رفتی که ارباب تو می‌خواست<br>به دست او، به این قدرت رسیدی<br>طناب از گرده ملت کشیدی<br>به امر او بر این مسند نشستی<br>قلم‌های مخالف را شکستی<br>به حکم او شدی خصم فلسطین<br>به اسرائیل دادی نفت و بنزین<br>نه نفت است این، که با زور گلوله<br>نمودی خون مردم توی لوله<br>زمین از خون مردم، لاله‌گون شد<br>وطن، یکپارچه حمام خون شد<br>از این خوش خدمتی‌ها بهر ارباب<br>فراوان کرده‌ای، ای شاه قصاب<br>سگی بودی، نگهبان در سرایش<br>مرتب دم تکان دادی برایش<br>کنون ای پادشاه دم بریده<br>زمان قدرت مردم رسیده<br>"غریبی، درد بی‌درمان غریبی"<br>سرآمد دوره‌ی مردم‌فریبی<br>به پایان آمد آن ایام شیرین<br>که می‌گفتی سخن از مذهب و دین<br>هزاران قتل کردی با مهارت<br>ولی غافل نبودی از زیارت<br>مسلمان می‌شدی در وقت لازم<br>به مشهد می‌شدی یک‌باره عازم<br>تو دست انداختی حتی خدا را<br>خودت را خوانده بودی سایه ما!<br>نکردی لحظه‌ای فکرش که شاید<br>از این کارت، خدا را خوش نیاید<br>کنون، ای سایه بی‌مایه من<br>نمی‌خواهند مردم، سایه من<br>همی گویند با من پیر و برنا<br>که یارب، سایه برگیر از سر ما<br>خدا رو بر خمینی کرد و فرمود<br>بکن فوتی بر این بیچاره موجود<br>خمینی در پی دستور "الله"<br>به شاهنشاه فوتی کرد کوتاه<br>یکی طوفان برآمد، تند و بی‌تاب<br>حضور شاه، طوفان شد شرفیاب<br>ز وحشت پادشاه "دادگستر"<br>مرتب "داد" می‌زد توی بستر<br>به بالا پرت شد از جانب تخت<br>شهنشاه عظیم الشأن بدبخت<br>سرش خورد از عقب، محکم به دیوار<br>از آن خواب گران گردید بیدار<br>ندید آنجا خمینی، یا خدا را<br>فقط گوشش شنیدی این صدا را!<br>بکن توبه ز اعمال بد خویش!<br>بخوان ای شاه شاهان، اشهد خویش!</center></em>]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_33.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_33.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">۳۱ سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 09 Mar 2010 10:27:18 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شش اغفال کننده اطفال تیرباران شدند</title>
         <description><![CDATA[<em><center>سه‌شنبه هفدهم اسفند ۱۳۵۷ برابر هشتم مارس ۱۹۷۹ میلادی</center></em>

<strong>شش اغفال کننده اطفال تیرباران شدند</strong>

سحرگاه روز شانزدهم اسفند ۱۳۵۷ شش تن از اعضای باندی که به نوشته روزنامه اطلاعات کودکان را معتاد می‌کردند و برای سوء استفاده جنسی در اختیار دیگران می‌گذاشتند، در زندان قصر جلوی جوخه آتش قرار گرفتند و تیرباران شدند.

از هفته گذشته تقریباً هر روز تعدادی از افراد به دلایل مختلف تیرباران شده‌اند. دیروز نیز هفت نفر به اتهام لواط و روز قبل از آن نه نفر به اتهام فعالیت در رژیم سابق اعدام شدند.

اعدام‌شدگان عبارتند از علی دودافکن، ۳۲ ساله، جبرائیل چربیده، ۵۷ ساله، قوچعلی زارعی، ۳۵ ساله، بهجت دل‌آرا، ۵۰ ساله، محمد محمدیان، ۴۵ ساله و علی نصیری، ۳۰ ساله. این گروه چند روز قبل با شکایت از سوی والدین کودکان فریب خورده تحت تعقیب رزمندگان و پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفته و دستگیر شدند. آنان اعتراف کردند که سابقه مواد مخدر، وادار کردن کودکان به اعمال منافی عفت، دزدی و قوادی هم دارند.

جبرائیل چربیده،کفاش گفت: «خودم تجاوز نمی‌کردم، ولی از این راه امرار معاش می‌کردم.» وی اظهار داشت که چون ناتوانی جنسی دارم قادر به تجاوز نبودم، ولی خبر‌نگار روزنامه اطلاعات با حروف درشت نوشت: «معاینه پزشک مخصوص نشان داد که وی هیچ‌گونه ضعف جنسی ندارد و در این مورد دروغ می‌گوید.»

قوچعلی زارعی نیز قبل از اعدام گفت: «شرایط منحرف باعث انحراف من شد و من نمی‌دانستم واقعاً این انقلاب جدی است و افرادی مثل من باید خود را با شرایط جامعه انقلابی، هماهنگ می‌کردیم.»

بهجت دل‌آرا نیز تأکید کرد هیچ گناهی ندارد، اما خبرنگار روزنامه اطلاعات نوشت که بهجت دل‌آرا دروغ می‌گوید و گناهکار است. علی نصیری، حسابدار نیز که از سن ۱۸ سالگی در این راه بود، گفت: «من فریب کودکان و چهره معصوم آن‌ها را خورده‌ام! اگر سازمانی بود که بچه‌های ولگرد را جمع‌آوری می‌کرد، ما هرگز منحرف نمی‌شدیم.»

[[photow01]]

<strong>اسامی اعضاء شورای انقلاب</strong>

عصر دیروز رالف شانمن آمریکایی، فعال حقوق بشر در یک کنفرانس مطبوعاتی در هتل اینترکنتینانتال اسامی اعضای شورای انقلاب اسلامی ایران را فاش ساخت. شانمن که با طرح مسایلی علیه سرهنگ توکلی باعث کناره‌گیری او از ارتش ملی شد با اعلام اسامی اعضای شورای انقلاب و ارائه اسنادی از کشتار مردم توسط نظامیان بار دیگر مسایل بحث‌انگیزی را مطرح کرده است.

به گفته شانمن این اسناد را منابع موثق در اختیارش گذاشته‌اند. شانمن پیرامون کشتار مردم توسط ژنرال‌ها و عمال نظامی به نوارهایی استناد کرد که توسط یکی از دوستان ایرانی او از مکالمات مقامات ارتش ضبط شده است.

شانمن گفت این نوارها توسط اشخاص آگاهی که با صدای این مقامات آشنایی دارند شناخته شده است. وی که این نوارها را همراه خود به هتل کنتینانتال آورده بود، قطعاتی از مکالمات را برای خبرنگاران پخش کرد.

[[photow02]] 

<strong>اسامی شورای انقلاب و نوار مکالمات</strong>

شانمن در عین حال اسامی اعضای شورای انقلاب را که مدعی بود منابع موثق ایرانی در اختیارش گذاشته‌اند بدین شرح اعلام کرد: امام خمینی، آیت‌‌الله لاهوتی، حجت‌الاسلام ربانی، آیت‌الله دکتر بهشتی، حجت‌الاسلام دکتر مفتح، آیت‌الله انواری و سرهنگ زمانی و اضافه کرد دکتر آهنی (احتمالاً دکتر آهنچی) هم مشاور نزدیک شورای انقلاب بود.

صدای ژنرال مولوی را کسی که با او روزانه کار می‌کرده شناسایی کرده است صدای افسران دیگری که روی نوار ضبط شده عبارتند از: سپهبد رحیمی (کد ۱۰۰)، سرهنگ نصرتی (کد ۴۸ آ)، سرهنگ روئین‌پور، سرهنگ قره‌گزلو، تیمسار فتحی مقدم، سرهنگ عمرانی، سرهنگ روشن مشیری (توضیح این‌که برای سپهبد رحیمی و سرهنگ نصرتی در مکالمات رادیویی کد ویژه در نظر گرفته شده بود.)

شانمن آنگاه گفت: ژنرال مولوی و سرهنگ نصرتی روز یک‌شنبه ۲۲ بهمن‌ماه به کمیته انقلاب رفتند و گفتند که آن‌ها دو سال است که برای نیروهای مخالف رژیم کار می‌کنند و برای نجات مردم هرچه از دستشان برآمده کرده‌اند.

اما نوارها نشان می‌دهد که ژنرال مولوی روز شنبه ۲۲ بهمن‌ماه یک روز پیش از رفتنش به کمیته به تظاهر‌کنندگان گفته بود: «تمام شما را شب تا صبح نابود می‌کنیم، یک نفرتان را زنده نمی‌گذاریم. خیالتان راحت باشد این جنگ روانی برای ننه‌ات خوبه شما خائن‌های کمونیست یک به یک تا فردا کشته می‌شوید و جنازه‌هایتان را می‌اندازیم جلو سگ.»

<strong>بازهم از سرهنگ توکلی</strong>

شانمن مطالب دیگری را درباره سرهنگ توکلی افشاء کرد وی گفت پیش از آن‌که مذاکرات من و بحث‌‌های من با او درباره توطئه او علیه انقلاب ایران منتشر گردد، این اسرار را مسعود رجوی و دیگر مجاهدین به مهندس بازرگان و دیگر رهبران ملی مطرح کرده بودند.

شانمن ادامه داد با توجه به این‌که سرهنگ توکلی از زندانیان برای پلیس و مقامات زندان جاسوسی می‌کرد، زندانیان سیاسی اطلاعاتی را که به سرهنگ توکلی مربوط می‌شود در اختیار وی قرار داده‌اند (باید توجه داشت که زندانیان سیاسی در زندان قصر و اوین با سرهنگ توکلی بوده‌اند.)

پس از مصاحبه شانمن از سوی کمیته تحقیق چهار نفری که قبلاً برای بررسی اسناد وی علیه سرهنگ توکلی تشکیل شده است، اعلام شد که در حال حاضر اظهارات و اسناد شانمن نمی‌تواند سندیت داشته باشد چرا که تاکنون صحت آن‌ها تایید نشده است.

<strong>نوارها افشا می‌کنند</strong>

روزنامه اطلاعات در یک افشاگری ویژه محتویات نواری را که رالف شانمن منتشر کرده بود، به چاپ رساند. در مقدمه این نوشته روزنامه اطلاعات نوشت: در مصاحبه مطبوعاتی رالف شانمن نوارهایی از مکالمات پلیس و نظامیان در روزهای شنبه و یک‌شنبه ۲۱ و ۲۲ بهمن‌ماه برای خبرنگاران پخش گردید که قسمت‌هایی از آن را می‌خوانیم.

پلیس: مردم پشت بام‌ها و کوچه‌ها جمع شده‌اند چه باید بکنیم؟
تیمسار مولوی: احمق تکلیف روشن است و وقت سوال کردن نیست.
پلیس: می‌توانیم تیراندازی کنیم؟
تیمسار مولوی: البته دیوانه. وقت بی‌سیم را با سوال و جواب تلف نکن. (لحظه‌ای بعد تیراندازی شروع شد و حداقل ۵۰۰ جسد فقط در منطقه سرچشمه شمارش گردید.)

چریک‌ها: ... ها چرا در می‌روید؟ کجایید؟ راستی راستی ترسیده‌اید؟ بیایید بجنگید.
پلیس: ... لنین خواهر
چریک‌ها: ... شاه مادر‌... ( از مکالمه بی‌سیم چریک‌ها با پلیس صبح روز یک‌شنبه ۲۲ بهمن این مکالمه هنگامی صورت گرفت که چریک‌ها یکی از کلانتری‌ها را اشغال کرده و با بی‌سیم کلانتری با پلیس مشاجره کرده بودند.)

<strong>نوار مکالمه مأموران سیا از طرف ستاد مردم</strong>

ـ من رایان هستم کوشش خواهم کرد برگردم پیش شما‌... دسته‌ای که تو آمدند تا سربازانی را ببینند که پیش خمینی می‌آمدند، می‌خواستند بفهمند که آیا اسلحه بیشتری دارد و غیره. حالا ساختمان را ترک کرده‌اند یا بهتر بگویم حیاط را. واو. این آدم و دستگاه خمینی. هنوز با کسانی از جمعیت حرف می‌زند. بعضی از آن‌ها دارند کنار می‌روند. بعضی‌شان کنجکاوند. خط را آزاد نگه دارید.

جی ۱ـ من فوکستروت ۲ هستم. لطفاً حرف بزن به گوشم.

ـ متأسفیم که قطع کردیم ولی صدایتان را اصلاً نمی‌شنویم. جمعیتی که کمی پیش آمده بود تو حالا دارد بیرون می‌رود. همان‌طور که قبلاً گفتم یکی از افراد خمینی دارد با آن‌ها صحبت می‌کند. بعضی‌شان دارند متفرق می‌شوند برخی‌شان عجالتاً دارند کنجکاوی می‌کنند. باز با شما تماس می‌گیرم. منتظر باش.

دارند ماشینی را به طرف مردمی که کنار دیوار آپارتمان آردلون ایستاده‌اند بر‌می‌گرداند. ما کوانتیکوبی هستیم. صدایتان را نمی‌شنویم.

می‌توانی من را روی ۱۰ ـ ۱۲ بگیری؟ صاف‌تر می‌شود. صاف‌تر می‌شود. کوانتیکوبی از آپارتمان آردلون دود بلند شده. خبر دود را داشتیم. دود سیا از محوطه آردلون می‌آید. چارلی. کوانتیکوبی صدای مرا می‌شنوی؟ گزارش کن یک جیپ پر از مردان مسلح به طرف کوچه آردلون بپیچید. اینجا کوانتیکوبی دوباره ۴. منظورت این است که آن‌ها کبوتر‌های سوزان هستند. آره؟

<em>متن فوق در روزنامه اطلاعات منتشر شد و توجهات خاصی را به خود اختصاص داد.</em>

<strong>احمد بنی‌احمد آزاد شد</strong>

به گزارش روزنامه اطلاعات احمد بنی‌‌احمد، نماینده سابق مجلس شورای ملی به دستور دادستان انقلاب آزاد شد. بنی‌احمد روز شنبه گذشته هنگامی که برای ملاقات با بازرگان وارد ساختمان وزیر می‌‌شد، به اتهام همکاری با سازمان سیا بازداشت شد.

بازداشت بنی‌احمد با واکنش‌های گوناگونی روبه‌رو شد. اما سرانجام هادوی، دادستان انقلاب دیشب دستور آزادی او را داد و از طرف بازرگان نخست وزیر نیز از وی عذرخواهی کرد. در طول مدتی که بنی‌احمد در بازداشت به سر می‌برد به عنوان اعتراض دست به اعتصاب غذای سیاسی زد و در لحظه آزادی دچار ضعف جسمانی شدید بود.

بنی‌احمد، در مورد بازداشت خود گفت: ساعت هشت صبح روز شنبه گذشته، مهندس بازرگان تلفنی با مهندس بازرگان تلفنی با منزل من تماس گرفت و با هم تعارف و احوال‌پرسی کردیم. یک ربع بعد از تلفن بازرگان دو نفر به منزل آمدند و گفتند حکم بازداشت شما را داریم و حکم را به من نشان دادند. این حکم نه امضا داشت و نه بر کاغذ مارک‌دار نوشته شده بود فقط پای آن مهر کمیته بود.

من تلفنی با مهندس بازرگان تماس گرفتم و جریان را گفتم او نیز با یکی از همان مأموران تلفنی صحبت کرد که شما از کجا مأموریت دارید. مردی که به او پاسخ می‌گفت اشاره کرد که از زندان قصر مأموریت دارد و پس از رد و بدل شدن چند جمله دیگر بین آن‌ها تلفن را قطع کرد و بی‌درنگ با تهدید اسلحه به من تکلیف کرد همراهش بروم.

آن‌ها مرا از خانه بیرون کشیدند و در یک اتومبیل سواری که پر از افراد مسلح بود سوار کردند این اتومبیل را یک جیپ با چند سرنشین مسلح اسکورت می‌کرد. مرا به زندان قصر بردند و تا ساعت نه شب در آسایشگاه مأموران نگهداشتند پس از آن مرا به سلولی بردند تا امروز که آزاد شدم همان‌جا بودم. در حالی که در طول بازداشت حتی کسی اسمم را هم نپرسید و از من هیچ‌گونه بازجویی نشد.

بنی‌احمد افزود: سرانجام ساعت هشت امشب (دیشب) هادوی، دادستان انقلاب به سلول من آمد و ضمن ابراز تأسف نخست وزیر از حادثه‌ای که بر من گذشت توضیح داد که هرچه تلاش کردیم ببینیم چه مرجعی دستور بازداشت شما را داده و اتهام شما چیست به نتیجه نرسیدیم.

من هم در حالی که بشدت از اعتصاب غذایی که داشتم رنجور و ضعیف شده بودم فقط توانستم بگویم: آقای هادوی چشم شما روشن!

لازم به یادآوری است که شاید بتوان گفت که احمد بنی‌احمد تنها نماینده دوره منحله مجلس شورای ملی است که مردم آذربایجان به او رأی دادند و به همین جهت بازداشت وی با واکنش و تأسف مردم آذربایجان روبه‌رو شد.

[[photow03]]

<strong>توضیح مدیر برنامه‌های رادیو و تلویزیون</strong>

مهندس نورالدین غروی، مدیر اخبار و برنامه‌های رادیو و تلویزیون امروز توضیح داد که ما سعی خواهیم کرد تا موسیقی را که در رژیم گذشته نقش تخدیر کننده داشت و جامعه به ویژه جوانان را منحرف می‌کرد به طور کلی حذف کنیم و با دگرگون کردن آن از موسیقی به عنوان یک وسیله بیانگر در اهداف انقلابی جامعه و پروراندن ذوق و قریحه اصیل همه هنرمندان باشد و هرگز از افراد نورچشمی به دلیل روابط خاص استفاده نخواهد شد.

وی در مورد فعالیت مجدد پریسا و شجریان در سازمان گفت که در این مورد گفت و گویی نشده و در مورد شهیدی هم گفته‌ام که صدای عود و صدای شهیدی می‌تواند خوب باشد ولی با کاراکتر اجتماعی و معروفیت آن‌چنانی که او دارد نمی‌توانیم از ایشان استفاده کنیم. همین‌طور در مورد افراد دیگری که کاراکتر شبیه به کاراکتر وی دارند.

[[photow04]]

<strong>دکتر ولایتی: لعاب خوش آب و رنگ بر محتوای مطبوعات!</strong>

دکتر ولایتی طی نامه‌ای در روزنامه اطلاعات، علیه برخی مطبوعات سخن گفت. ولایتی در نامه‌اش خطاب به محمدعلی سفری، دبیر سندیکای نویسندگان نوشت:

«شما در مقاله‌ای که علیه آقای قطب‌زاده مرقوم داشته‌اید، ایشان ناشرین روزنامه را با نویسندگان آن عوضی گرفته‌اند و با یک چوب همه را رانده‌اند، بنده با کمال تواضع سوال می‌کنم که ناشر بدون کمک نویسندگان چه چیزی را نشر می‌داده است؟ مگر نه این‌که گروهی از نویسندگان مستقیماً مقاله توجیهی برای انقلاب شاه و ملت می‌نوشتند و گروهی دیگر مقالات روشنفکرانه بدون جهت‌گیری هم داشته این‌قدر در لفافه الفاظ دوپهلو پیچیده می‌شد که خوانندگان عادی روزنامه یعنی اکثریت مردم که باید دریافت کنندگان اصلی پیام باشند در پیچ و خم آن گم می‌شدند؟ این مقالات به اضافه اخبار سانسور شده جعلی و نیمه صحیح شاهانه و مقداری تبلیغات برای مصرفی کردن هرچه بیشتر جامعه، یک روزنامه مهم صبح یا عصر تهران را تشکیل می‌داد و کلاً وسیله‌ای می‌شد برای توجیه مشروعیت رژیم.»

ولایتی افزوده است: «یک قسمت از سعی شما در آن مقاله در این‌ جهت بود که ثابت کنید گناه عظیم تخدیر و تحجر افکار عمومی صرفاً به گردن ناشرین و صاحب‌امتیازان مطبوعات است و اگر همه نویسندگان در تدارک روزنامه‌کاری می‌کردند اختناق بود و اجبار. اینجانب معروض می‌دارد که نمی‌شود انسان به داخل آب برود و خیس نشود و متأسفانه بعضی از شما حرفه مقدس قلم‌زنی را در خدمت موسساتی درآوردند که به جای رکن چهارم مشروطیت ستون پنجم شاه بودند و چه لزومی داشت که به چنین خدمتی ادامه دهند؟»

ولایتی در ادامه نوشت: «اگر خدای نکرده اجبار نان خوردن بود که باعث تأسف است چون اگر نپذیریم که نان خوردن توجیه در خدمت ظلمه بودن است بنده همین‌جا عرایضم را خاتمه می‌دهم. و اگر بفرمایید ماندیم بلکه بتوانیم خدمتی در جهت تنویر افکار بنماییم، عرض می‌کنم متأسفانه کارنامه این مطبوعات انجام چنین رسالتی را تایید نمی‌کند و اگر می‌بینید که مردم ما این چنین نسبت به مسایل سیاسی و اجتماعی خویش آگاهند لطفاً آن را به حساب نویسندگان بگذارید که هیچ‌گاه در روزنامه‌های مجاز مملکت قلم نزدند و در تاریک‌ترین دوران اختناق قلم را همانند چوبه دار بر پشت خویش حمل کردند و از خون خود مرکب ساختند و نوشتند و مردم حق‌شناس نوشتجات آن‌ها را همچو ورق زر شهر به شهر و دیار به دیار بردند و هرکس در هر مقام از کارگر تا کاسب، کارمند، محصل، زن و مرد و روحانی و معلم و همه و همه به هر طریق که توانستند در نشر آن کوشیدند.»

آنگاه ولایتی از سفری پرسیده است: «ممکن است بنده تقاضا کنم که شما و هر کس دیگری که در کسوت شریف نویسندگی مطبوعات رسمی و جا افتاده مملکت هستید موضع ایدئولوژیک خویش را روشن فرمایید تا مردم تکلیف خود را بدانند. ممکن است بفرمایید ما در موضع نویسندگی کاملاً بی‌طرف و فقط منعکس کننده واقعیت عینی جامعه هستیم. در آن صورت بنده عرض خواهم کرد که متأسفانه واقع امر خلاف این است. البته ممکن است این حقیر به بدفهمی و کج‌سلیقگی متهم شوم.»

ولی در ادامه‌‌ی این بخش از مقاله نوشته است: ‌«ولی استنباط من این است که وضع شما و بسیاری از دوستانتان ضد مذهبی است فوراً بگویم که من و اشخاصی مانند من به‌هیچ‌وجه از این‌که کسی یا گروهی ضد مذهبی باشند غمگین یا خشمگین نمی‌شویم بلکه خشنود هم می‌شویم بلکه معتقدیم که فقط در سایه آزادی عقیده است که تکامل انسانی روند طبیعی و حقیقی خویش را خواهد داشت، ولی مشکل ما این است که اغلب محتواهای ضد مذهبی در قالب رزم بی‌طرفانه و یا حتی مذهب‌گرایانه عرضه می‌شود و حال که به اقرار خودتان اکثریت مردم جامعه ما مذهبی هستند، به چه حقی خود را نماینده و متولی فکری این مردم می‌دانید؟»

ولایتی در مقاله خود افزود: «چرا مطبوعات یاد شده در چاپ مقالات اولویت را به انواع ضد مذهبی می‌دهند؟ اگر مدعی هستید که این‌طور نیست حاضرم ثابت کنم. چرا در درج پاسخ‌هایی که از جانب مذهبیون ارسال می‌شود سعی می‌کنید کم‌‌مایه‌هایش را انتخاب کنید؟ باور بفرمایید مردم این‌ها را می‌فهمند و خون دل می‌خوردند و در حسرت داشتن یک روزنامه حداقل بی‌طرف و واقع‌بین روزشماری می‌کنند. درخاتمه یادآوری می‌نماید که این حقیر نه آقای قطب‌زاده می‌شناسد و نه حضرتعالی را و صرفاً این وجیزه از موضع احساس مسئولیت نوشته شده است.»

[[photow05]]

<strong>رضا براهنی: من نه رهبرم، نه عضو!</strong>

رضا براهنی، نویسنده و متفکر ایرانی در نوشته کوتاهی با عنوان «من نه رهبرم، نه عضو!» در روزنامه اطلاعات نوشت:

در شماره ۱۲ اسفند ۵۷ در ستون مربوط به اعتراض و ضد و خورد در جلسه حزب کارگزاران گفته شده است که عده‌ای به عنوان اعتراض شعارهای «یانکی گو هوم» و «مرگ بر براهنی مأمور خائن سازمان سیا» را سر می‌دادند.

اولاً بنده نمی‌دانم به چه دلیل یک عده در جلسه حزب کارگران سوسیالیست که نه من عضویت آن را دارم و نه در رهبری آن بوده‌ام و نه هستم و نه خواهم بود باید به من فحش بدهند من یک نویسنده مستقل هستم و به هیچ حزبی تعلق ندارم و اگر فردا به حزبی تعلق پیدا کنم از طریق مطبوعات این تعلق را به اطلاع عموم خواهم رساند ولی نقداً این را بگویم که من موافق تشکیل احزاب از هر نوع هستم و به‌هیچ‌وجه هم نمی‌خواهم کسی مزاحم جلسات این احزاب شود.

اما در مورد کسانی که گفته‌اند مرگ بر براهنی، مامور خائن سیا: عده‌ای بودند در آمریکا که موقعی که بنده خفقان ایران را در دانشگاه‌ها و رادیو تلویزیون‌ها افشا می‌کردم، ناگهان از گوشه‌ای سرک می‌کشیدند و فریاد می‌زدند «مرگ بر سیا»، «مرگ بر براهنی».

در زمانی که سیا و ساواک گروه‌های ضربتی خود را در نیویورک به سراغ من و خانواده‌ام فرستاده بودند، این حضرات کسانی را که جلسه برای افشاء جنایات شاه تشکیل می‌دادند، ساواکی، سیایی و خائن می‌خواندند. این آقایان به جای این‌که چوب و چماقشان را برسر منصور رفیع‌زاده، منوچهر اردلان، و ده‌ها مأمور ساواک بشکنند برسر نگهبانان جلسات افشا خفقان می‌شکستند و مدام آب به آسیاب سیا و ساواک می‌بستند.

پرونده من در بیش از ده هزار صفحه مطلب علیه خفقان ایران و به چندین زبان و در فیلم‌هایی که از روی گفته‌ها و نوشته‌هایم درباره خفقان شاه ساخته شده، مضبوط و قابل مراجعه است. افتخار‌آمیزترین دوران زندگی من چهار سال گذشته بود به این دلیل که سند پشت سر سند علیه سیا و ساواک و امپریالیسم آمریکا و شاه تنظیم کرده و به تمام مراجع بین‌المللی فرستاده‌ام.

یکی از افتخارات بزرگ من این بوده که به وسیله شاه خائن، غیاباً به اعدام محکوم شده‌ام. در روز ورودم به ایران خواستار آن شدم که تمام پرونده‌های ساواک و رابطه ساواک با سیا و سازمان‌های جاسوسی دیگر از نوع پلیس مخفی سیاسی اسرائیل باز شود تا ما صحیح را از سقیم و خادم را از خائن بازبشناسیم.

دولت کنونی برخی از این پرونده‌ها را باز کرده و امید داریم بقیه را هم در برابر چشم مردم ایران مفتوح نگه دارد تا هم دانشجویان محترم پلی تکنیک و هم تمام ملت ایران خائنین را بازشناسند و به جزای اعمالشان برسانند.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_32.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_32.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">۳۱ سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 08 Mar 2010 10:00:48 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>امام: زنان با حجاب بیرون بیایند</title>
         <description><![CDATA[<em><center>دو‌شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۵۷ برابر هفتم مارس ۱۸۷۹ میلادی</center></em>

<strong>امام: زنان با حجاب بیرون بیایند</strong>

آیت‌الله خمینی از زنان مسلمان خواست با حجاب بیرون بیایند. به گزارش خبرنگار اطلاعات از قم، آیت‌الله خمینی ضمن سخنانی در مدرسه فیضیه خطاب به طلاب علوم دینی فرمودند: «زن‌های اسلامی عروسک نیستند. زنان اسلامی باید با حجاب بیرون بیایند نه این‌که خودشان را بزک کنند.»

ضمناً آقای کرباسچی از کمیته تبلیغات امام در تهران قسمت دیگری از بیانات آیت‌الله خمینی را بدین شرح در اختیار خبرنگار اطلاعات گذاشتند. به گفته کرباسچی آیت‌الله خمینی گفته است:

«زن‌ها هنوز در ادارات با وضع پیشین کار می‌کنند زن‌ها باید وضع خودشان را عوض کنند. البته کار در ادارات ممنوع نیست، اما باید زنان با حجاب اسلامی باشند.» آیت‌الله خمینی گفت: «تشریفات مثل پرده و مبل‌ها از بین برود و زوائد غربی باید نابود شود. وزرا و هیأت دولت باد کمتر به ظواهر توجه داشته باشند.»

آیت‌الله افزود: «به من گزارش داده‌اند که در وزارتخانه‌ها زن‌های لخت هستند و این خلاف شرع است. زن‌ها می‌توانند در کارهای اجتماعی شرکت کنند ولی با حجاب اسلامی.»

[[photow01]]

<strong>شاه سابق در کمین است</strong>

نیویورک، آسوشیتدپرس، شاه سابق ایران در مصاحبه‌ای با تلویزیون ا.بی.سی گفته است از دست دادن قدرت و تبعید داوطلبانه برای وی چندان تلخ نبوده است، او گفت که اگر سه سال دیگر بر سر قدرت مانده بود می‌توانست برنامه‌ها را به راه اندازد و مردم می‌فهمیدند که برایشان چه کرده‌ام.

این مصاحبه در قصری در خارج از رباط در مغرب انجام شده است. صدای شاه در این مصاحبه ضبط شده و فیلمی از وی در تلویزیون ا.بی.سی نشان داده شده که با فرزندانش در محوطه کاخ قدم می‌زند.

شاه به خبرنگار گفته است که فکر نمی‌کند زیاد در مغرب بماند و شاید به آمریکا برود. اما افزوده است که از زمان ترک ایران با کارتر تماسی نداشته است. براساس این گزارش، وقتی خبرنگار در مورد کناره‌گیری او سوال کرد، شاه سابق گفته است:

«چرا باید کناره‌گیری کنم. من کشورم را به امید آن‌که اوضاع روبه‌راه شود ترک گفته‌ام.» وی گفته است دلیلی نمی‌بیند که در مورد شایعات مبنی بر ارسال مبالغ هنگفتی پول به خارج از ایران سخن بگوید، زیرا هرچه بگوید مردم باور نمی‌کنند.

به نوشته روزنامه اطلاعات «آنچه از سخنان شاه مخلوع برمی‌آید یک بار دیگر تاییدی است بر صحت گفته‌های آیت‌الله طالقانی در جریان مراسم پرشکوه بزرگداشت رهبر ملی ایران دکتر مصدق که هشدار داده بود ضد انقلاب هنوز امید خود را از دست نداده در صدد است با ایجاد تفرقه و نفاق بین ملت ایران ثمرات مبارزات چندین و چندساله ما را که به قیمت خون ده‌ها هزار شهید و شکنجه صدها هزار نفر به دست آمده است از بین ببرد.»

روزنامه اطلاعات درباره این گزارش نوشت: اظهارات شاه خائن که هنوز سه سال دیگر مهلت می‌خواهد تا به قول خود بتواند برنامه‌ها را به راه اندازد و به یقین قصدش کشتار بیشتر ملت ایران و چپاول و غارت ثروت‌های ملی ما بود، نشانه‌ این است که هنوز شاه در کمین است، هنوز همه امیدهای خود را که مسلماً از پشتیبانی امپریالیسم جهانی برخوردار است از دست نداده است.

به همین جهت اعلام خطر آیت‌الله طالقانی که می‌گوید، شرایط از ۲۸ مرداد بدتر است، اهمیت خاصی می‌یابد و این گفته مجاهد کبیر که «دندان آن‌ها تیزتر، عقده‌هاشان بیشتر شده است. سراپا علیه ما خشم‌اند و با همه دسیسه‌ها و وسایل نظامی و غیرنظامی در کمین ما نشسته‌اند هشیار باشیم این تفرقه‌افکنی‌ها، موضع‌گیری‌ها و شعارهای بیجا را کنار بگذاریم» می‌تواند به درستی خطری را که هنوز ما را تهدید می‌کند نشان بدهد.

نویسنده روزنامه اطلاعات چنین نتیجه گرفت که «شاه خائن هنوز امیدوار است که "اوضاع روبه‌راه شود" و به همین علت می‌گوید چرا باید کناره‌گیری کنم. او که به قدرت تمامی ملت ایران خلع شده و ناچار به فرار گردیده است. هنوز در خارج کشور دست از دسیسه‌های شیطانی برنداشته است و در این رهگذر شاه و اربابان خارجی او با ایجاد نفاق بین مردم کشور ما امید بسته‌اند.»

[[photow02]]

<strong>۱۰ وزیر پیشین از دانشگاه تهران اخراج شدند</strong>

دکتر محمد ملکی، مدیریت موقت دانشگاه تهران در نامه‌ای به مهندس بازرگان، نخست وزیر اعلام کردکه با پیروزی انقلاب اسلامی ایران دیگر جایی برای وزراء رژیم طاغوتی در دانشگاه تهران وجود ندارد.

برطبق این تصمیم دانشگاه تهران اعلام کرد افراد زیر نصرالله مقتدر مژدهی، محمد‌رضا عاملی تهرانی، منوچهر آگاه‌، محمد معتضد باهری، منوچهر گنجی، کاظم ودیعی، شمس‌الدین مفیدی، هوشنگ نهاوندی، سید حسین نصر، فیروز توفیق، از تاریخ ۱۵ اسفند ۵۷ در دانشگاه تهران سمتی ندارند و در اختیار نخست وزیری قرار می‌گیرند.

مدیریت دانشگاه تهران از دانشجویان، استادان و کارمندان این دانشگاه خواسته است تا نمایندگان منتخب خود را برای شرکت در کمیته انقلاب که قرار است عناصر نامطلوب رژیم گذشته را اخراج کند، معرفی کنند.

[[photow03]]

<strong>جبهه ملی در آستانه تغییر و تحول بزرگ</strong>

روزنامه اطلاعات نوشت: «جبهه ملی ایران که با شرکت چند گروه سیاسی فعالیت‌های تازه خود را در سال گذشته شدت بخشیده بود. اکنون در آستانه شکل گرفتن و تغییر و تحول گسترده‌ای است. اولین تحول با اعلام جدایی "جامعه سوسیالیست‌های نهضت ملی ایران" یکی از چند سازمان عضو این جبهه آغاز شده است. جامعه سوسیالیست‌های نهضت ملی ایران جبهه ملی را به عدم رعایت اصول دموکراتیک ایران که موجودیت آن روز دوشنبه در مراسم بزرگداشت دکتر مصدق، رهبر فقید ملت ایران اعلام شد، آماده است. جبهه ملی در سال ۱۳۵۶ با پیوستن حزب ملت ایران، جامعه سوسیالیست‌ها و جامعه بازاریان، اصناف، پیشه‌وران و عده‌ای از شخصیت‌های ملی ضد رژیم به وجود آمد.»

به نوشته روزنامه اطلاعات: «اولین اختلاف در کادر رهبری این جبهه با جدا شدن شاپور بختیار و قبول مأموریت شاه سابق برای تشکیل کابینه آشکار شد و سپس در حدود ۲۰ روز پیش گروهی از کادرهای جبهه ملی طی بیانیه‌ای نظرات جبهه ملی را در مورد انتقال قدرت در اختیار جراید گذاشتند که بلافاصله روز بعد توسط داریوش فروهر به عنوان سخنگوی جبهه ملی تکذیب و اعلام شد این طرح توسط هیچ‌یک از ارگان‌های اجرایی جبهه ملی تصویب نشده است.»

روزنامه اطلاعات در ادامه نوشته است: «در حالی که گروهی که طرح را تهیه کرده بودند مدعی شدند که دکتر کریم سنجابی، رهبر جبهه ملی در جریان این طرح بوده است. چند روز بعد جامعه فرهنگیان وابسته به جبهه ملی دعوتی به اجتماع برای اعلام نظرات خود به عمل آورد ولی با مخالفت شدید حزب ملت ایران به رهبری داریوش فروهر روبه‌رو شد و در همان‌ موقع گفته شد که از تشکیل این اجتماع جلوگیری به عمل آمده است.»

به نوشته این روزنامه: «اگر چه این اجتماع روز بعد در محل دیگری صورت گرفت. این اختلاف نظرها همچنان در جبهه ملی به طور پنهان و آشکار وجود داشت ولی هیچ‌یک از گروه‌ها به طور رسمی از این اختلاف عقیده را در مورد نحوه روش جبهه ملی پس از پیروزی انقلاب آشکار کرد. امروز یک مقام وابسته به جبهه ملی به خبرنگار سیاسی اطلاعات گفت باید در آینده‌ای نزدیک منتظر تغییرات اساسی و درونی در جبهه ملی بود.»

[[photow04]]

<strong>بمب خوراکی برای پرسنل نیروی هوایی</strong>

خبرنگار اطلاعات از بوشهر به افشای یک نقشه شیطانی که توسط عمال ساواک برای نابودی پرسنل قهرمان نیروی هوایی در بندر بوشهر طرح‌ریزی شده بود، پرداخت.

به نوشته این خبرنگار «به موجب مدارکی که در ساواک بوشهر به دست آمد، عمال ساواک پس از این‌که پرسنل نیروی هوایی این شهر برای دومین بار همبستگی خود را با انقلاب مردمی ایران اعلام کردند و به پشتیبانی از رهبری امام خمینی یک راهپیمایی ترتیب دادند اقدام به تهیه کمپوتی کردند که به محض گشودن در آن، مواد مواد منفجره تعبیه شده در قسمت زیرین قوطی کمپوت، منفجر می‌شد و کسی را که قوطی کمپوت را در دست داشت از پای در‌می‌آورد.»

این خبرنگار در ادامه می‌نویسد: «در قوطی‌های کمپوت تهیه شده از سوی عمال ساواک، فقط لایه‌ای از کمپوت در سطح بالایی آن قرار داشت و قسمت پایین، برای محل مواد منفجره جاسازی شده بود. قوطی مذکور فقط در صورتی آسیب نمی‌رساند که با وسایل مخصوص ساواکی‌ها باز می‌شد و انفجاری به همراه نداشت. عکس، قوطی‌های کمپوت تهیه شده به وسیله ساواک را نشان می‌دهد. ابزاری که در پایین عکس دیده می‌شود وسایلی است که فقط عمال ساواک می‌توانستند با آن بمب‌های خوراکی را بی‌خطر کنند.»

[[photow05]]

<strong>غنایم را بردند، دیگر چیزی نمانده است</strong>

یک وکیل دادگستری به کانون وکلا پاسخ داد. مرتضی قاموس، وکیل پایه یک دادگستری پیرامون گفته‌های آیت‌الله خمینی در دیدار با اعضای کانون وکلا توضیحاتی داد. در این توضیحات آمده است:

در ستون پنجم از صفحه هشتم روزنامه محترم شرحی به عنوان «توضیح کانون وکلا» به چاپ رسیده که قسمتی از آن برخلاف واقع و قسمتی هم مخالف قانون و مجموعاً پرخاش به آن عده از وکلایی است که فقط به منظور عرض تکریم و تعظیم در روز ۰۶/۱۲/۱۳۵۷ حضور حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی زعیم و معلم بزرگ جامعه تشیع و بلکه اجتماع مسلمانان مشرف بوده‌اند. خواهشمند است طبق قانون مطبوعات شرح زیر را در همان ستون و صفحه روزنامه چاپ و منتشر فرمایند تا خدای ناکرده سوء تفاهمی در اذهان و افکار عمومی ایجاد نشود.

۱. شرفیابی عده‌ای از وکلای دادگستری در ساعت نه و سی دقیقه صبح روز ۰۶/۱۲/۱۳۵۷ در نتیجه اقدام و مجاهداتی بوده است که آقای مصطفوی، همکارمان با استدعا از پیشگاه امام و تعیین وقت قبلی و دسترسی به آن عده از همکاران بوده که پس از اجتماغ در جلو مدرسه علوی به حضور رهبر انقلاب و معلم جامعه اسلامی شرفیاب شدیم.

بر طبق قرار قبلی آقای مصطفوی از طرف حضار پس از ستایش پروردگار متعال و سپاس و تهنیت و تحیت مقام رهبری بیاناتی مِن باب فعالیت‌ها و مجاهدات کانون وکلای دادگستری چه در گذشته و چه در ایام حاد مبارزات انقلابی مردم ایران اظهار و امام خمینی پاسخ مفصل فرمودند که توسط رادیو ضبط و منتشر شده و بعد از فرمایشات امام، آقای کیخسروی مقدم با اظهار تشکر مجدد و این‌که کانون وکلای دادگستری سربازانی هستند که همیشه در صف اول این‌گونه انقلابات و دفاع از حق، حقانیت و حمایت از مظلوم قرار داشته و پیش‌قدم بوده‌اند و هیچ‌وقت نیز از این رهگذر چشم داشت و یا متوقع غنیمتی نبوده.

در این موقع که حضرت امام از محل اجتماع خارج می‌شدند به طور مطایبه فرمودند: «غنایم را بردند دیگر چیزی نمانده است» که همه و حتی حضرت امام خندیدند فلذا ملاحظه می‌شود که در این دید و بازدید نه دعوی نمایندگی از کانون وکلا و یا جامعه ایران ابراز گردیده و نه در واقع و نفس الامر توقع و تقاضای اخذ غنیمت و یا چپاول و غارت در بین بوده تا این‌که کانون وکلا را این‌گونه ملتهب و پریشان نماید.

۲. کانون وکلا سازمان صفنی برای تمشیت امور وکلا هست و مدیران آن منتخب وکلا و به عبارتی مخلوق وکلا هستند بنابراین نمی‌توانند خالق خود را از مداخله در امور مربوط به خود آن‌ها منع کنند. مضافاً اقدام فردی وکلا مِن باب اموری که انجام می‌شود محتاج به اذن و اجازه منتخبین آن‌ها نیست اگر به تعبیر قانون مدنی اعضای کانون وکیل نایب و مناب وکلا محسوب شودند تردید نمی‌باشد هنگامی که موکل خود امری را انجام می‌دهد وظیفه و تکلیف نماینده او منتفی هست و منع موکل از مداخله در امور فاقد مجوز و مخالف عقل و منطق و اصول و قوانین موجود می‌باشد.

اگر وکلای دادگستری در هر برهه از زمان به حمایت ضعفا و مظلومان برخاسته و با تحمل مشقات و صدمات و خسارات مالی و جانی این وظیفه انسانی را به پایان رسانده ارتباطی بکانون وکلا نداشته و این مهم نیز که وظیفه وجدانی فرد فرد وکلا بوده خود به طیب خاطر و با کمال شوق و علاقه و در هر زمان و شرایط و با وجود هر مشکل و مصائب بدون هراس از مخاطرات انجام شده است.

بهتر این بود کانون وکلا به جای این همه تشویش و ناراحتی که در قبال این عمل ملی و شرعی و اخلاقی عده از وکلا بروز می‌دهد خود قبلاً و مانند سایر صنوف به کسب اجازه از پیشگاه امام برای تشرف جامعه ما و دعوت عام او تمام وکلا که هر آن آماده پذیرفتن این قبیل اقدام بوده‌اند، ترتیب شرفیابی و زیارت رهبر و معلم عظیم عالم بشریت را که پس از ۱۵ سال به کشور مراجعت فرموده، می‌دادند نه این‌که در قبال یک عمل خصوصی عده‌ای از وکلا این‌گونه برآشفته و ناراحت گردد.

حق این است که کانون وکلا به جای این قبیل تحکم و بهانه‌جویی به مبارزه با افراد کلاش و کارچاق کن که در سراسر دادگستری‌های کشور به خصوص در کاخ‌های دادگستری تهران پراکنده و به کلاهبرداری اشتغال دارند و حتی بعضی از آن‌ها به انتشار مقالاتی هم آن‌چنان‌که مکرر و همین چند روز قبل در همین روزنامه محترم اطلاعات دیدیم  مبادرت می‌کنند و مطالب و چرندیاتی که سبب هتک حرمت وکلا هم می‌شود می‌نویسند جلوگیری نماید نه این‌که آن‌ها را به کلی نادیده پنداشته و با بی‌تفاوتی این وظیفه مهم را به دست فراموشی سپارند.

[[photow06]]

<strong>فلسفی: حقوق همه گروه‌ها محترم شمرده می‌شود</strong>

مسجد امام خمینی (شاه سابق) دیشب با اقامه نماز جماعت توسط آیت‌الله سید محمد باقر خوانساری که به تقاضای بازاریان از طرف حضرت آیت‌الله خمینی به امامت این مسجد برگزیده شد، افتتاح شد. در نخستین فعالیت جدید این مسجد چندین هزار نفر از بازرگانان و تجار و اصناف و دیگر طبقات مردم شرکت داشتند. آقای فلسفی، واعظ شهیر در سخنان خود اظهار داشت:

«ما اینک در مرحله دوم تحقق جمهوری اسلامی هستیم و در صورتی که در این مرحله از انقلاب پیروز شویم، مرحله سوم و اصلی یعنی سازندگی روحیه مردم و ساختن انسانی والا، آزاد و مسلمان آغاز می‌شود و این موضوع هدف مرحله سوم است.»

فلسفی اضافه کرد: «‌باید با صراحت اعلام کنم که تمام اقشار و گروه‌های مختلف مذهبی و سیاسی در انقلاب مقدس ملت ایران شرکت داشته‌اند و به همین دلیل ما حقوق همه گروه‌ها را محترم می‌شمریم، اما نسبت هر یک از اقشار را باید در نظر گرفت. در جمهوری اسلامی آزادی نشر عقاید و بیان و قلم محترم است و رعایت می‌شود ولی نمی‌توان به گروه‌های اقلیت اجازه داد در برنامه دولت اکثریت خرابکاری کنند و چوب لای چرخ دولت بگذارند.»

فلسفی در این سخنرانی از مطبوعات انتقاد کرد و گفت: «مطبوعات باید نسبت نیروهای مختلف را در نظر بگیرند و با توجه به این‌که انقلاب ایران یک انقلاب اسلامی است باید به این نکته مهم توجه اساسی کرد. وی گفت دولت نباید در امور مطبوعات دخالت کند ولی مردم که این انقلاب را به ثمر رساندند و برای تحقق هدف‌های آن از ایثار مال و جان و خون ابا نداشتند اینک حق دارند از مطبوعات بخواهند در راه انقلاب و همگام با آن قدم بردارند و بدین منظور مردم باید در نخستین قدم با اجتماعات و تهیه طومار اعتراض خود را به مطبوعات اعلام دارند.»

فلسفی اضافه کرد: «نمی‌دانم چرا سازمان رادیو تلویزیون نیز برای بیان عقاید جمهوری اسلامی و بحث میان طرفداران ایدئولوژی‌های مختلف مسامحه می‌کند. وی پیشنهاد کرد هر شب یک نفر از متفکران اسلامی برای مناظره با صاحبان اندیشه‌های مارکسیستی در تلویزیون حاضر شوند و در صورتی که طرف مقابل حاضر نشد مراتب رسماً در همان برنامه اعلام می‌گردد.» ]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_31.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_31.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">۳۱ سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 07 Mar 2010 12:35:35 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>چهار نفر به جرم لواط تیرباران شدند</title>
         <description><![CDATA[<em><center>یک‌شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۵۷ برابر ششم مارس ۱۹۷۹ میلادی</center></em>

<strong>چهار نفر به جرم لواط تیرباران شدند</strong>

دادگاه انقلاب اسلامی، چهار راهزن سابقه‌دار و متجاوز به مال و ناموس مردم را به اعدام محکوم کرد و حکم، شب گذشته در مورد آن‌ها اجرا شد. اعدام انقلابی نیم ساعت پس از پایان جلسه به مرحله اجرا درآمد.

این چهارتن غلامرضا دولت‌آبادی، حسن داوودی، کریم میرزایی و کریم بیده نام داشتند و برای باند خود نام عقرب را برگزیده بودند. به گزارش روزنامه اطلاعات دو روز قبل جوان دانشجویی در حالی که به شدت ناراحت بود به کمیته امام مستقر در مسجد خیابان آریانا، شکایت کرد که چهار مرد مسلح او را به عنوان رساندن به مقصد سوار اتوبوس کردند، و در پارکینگی واقع در انتهای خیابان آریانا وی را مورد ضرب و شتم و تجاوز قرار دادند.

در پی این شکایت چند تن از مأموران مسلح کمیته به محل رفتند، و پس از جست‌وجو چهار متهم را شناسایی کردند. متهمان عاقبت در ساعت چهار بامداد دیروز به دام افتادند و تسلیم دادگاه انقلاب اسلامی شدند.

بازجویی از متهمان بیدرنگ آغاز شد و سرانجام سه ساعت پس از دستگیری در ساعت هفت بعد از ظهر دیروز به جرم خود اعتراف کردند. و گفتند جوان دانشجو را به عنوان مسافر از خیابان عباس‌آباد سوار کردند و در پارکینگ پس از یک سلسله مجادله و کشمکش به او تجاوز کردند.

آنان همچنین اعتراف کردند که دست به راهزنی می‌زدند و تاکنون در همین راه به یک پسر و یک دختر دیگر نیز تجاوز کرده‌اند. دادگاه انقلاب اسلامی، پس از شنیدن اعتراف و اقرار صریح و مدافعات این گروه وارد شور شد و همان شب آنان را به اعدام محکوم کرد.

نیم ساعت پس از صدور رأی مجرمان در زندان قصر جلوی جوخه آتش ایستادند و حکم درباره آنان اجرا شد. محکومین در آخرین لحظات حیات به خبرنگار اطلاعات گفتند: ما به اعمالمان اعتراف کرده‌ایم و مجازاتمان مرگ است.

[[photow01]]

<strong>اسماعیل کیجا، شعبان بی‌مخ رشت اعدام شد</strong>

اسماعیل خداترس معروف به اسماعیل کیجا و پاسبان مهدی محمدی‌صفت دو تن از عوامل رژیم در رشت تیرباران شدند. محاکمه این دو دیروز با حضور گروهی از روحانیون و قضات دادگستری و نماینده حضرت آیت‌الله العظمی خمینی در دادگاه انقلاب اسلامی صورت گرفت و سرانجام ساعت چهار بامداد امروز پس از تایید حکم اسماعیل کیجا و پاسبان مهدی محمدی‌صفت به جوخه اعدام سپرده شدند و اعدام شدند.

روزنامه اطلاعات گزارش کرد: «اسماعیل کیجا از چهره‌های بدنام و مورد نفرت مردم رشت در ۲۵ سال گذشته بود و شعبان بی‌مخ رشت نامیده می‌شد. او در طول بیست سال گذشته از عاملان مهم دستگاه مخوف ساواک بود و در جریان انقلاب مردم مبارز گیلان ـ رشت در ماه‌های اخیر، گروه‌های چماق به دست را برای سرکوبی مجاهدان انقلاب اجیر کرده بود. به گفته‌ای اسماعیل کیجا در قتل یوسف سجودی، قهرمان مشت‌زنی گیلان که هفت سال پیش روی داد دست داشت و قربانعلی معروف به قربعلی چماق به جای او بالای چوبه دار رفت. پاسبان مهدی محمدی‌صفت نیز در ماه‌های اخیر سرباز عبدالعلی و یک مجاهد دیگر به نام سعیدی‌نژاد را به قتل رسانده بود.»

[[photow02]]

<strong>بنی‌صدر با حکومت فدرال مخالفت کرد</strong>

دکتر ابوالحسن بنی‌صدر که پس از سال‌ها دوری از زادگاهش ـ همدان ـ به این شهر رفته بود دیروز پس از عزیمت به تهران در یک گفت و گوی مطبوعاتی شرکت کرد. دکتر بنی‌صدر در این مصاحبه درباره شوراهای انقلابی و مسأله‌ی حکومت فدرال چنین نظر داد و گفت:

«در اصول پایه و ضابطه‌های حکومت اسلامی این اصل شورا را من پیشنهاد کردم. تنها باید اول دید که در اصل وجود آن اداره ضرورت دارد یا خیر. در صورت لزوم رهبری آن بهتر است انتخابی باشد و سازمان‌هایی که وجودشان زائد و دست و پاگیر مردم است باید از بین برود، در این‌صورت تشکیلات سالمی به وجود خواهد آمد که انتخاب اشخاصی موجه و با صلاحیت بلامانع خواهد بود.»

بنی‌صدر در مورد حکومت فدرال گفت: «در آمریکا حکومت فدرالی است. آمریکا قدرت جهانی دارد یعنی زود دارد که وحدتش را نگهدارد. ما کشوری هستیم ما بین دو قوه جهانی شرق و غرب. اگر عناصر وحدت کشور ما ضعیف بشوند این نیروها به راحتی می‌توانند ما را تجزیه کنند و اجرا ما را از بین ببرند. مردم کشور ما باید آگاهی داشته باشند که دنبال این خط‌ها نروند.»

وی در ادامه افزود: «مثلاً می‌توانیم بگوییم که اگر کردستان به تنهایی بخواهد واحد اقتصادی تشکیل دهد این را به مردم کردستان دروغ می‌گویند و اگر آذربایجان هم یک مجموعه اقتصادی بتواند تشکیل بدهد که مردمش به راحتی زندگی بکنند به مردم آذربایجان هم دروغ گفته‌اند. ما در مجموع از نظر اقتصادی چندان تعرفی نداریم. تمام مجموع اقتصاد ما به اندازه یک جنرال موتورز نیست چون تنها امکانات ما همان نفت و گاز و مواد معدنی و جزئی مواد کشاورزی است.»

بنی‌صدر در پایان گفت: «پس اگر ما با هم باشیم احتمال ترمیم خرابی‌ها بهتر و سریع‌تر می‌رود. مثلاً کردستان چه درآمدی دارد که اگر به حال خودش بماند یا از روسیه باید کمک بگیرد که تابع این کشور می‌شود و یا باید به طرف آمریکا برود که در آن‌صورت تابع آمریکا خواهد شد. پس چه بهتر که تابع خود ما باشد.»

[[photow08]]

<strong>سوییس اموال شاه را پس نمی‌دهد</strong>

برن، یونایتدپرس، دولت سوییس دیروز درخواست دولت ایران مبنی بر مسدود کردن حساب‌های بانکی شاه سابق و خانواده‌اش در سوییس را رد کرد، اما خاطر‌نشان ساخت که دولت ایران مختار است به دادگاه‌های سوییس و از جمله دادگاه عالی این کشور شکایت کند.

به گزارش روزنامه اطلاعات دولت جدید ایران طی درخواستی از دولت سوییس تقاضا کرده بود که اموال شاه و خانواده‌اش متعلق به مردم ایران است و باید مسدود شود. این پاسخ دولت سوییس به وسیله سفیر این کشور در تهران به دولت ایران تسلیم می‌شود. دولت سوییس موجودی دقیق شاه و خانواده‌اش را اعلام نکرده است.

بانک ملی سوییس قبلاً اعلام کرده بود که تا پایان سال ۱۹۷۸ (دو ماه پیش) کل سپرده‌های ایرانیان در بانک‌های سوییس به یک میلیارد و صد و هفتاد میلیون دلار می‌رسید. بانک ملی سوییس گفته است از میزان دقیق سرمایه‌گذاری ایرانیان در کشور اطلاعی ندارد.

زیرا  ممکن است بخشی از این سرمایه‌گذاری با واسطه شخص سوم‌هایی از کشور‌های دیگر انجام شده باشد. سخنگوی این بانک گفته است قوانین بانکی سوییس اجازه نمی‌دهد کسی غیر از صاحب حساب از میزان موجودی او اطلاع حاصل کند تنها آن قسمت که توسط بانک‌های ایرانی ارسال شده معلوم است.

سخنگوی دولت سوییس گفته است برای حل این مشکل و تحویل پول‌های شاه و خانواده‌اش به دولت جدید ایران باید قانون اساسی سوییس عوض شود، ولی دولت چنین نیازی را حس نمی‌‌کند.

[[photow07]]

<strong>مدارس مختلط تهران منحل می‌شود</strong>

کلیه مدارس مختلط تهران از اول سال تحصیلی آینده منحل خواهد شد. علی‌اکبر سلیمی، مدیر کل جدید آموزش و پرورش تهران ضمن اعلام این خبر گفت: «منظور تأمین فضای آموزشی مورد نیاز به ویژه در جنوب تهران ساختمان‌های خالی بخش‌های دولتی و زمین‌‌های بلا استفاده در هر ناحیه شناسایی و به تصرف وزارت آموزش پرورش در می‌آید.»

وی در خاتمه به مسأله تعداد شاگردان کلاس حقوق معلمان و تأمین فضای آموزش اشاره کرد و گفت: «در مورد تمامی این مسایل سعی خواهد شد که در حداقل وقت ممکن اقدامات  موثر و مثبتی انجام گیرد، همچنین از اسراف‌هایی که شده جلوگیری خواهد شد. من در نظر دارم در اولین فرصت نمایشگاهی از دکوراسیون و مبلمان و لوستر‌های بعضی از مدارس تشکیل دهم تا مردم ببینند از پولی که باید صرف تحصیل فرزندان آن‌ها می‌شد در چه راه‌هایی استفاده شده و سپس کلیه این وسایل تجملی را به فروش می‌رسانیم.»

[[photow06]]

<strong>قانون حمایت خانواده مخالف اسلام نیست</strong>

گروهی از وکلای دادگستری مدافع حقوق طی اعلامیه‌ای درباره قانون حمایت خانواده نظرات خود را عنوان کردند. روزنامه اطلاعات به نقل از این گروه از وکلا نوشت: حکومت طاغوتی با مبارزه همه زنان و مردان ایران به پایان رسید و مادران ایرانی با وجود این‌که خون تازه فرزندانشان هنوز بر خاک بود و اجسادشان هنوز دفع نشده بود از صمیم قلب بهار آزادی را جشن گرفتند. چرا؟ به امید آزادی، به امید مساوات، به امید این‌که دخترکانشان در دنیای فردا آزادتر از آنان زندگی کنند.

مادران و پدرانی که دخترانشان مورد تجاوز قرار گرفته بودند، این غم جانسوز را که از غم مرگ کشنده‌تر است بر دوش کشیدند و تحمل کردند به این امید که دیگر در آینده زن فقط به عنوان شیئی عروسکی و بازیچه دست مردان و آلتی برای خوش‌گذرانی و تفریح آنان نباشد.

در این اعلامیه با توجه به مفاد قانون حمایت خانواده آمده است صرف نظر از این‌که قانون حمایت خانواده مخالف شرع انور اسلام نیست و این موضوع به وسیله حقوق‌دانان اسلامی روشن شده است. در همین بیانیه به مذاکراتی که در این باره صورت گرفته و از جمله آقایان دکتر متین دفتری، عضو هیأت مدیره کانون وکلا، بنی‌صدر، و همچنین معاون وزارت دادگستری در جریان این مذاکرات قرار دارند و خود بر حفظ قانون زنان ایرانی صحه گذاشته‌اند، نیز اشاره شده است.

<strong>برادر‌زاده‌ی شاه سابق دنبال کار می‌گردد!</strong>

بهزاد پهلوی، برادرزاده شاه سابق که چند شب پیش دستگیر شد و بعداً آزاد گردید طی یک تماس تلفنی با روزنامه اطلاعات گفت: «از روزی که خبر دستگیری من در روزنامه چاپ شد، و اظهارات من منعکس گردید تلفن‌های تهدید‌آمیزی به من شده است.»

وی گفت: «گروهی که فکر می‌کنم از عمال ساواک هستند، مرا مورد اعتراض قرار می‌دهند که چرا اسرار را فاش کردم. بهزاد پهلوی سپس گفت شدیداً در مضیقه مالی قرار گرفته‌ام و در به در به دنبال کار می‌گردم ولی متأسفانه هنوز کاری پیدا نکرده‌ام.»

[[photow05]]

<strong>توطئه خطرناک!</strong>

آیت‌الله مکارم شیرازی طی مقاله‌ای با عنوان «توطئه خطرناک» در روزنامه اطلاعات نوشت:

قهرمانی‌های ملت فداکار ما، در برانداختن رژیم منحوس گرچه هرگز فراموش شدنی نیست، ولی اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم نباید نقش خود ارتش را در سرعت بخشیدن به این انقلاب فراموش کنیم.

اگر گروهی از افسران ارتش از همان موقع که رهبر انقلاب در فرانسه بود وفاداری خود را اعلام نکرده بودند، اگر گروه زیادی از نیروی زمینی و نیروی هوایی و همافران در تظاهرات پرشور خیابانی شرکت نمی‌داشتند، اگر گروه دیگری به موقع بعضی از فرماندهان خطرناک و جنایتکار را نمی‌کشتند، اگر بسیاری از سربازان و افسران دستور امرای سرسپرده رژیم سابق را دائر به بمباران و درهم کوبیدن مردم با آن سلاح‌های وحشتناکی که در اختیار داشتند اجرا می‌کردند. و اگر گروه زیادی از آنان دوش به دوش رزمندگان انقلابی با عمال رژیم سابق نمی‌جنگیدند مسلماً امروز انقلاب ما در این پایه نبود و با این سرعت رژیم ضد مردمی از پا در نمی‌آمد. بنابراین ارتشیان انقلابی ما سهم بسیار مهمی در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی ما دارند.

گذشته از این‌ها گروهی هم بودند که دوش به دوش ما پیکار نکردند ولی با این حال به روی ما هم آتش نگشودند و حداقل از اجرای دستورات ضدمردمی فرماندهان سرپیچی کردند و به موازات آن برای گشودن درهای پادگان‌ها به ما کمک نمودند.

این‌ها نیز سهمی در انقلاب بزرگ ملت ایران دارند. با این حال چرا و به چه دلیل بعضی می‌گویند ارتش باید منحل شود؟ و یا این‌که تا ارتش منحل نشود انقلاب ما ناقص است. تجدید سازمان و نوسازی و انطباق معیارهای ارتش بر اصول انقلابی مسلماً لازم است اما انحلال چرا؟ ساختمان یک ارتش جدید حداقل بیست سال زمان می‌خواهد در این مدت چه می‌کنید؟

چه تفاوتی میان ارتش و سایر ارگان‌ها است؟ چرا سازمان رادیو و تلویزیون منحل نشود؟ فرضاً ارتش منحل شود، با مردم چه می‌کنید؟ همان مردمی که امپراطوری شاهنشاهی دو هزار و پانصد ساله را با فریادهای اعتراضشان با الله اکبر شبانه‌شان با اعتصاب‌های فلج کنندشان به زانو در آوردند، با آن‌ها چه می‌کنید؟ ضد انقلابی‌ها چه ساده و خام فکر می‌کنند!

به هر حال ملت مسلمان ما باید با این توطئه خطرناک مبارزه کند و برای حفظ مرزهای کشور و جلوگیری از هرگونه جنبش ضدانقلابی در داخل، ارتش را با رعایت اصول زیر بازسازی کند.

۱. ارتش باید چنان تجدید سازمان یابد و تصفیه شود که احتمال هرگونه کودتای ضدمردمی در آینده بر باد رود.

۲. باید از ارتش اعاده حیثیت شود و به فرمان رهبران انقلاب‌، مردم ارتش انقلابی را گرامی دارند، و شغل ارتشی احترام خود را در افکار بازیابد.

۳. باید تصفیه و بازسازی ظاهری ارتش توأم با نوسازی فکری و ایدئولوژی اسلامی باشد تا به اتکای نیروی لایزال ایمان، مردانی جانباز و فداکار در راه کشور پرورش یابند.

۴. باید با آن‌ها که آگاهانه یا ناآگاه سعی دارند انضباط ارتش را از میان ببرند و سربازان را از اطاعت فرماندهانی که از طرف حکومت انقلاب اسلامی تعیین شده بازدارند حالی کرد که ارتش بدون انضباط و اطاعت از فرمان مساوی است با صفر، چنین ارتشی نه در روز صلح مایه آبرو است و نه در روز جنگ به درد می‌خورد.

۵. فرماندهان و افسران باید باتمام سربازان با نهایت احترام رفتار کنند احترامی که شایسته یک انسان و یک ارتش انقلابی است.

۶. ارتش ما باید هرچه زودتر خود را از وابستگی به کارشناسان بیگانه رهایی بخشد و تنها متکی به خود و نیروی ملت باشد.

۷. البته سازمان منظمی برای پاسداری انقلاب کاملاً ضروری است، ولی قلمرو آن از قلمرو ارتش جدا است، چنین سازمانی نه لازم است و نه می‌تواند جانشین ارتش شود چنین سازمانی نباید به صورت گروه‌های چریکی خودرو باشد و نه به صورت دولت در دولت که کانون هرج و مرج است و عامل تولید نارضایی گستره، بلکه باید کاملاً تحت انضباط و رهبری باشد.

[[photow03]]

<strong>احمد صدر: آیت‌الله خمینی خواستار آزادی مطلق در ایران است</strong>

احمد صدر حاج سید جوادی، وزیر کشور که در مراسم بزرگداشت دکتر محمدمصدق در احمدآباد شرکت کرده بود طی سخنانی پیرامون اجتماع مردم بر مزار دکتر مصدق گفت:

«اجتماع امروز اختصاص به یک دسته و گروه خاص نیست. من شخصاً به این نهضت مردم امیدوارم و هیچ نگرانی در کار نیست ولی ملت باید هوشیار باشند و نگذارند منافقین و دشمنان ملت و دین به این نهضت آسیب برسانند.»

وی افزود: «همان‌طور که مرحوم دکتر مصدق به فکر آزادی واقعی کشور و ملت ایران بودند و در این راه خدمات فراموش نشدنی انجام دادند حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی نیز خواستار آزادی مطلق در ایران می‌باشند و جمهوری اسلامی در ایران خواهد توانست تمام آزادی‌ها را در برداشته باشد و من معتقدم و ایمان دارم که اکثریت قاطع ملت شریف ایران در یک جهت و مسیر در دادن رأی به جمهوری اسلامی شرکت خواهند کرد.»

وی در ادامه اظهاراتش گفت: «دیگران نیز می‌توانند با آزادی کامل در این رأی‌گیری شرکت کنند و اکثریت اساسی و بنیان حکومت آینده ایران را روشن خواهد کرد و این دسته نباید نگران باشند و فکر کنند که ممکن است یک دیکتاتوری و اختناق مجدد در ایران حکومت کند. پس از تدوین قانون اساسی جدید خواهید دید که نظر همه آزادی‌خواهان را در بر خواهد داشت.»

احمد صدر حاج سید جوادی درباره وزارت امر به معروف و نهی از منکر گفت: «وظیفه این وزارتخانه آن است که به افراد نامطلع و یا کسانی که آگاهی کامل از دین اسلام و روابط اجتماعی آن ندارند راهنمایی کند و معتقدات مذهبی مردم را افزایش دهد. وی اظهار عقیده کرد که این وزارتخانه هرگز در اجرای وظایف خود متوسل به زور و فشار نخواهد شد.»

[[photow09]]

<strong>گوگوش، مهستی و هایده در تلویزیون جایی ندارند</strong>

مهندس نورالدین غروی، مدیر اخبار و برنامه‌های تلویزیون طی گفت و شنودی با خبرنگار اطلاعات نقطه نظرهایش را درباره برنامه جاری و عادی تلویزیونی تشریح کرد. وی گفت:

«اصولاً تغییرات و دگرگونی‌هایی که در برنامه‌‌های تلویزیونی به عمل خواهد آمد شامل دو قسمت برنامه‌های کوتاه مدت و بلند مدت خواهد بود و سعی بر این خواهد بود که تحولات ناشی از انقلاب اسلامی ایران برای مردم ایران توجیه گردد.»

غروی درباره چگونگی پخش موسیقی و شرکت هنرمندان در برنامه‌های تلویزیونی گفت: «در بدو امر سوابق اخلاقی و میزان وابستگی این هنرمندان با رژیم سابق در مد نظر خواهد بود و به طور قاطع باید بگویم، گوگوش‌ها و مهستی‌ها و هایده‌ها که در مجالس عیاشی دربار و دیگران عاملان فساد عیش و عشرت به راه می‌انداختند و با صاحبان زر و سیم انس و الفتی داشتند به رادیو تلویزیون انقلاب اسلامی ایران راه نخواهند داشت.» ]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_30.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_30.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">۳۱ سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 06 Mar 2010 12:05:58 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>یک میلیون نفر بر مزار مصدق</title>
         <description><![CDATA[<em><center>شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۵۷ برابر پنجم مارس ۱۹۷۹ میلادی</center></em>

<strong>هفت نظامی تیرباران شدند</strong>

هفت تن از نظامیان و مقامات حکومت سابق ایران تیرباران شدند. روزنامه اطلاعات خبر اعدام این هفت تن را منتشر کرد و تصاویر اعدام شده ها را به چاپ رساند. به نوشته روزنامه اطلاعات دادگاه انقلاب پس از نه ساعت رسیدگی حکم اعدام این هفت تن را صادر کرد. 

اعدام شدگان سرتیپ فخر مدرس رئیس اسبق دادرسی ارتش، سرلشگر خواجه نوری رئیس سابق دادگاههای ارتش، سرلشگر بیدآبادی فرماندار نظامی سابق تبریز، سرتیپ یزدجردی فرماندار سابق مشهد، سرهنگ زمانی رئیس زندان سیاسی قصر، سالارجاف نماینده آخرین مجلس حکومت پهلوی و جهانگیر تارخ معروف به جهانگیری از بازجویان و به نوشته روزنامه اطلاعات از شکنجه گران ساواک بود. 

[[photow01]]

به نوشته روزنامه اطلاعات سرتیپ یزدجردی قبل از اعدام به یک پاسدار حمله کرد تا با گرفتن اسلحه او و کشتن افراد بگریزد ولی موفق نشد. روزنامه اطلاعات در مورد جهانگیر تارخ که به عنوان شکنجه گر نام برده شد، نوشت: 

«جهانگیر تارخ، جهانگیری، شکنجه گر معروف ساواک بود. خنده‌های شیطانی جهانگیری در زندان اوین موی بر اندام زندانیان راست می کرد. او سادیسم شکنجه داشت و از آزار مبارزان لذت می برد. جهانگیری معروف بود که به بسیاری از زنان و دختران رزمنده تجاوز می کرده و در محافل شبانه، جزئیات عمل خود را با آب و تاب شرح می داده است. او از شکنجه گرانی بود که بارها و بارها، برادران شهید رضایی را به شکنجه گاه برد و شکنجه کرد.» 

به نوشته روزنامه اطلاعات «جهانگیر تارخ در دادگاه خود را بی‌تقصیر می‌دانست.»    

<strong>یک میلیون نفر بر مزار مصدق</strong> 

به نوشته روزنامه اطلاعات یک میلیون نفر برای بزرگداشت سالگرد درگذشت دکتر مصدق به احمدآباد رفتند. این روزنامه نوشت: 

[[photow02]]

«امروز ایران پس از دوازده سال خون دل خوردن و خاموشی بخاطر عجز از برپایی مراسم تجلیل از شادروان دکتر محمد مصدق رهبر ملی خود باشکوهی خیره کننده یاد آن بزرگ مرد تاریخ مبارزات ضد استعماری ملل شرق را گرامی داشت. مراسم تجلیل از این ابرمرد چندان باشکوه بود که بی شک پرتو پرجلالش قرون متمادی بر صفحات تاریخ جدید ایران پرتو خیره کننده‌ای داشت. 

برای انعکاس راستین مراسمی که امروز بر مزار دکتر محمد مصدق برگزار شد اطلاعات گروه های ویژه ای را بسیج کرده بود، مطالبی که در زیر می خوانید حاصل گزارش لحظه به لحظه حضور انبود کثیری از مردم در جلوی دانشگاه، حرکتشان به سوی احمد آباد تا زمان چاپ روزنامه است.»

در گزارش روزنامه اطلاعات آمده است: 

«نه صبح روز دوشنبه دوازدهمین سالگرد مرگ مردی که در قلب ملت ایران زنده است: هر لحظه که می گذرد موج جمعیت فزونی می گیرد، کسبه، اصناف، بازاریان، دانشجویان، دانش آموزان، کارمندان دولت کارمندان بخش های خصوصی اساتید دانشگاه گروه ها و دستجات مختلف و جمع کثیری از اهالی شهرستان‌های مختلف ایران گروه بی‌شماری از زنان مبارز تهران با هیجان زیادالوصفی به محوطه دانشگاه وارد می شوند. 

[[photow03]]

اتوبوس‌ها در صفوف منظمی در انتظار سوار کردن مشتاقان زیارت مزار دکتر مصدق ایستاده اند. جلوی دانشگاه مالامال از شمار و روزنامه های دیواری است که گروه های مختلف اجتماعی در ستایش از رهبر بزرگ ملت ایران نوشته‌اند:

آرمان ملت عنوان یک روزنامه دیواری  است که دانش آموزان دبیرستان البرز بر نرده های دانشگاه نصب کرده اند. این روزنامه دیواری که در نهایت صداقت گروهی نوجوان و جوان تهیه شده، شمه هایی از مبارزات ملی شدن صنعت نفت ایران را بوسیله محمد مصدق عنوان کرده است. 

در شرح حال زندگی این رهبر بزرگ آمده است که من افتخار خدمتگذاری مردم را بالاترین و پرقیمت ترین افتخارات خود محسوب داشته و می دارم و به غیر از اطاعت و امتثال فرمان هموطنان محبوب هدفی ندارم. 

در اعلامیه دیگری که بین جمعیت تقسیم می شود آمده است درود به روان پاک دکتر محمد مصدق و شهیدان راه آزادی و همچنین مگر نمی بینید که وطن در خطر افتاده و مواریث ملی هدف تهدید دشمنان قرار گرفته است. ساعت ۵/۹ صبح جمعیت از مرز صد هزار گذشته است. صدها اتوبوس از موسسات مختلف از جانب گروههای مختلف سیاسی و اجتماعی و صنفی باشعارها و پلاکاردهایی به محوطه دانشگاه وارد شده‌اند. 

با توجه به جمعیتی که دیشب را تا صبح بر مزار مصدق گذراندند جمعیتی که از تاریک روشن بامداد در صفی طولانی عازم احمدآباد شدند و سیل جمعیتی که هم اکنون به سوی دانشگاه و یا مستقلا به سوی احمدآباد در حرکتند، پیش بینی می شود امروز یک میلیون نفر بر مزار مصدق گره آیند. 

سازمان چریک های فدایی خلق در خیابان فدایی (میکده سابق) مستقر شدند و هواداران آنان به اتوبوس های مخصوصی که به این خاطر منظور شده سوار می شدند و هر لحظه به تعداد آنها افزوده می شود. حزب توده ایران ده دستگاه اتوبوس در خیابان ۲۱ آذر مستقر کرده و طرفداران این حزب در اتوبوس‌ها جا گرفته اند و گروه دیگری از هواداران این حزب با اتومبیل های سواری عازم رفتن بر سر مزار دکتر مصدق هستند. 

جبهه ملی و طرفدارانش که گروه بی‌شماری را تشکیل می دهند از اتوبوس های شرکت واحد برای رفتن به احمدآباد استفاده می کنند. جمعیت لحظه به لحظه بیشتر می شود و متاسفانه اتوبوس کافی برای خیل جمعیت به دانشگاه نیامده است. 

هر اتوبوس چند برابر گنجایش خود را سوار کرده است. سقف اتوبوس ها مالامال از جمعیت است. جمعیت کثیری که موفق نشده به داخل دانشگاه بیاید در خیابان دانشگاه جمع شده اند و به طرف اتوبوس هجوم می برند بلکه خود را به اتوبوس برسانند به احتمال زیاد دهها هزار از جمعیت مشتاق موفق نخواهد شد خود را به احمد آباد برساند. 

هیچ‌کس تصور چنین استقبالی را برای مراسم بزرگداشت مصدق کبیر نمی کرد. در مقابل دانشگاه این شمار واحد روی تمام اتوبوس ها بچشم می خورد: من ایرانی و مسلمانم و علیه هرچه ایرانیت و اسلامیت را تهدید کند مبارزه می‌کنم. 

شماره‌هایی که از طرف حزب توده نوشته شده بدین‌قرار است: 

در اختناق پهلوی مبارز مذهبی و پیکار مارکسیست در آتش یک دوزخ می سوختند. اندکی بعد از ساعت ۱۰ صبح حرکت کاروان شکوهمند ستایشگران مرحوم دکتر محمد مصدق به سوی احمدآباد آغاز شد. از این لحظه به بعد کاروانی تشکیل شد که آغاز آن جلوی دانشگاه و انتهایش نامعلوم بود. 

اتوبان و جاده قدیم کرج را اتومبیلها یک سره پوشانده بود. در طول مسیر طولانی دانشگاه تا احمدآباد غریو شعارهای ملی فضا را پر کرده بود. در این لحظه ۱۲ ظهر که ما (خبرنگاران اطلاعات) در نیمه راه احمدآباد هستیم سیل جمعیت چند هزار نفری و حتی می توانیم بگوئیم میلیون نفری به سوی احمدآباد سرازیر است. 

[[photow04]]

<strong>دستور آیت الله خمینی در مورد موسسه اطلاعات</strong>  

روزنامه اطلاعات طی مطلبی با عنوان «دستور امام خمینی در مورد روزنامه اطلاعات» از دخالت رهبری انقلاب در کار این روزنامه خبر داد. در اطلاعیه روزنامه اطلاعات آمده است: 

«بسمه تعالی، بنام خدا، بنام رهبری انقلاب و به حکم وجدان اعلام می شود: از زمان شروع اعتصاب مطبوعات که آغاز یک حرکت جدی بسوی سرنگونی رژیم سابق در رسانه های گروهی بود، عده ای از کارکنان موسسه اطلاعات، علیرغم خواست یکپارچه کارگران، کارمندان و اعضای تحریری نشریه های موسسه اطلاعات تلاش مذبوحانه ای را در جهت شکستن اعتصاب و انتشار روزنامه و مجلات این موسسه در طول مدت دولت نظامی آغاز کردند. 

اگرچه این تلاش همیشه با واکنش اکثریت شرافتمند و معتقد به اصول انقلاب اسلامی ایران روبرو می شد و بهمین دلیل هرگز خللی در اراده ها و اعتقادهای این اکثریت شرافتمند و معتقد به اصول انقلاب اسلامی ایران روبرو می شد و بهمین دلیل هرگز خللی در اراده ها و اعتقادهای این اکثریت بوجود نمی آورد معهذا پس از پایان اعتصاب نیز تحریکات این عده، تا دیروز استمرار داشت.» 

در ادامه این اطلاعیه آمده است: 

«از آنجا که باید این تحریکات از یک مرکز فرهنگی و اجتماعی بزرگ مثل موسسه اطلاعات برای همیشه خاتمه می یافت شب گذشته خبرنگاران اعزامی روزنامه اطلاعات به حوزه علمیه قم (آقایان خلیل بهرامی و رسول صدرعاملی) جزئیات فعالیت های اخیر این گروه را بعرض امام رساندند. دیشب، پس از خاتمه مذاکراتی که حضرت آیت الله العظمی امام خمینی با حضرت آیت الله العظمی شریعتمداری در مدرسه فیضیه قم داشتند، رسول صدر عاملی خبرنگار اعزامی اطلاعات با کسب اجازه از حجت الاسلام آقای حاج احمد خمینی به حضور امام رسید و گزارش گردش کار روزنامه اطلاعات را عرض کرد.»

در ادامه اطلاعیه که در روزنامه اطلاعات روز چهاردهم اسفند منتشر شد، آمده است: 

«امام فرمودند «آنان را که در کار انتشار روزنامه و هدفهای انقلاب اسلامی خلل وارد می‌سازند به روزنامه خود راه ندهید.» سپس خبرنگار اعزامی اطلاعات، مذاکرات خود را به ترتیب با حجت الاسلام حاج سید احمد خمینی و حجت الاسلام شهاب الدین اشراقی و حاج مهدی عراقی دنبال کردند و به توصیه حجت الاسلام حاج احمد خمینی، آقای حاج مهدی عراقی دستور استقرار نیروهای انقلاب به سرپرستی رسول صدرعاملی را در ساختمان موسسه اطلاعات دادند. 

به منظور اجرای دستور امام شورای عالی نظارت بر موسسه اطلاعات مرکب از نمایندگان منتخب کارگران کارمندان و اعضای تحریری موسسه اطلاعات تا برقراری کامل نظم و عادی شدن حرکت و گردش کار روزنامه، موقتا از امروز (۱۴/۱۲/۵۷) از ورود عده ای از کارکنان به داخل موسسه جلوگیری کرد. بدیهی است که درباره این افراد برابر مقررات رفتار خواهد شد." این اطلاعیه به امضای شورای عالی نظارت بر امور موسسه اطلاعات رسیده است.

<strong>امام: توهین به روزنامه‌ها جایز نیست</strong>

آیت اله العظمی امام خمینی روز گذشته در قم اعلام کردند که مردم حق هیچگونه تعرضی به روزنامه ها ندارند. این در حالی بود که آیت الله خمینی در همین روز سرپرستی روزنامه اطلاعات را تغییر داد. به گزارش روزنامه مذکور " به دنبال تظاهرات و اعتراض هایی که طی دو روز گذشته در شهر قم و چند شهر دیگر بعنوان انتقاد از روش مطبوعات به عمل آمد و طی آن عده ای ناشناس از فروش روزنامه های آیندگان، اطلاعات و کیهان جلوگیری کردند و همچنین اشخاصی روزنامه ها را پاره کردند.

[[photow06]]

این خبر به عرض امام خمینی رسید و به دنبال آن کمیته تبلیغات قم اعلام کرد که امام راجع به مطبوعات فقط روزنامه نگاران را نصیحت کرده اند تا در جهت پیشبرد انقلاب اسلامی قدم بردارند و هیچگاه توهین به روزنامه ها و پاره کردن آنها بوسیله افراد را جایز نمی‌دانند. 

همچنین حاج احمد آقا خمینی فرزند آیت الله در این زمینه گفتند: " امام به هیچ وجه راضی به توهین به روزنامه ها و یا پاره کردن آن نیستند بلکه اینگونه کارها را از سوی هرکس که باشد تقبیح می کنند.

«آیت الله العظمی امام خمینی دیروز همچنین به آقای اشراقی دامادشان دستور دادند که با تماس با رادیو و تلویزیون از قول ایشان اعلام شود مردم حق هیچگونه تعرضی به روزنامه ها را ندارند. البته روزنامه ها نیز باید خودشان را اصلاح کنند.» 

[[photow05]]

<strong>فلسفی: مطبوعات باید اسلامی شود</strong>

به نوشته روزنامه اطلاعات بدنبال سخنرانی پریروز دانشمند محترم حجت الاسلام آقای فلسفی در صحن حرم حضرت معصومه گروهی در قم علیه مطبوعات شعار دادند و خواستند که مطبوعات اسلامی شود. 

این گروه سپس در برابر سرپرستی روزنامه اطلاعات در قم اجتماع کردند و خواستار درج سخنرانی آقای فلسفی و تصفیه مطبوعات شدند. آنگاه آقای حاج سید حسن ابطحی طی سخنانی گفت نهضت اسلامی ما به رهبری امام خمینی تحقق یافته و مطبوعات بایست اسلامی باشند. 

روز گذشته پس از اتمام سخنرانی دانشمند محترم آقای دکتر محمد بهشتی در قم بار دیگر بیش از چند هزار نفر در مقابل سرپرستی اطلاعات در قم اجتماع کردند و یکی از خبرنگاران اطلاعات دستور امام را در مورد مطبوعات برای اجتماع کنندگان بیان کرد. تظاهر کنندگان سپس با دادن شعارهایی که روزنامه ها بایستی اصلاح گردد و درود بر اطلاعات متفرق شدند.

<strong>مسائل جدی انقلاب و نگرانی‌ها</strong>

مقاله علی اصغر حاج سید جوادی با عنوان «مسائل جدی انقلاب و نگرانی‌ها» در روزنامه اطلاعات منتشر شد. در بخشی از این مقاله چنین آمده است: 

«رفتار افراطی و خونسردانه افراد و گروهها و مسئولان را باید انتقادی طرح کنند و قالب های منطقی و سازنده را ارائه دهند.» وی در این مقاله گفت: 

«مهار کردن بی نظمی و هرج و مرج در سازمان های دولتی و موسسات خصوصی و تعیین حدود منطقی خواست های فردی و گروهی در چهارچوب امکانات اجتماعی و اقتصادی جامعه در صورتی میسر است که مسئولان دولت انقلاب از سوئی با دیدی انقلابی مجهز باشند و از سوی دیگروسایل ایجاد رابطه با افکار عمومی را بطور مستقیم و غیرمستقیم تامین نمایند.»

حاج سید جوادی به شیوه مدیریت کمیته‌های انقلاب اشاره کرد و افزود: 

«فاصله ای که بین قدرت و اعمال قدرت کمیته های انقلابی که از سوی روحانیون اداره می‌شود با واحد های دولتی باید هرچه زودتر برداشته شود و بطور کلی این کمیته ها برای جلوگیری از اعمال فردی و شیوه های خصوصی و قدرت نمایی های خلاف شئون انقلابی در شعاع قدرت دولت قرار گیرند و دولت مسئولیت ایجاد نظم و تامین همکاری را برای جلوگیری از گسترش نارضایتی های ناشی از این اعمال برعهده گیرد.»

وی گفت: «ما در گام اول هستیم و همچنان در معرض خطر تهاجم از سوی دشمنان قرار داریم این خطر در صورتی افزایش می یابد که آهنگ انقلابی در مرحله کنونی سست شود و همبستگی و اتحاد انقلابی از بین رود و گروه‌های فرصت طلب به فکر نجات وضع خود و یا شرکت در تقسیم منافع افتاده و اصل و اساس موجودیت انقلاب را به خطر اندازند وسرکوبی ریشه‌ها و عناصر ضد انقلاب به بهانه های مختلف دستخوش عواطف ظریف و بشر دوستانه و عطرآگین کسانی قرار گیرد که در رژیم استبدادی سابق و در رابطه با شیوه‌های فاسد آن ماهی ده‌ها هزار تومان از دفتر وکالت خود عایدی به چنگ می آوردند و اکنون در لباس عالم حقوق و بشر دوست حساس در مقام دفاع از حق و عدالت برآمده اند و یا روشنفکرانی که تا سال قبل اجتماع و کانون نویسندگان خود را جز در کار صنفی وارد نمی کردند و کار سیاسی را خارج از موازین صنفی پیش بینی شده در اساسنامه خود می دانستند امروز با احساس استبداد تازه هراسان و فریادزنان پا به میدان کارزار گذاشته اند.»

[[photow07]]

حاج سیدجوادی به خطر شکل گیری استبداد اشاره کرد و گفت: 

«و حقیقت اینست که ما نیز از استبداد به‌هر شکل و بهر نوع نگرانیم، اما ترس ما اینست که نه تنها محافظه کاری و ادامه آن کار بازگشت استبداد را آسان می کند نمایش های تبلیغاتی چپ گرایانه نیز بنوبه خود به جنگ داخلی آنچنان دامن می زند که سرانجام زمینه یک نظام فاشیستی تازه را مهیا خواهد کرد.» 

وی نوشت: 

«نیروهای ضد انقلاب تنها نیروهای وابسته به رژیم استبدادی و برخاسته از رژیم استبدادی نیستند بلکه گروهها و افرادی که منافعشان با روند تکامل انقلابی متضاد است دیر یا زود بدشمنی و خصومت با انقلاب بر می خیزند و بمواضع خاص سیاسی خود در جهت کند کردن هرچه بیشتر آهنگ اجتماعی و اقتصادی انقلاب باز می گردند، از اینجهت است که نباید از مواضع اعتقاد اسلامی ابزار و وسیله ای برای این گروهها در جهت ایجاد خفقان ساخت و یا مواضع اعتقادی را برای آنها بصورت سنگری بجهت مخالفت در مشخص کردن چهره ضد سرمایه داری امپریالیستی انقلاب برآورد.»

<strong>پاسخ شایگان به آیت الله العظمی شریعتمداری</strong>

دکتر علی شایگان، یکی از رهبران جبهه ملی که پس از انقلاب به ایران بازگشته و با آیت الله خمینی دیدار کرده بود امروز در مقاله ای به آیت‌الله شریعتمداری پاسخ داد. این پاسخ پس از آن داده شد که شایگان در مورد رابطه انطباق اسلام ۱۴۰۰ سال قبل با زندگی امروز ایران انتقاداتی کرده و آیت‌الله شریعتمداری به وی پاسخ شدیداللحنی داده بود. نوشته امروز دکتر شایگان پاسخی به نکات مطروحه در گفته های آیت الله شریعتمداری بود.

[[photow08]]

علی شایگان در مورد این‌که آیا برای این‌که رئیس جمهور شود به ایران سفر کرده است، گفت: 

«اساساً جز زیارت خاک وطن و دیدن خویشان و دوستان هیچگونه فعالیت سیاسی بخاطر من خطور نمی کرد و در اولین ملاقات با آیت الله العظمی خمینی در ایران بعرض ایشان رساندم که این جمله فقط یک شایعه است و بنده در اظهار آن هیچ دخالتی نداشته ام.»

وی در مورد این‌که چرا به عنوان کسی که فقه نمی داند ولی درباره دین اظهار نظر کرده است، افزود: 

«در تمام عمر، اسلام شعار و دثار من بوده است. سوابق من در باب توضیح و تبلیغ اسلام یکی و دو تا نیست. بعضی را ذیلا بعرض می رسانم.

[[photow09]]

الف- افتخار دارم که سید موسوی هستم و شجرنامه خانواده من (خانواده مولی) تا حضرت موسی الکاظم (ع) در خانواده مولی محفوظ است. 

ب- رساله دکترای من به‌زبان فرانسه، در تاریخ قرون اولیه اسلام درباره امور مسلمین یعنی قضا و جهاد و خمس و زکات و غیره است.

ج- اولین حقوق یعنی فقه اسلامی را به زبان فارسی در باب نکاح و طلاق و حضانت و ولایت و قیمومیت و منابع فقه اسلام من منتشر کرده‌ام و تا زمانی که در ایران بودم آن را تدریس می‌کردم و تا چندی پیش هم کتاب من کتاب درسی سال اول دانشکده حقوق بوده است. 

د- در آمریکا هم از اول تدریس یکی از دروس من برای ایرانی‌ها و آمریکایی‌ها تدریس فقه اسلامی و مزایای فقه و مقایسه با دوره جاهلیت بوده درس دیگر تعلیم ادبیات فارسی بوده.

به خاطر دارم که در چند سال پیش در مجلس خطابه‌ای که برای تبلیغ متعصب یا به قول فرهنگی‌ها فناتیک بودن آیت‌الله العظمی خمینی تشکیل شده بود، به حضار حالی کردم که نه تنها حضرت آیت‌الله خمینی فناتیک نیستند بلکه ایشان مترقی و وارد به سیاست وقت نیز هستند.  

بنابراین مقدمات تشبیه بنده به شخصی که از طب و مهندسی سررشته نداشته و در کار اطبا یا مهندسین بخطر دخالت می کند به حقیقت نزدیک نیست و من از فقه اسلامی اطلاع کلی دارم. 

وی در مورد این‌که اگر کسی فقیه یا معمم نباشد حق دادن نظر دینی ندارد، اعلام کرد: 

«من باب تذکر حدیث علوی پرمعنای ادبوا اولادکم بغیر ادابکم لانهم خلقوا الزمان غیرزمانکم گفته مرا راجع به اداره کشور توضیح می دهد و هیچ بیان دیگری راجع به برگشت به صدر اسلام لازم نیست. حکومت اسلامی (اداره کشور) از قوانین اسلامی که همیشه راهنمای هر مسلمانیست ممتاز و جداست. قوانین اسلام همواره باید برای مسلمانان رعایت شود و هیچ مسلمانی رعایت شود و هیچ مسلمانی نمی تواند برخلاف آن رفتار کند، ولی این امر صحیح نیست که هرکس معمم نیست، فقیه نیست. اگر چنین باشد تمام مردم باید سکوت کنند و فقط روحانیون برای آنها تصمیم بگیرند. چنین چیزی غیر ممکن است.»

دکتر علی شایگان در اهمیت دموکراسی گفت: 

«مساله دموکراسی همانطور که کرارا گوشزد کرده‌ام مهمترین مسئله ایست که باید در مد نظر آزادی خواهان باشد. ایران خون داده است تا آزادی مستقر شود. برای مثال عرض می کنم چند روز قبل دستگاه تلویزیون با من مصاحبه ای کرد که من هیچ‌گاه تقاضای آن مصاحبه را نکرده بودم معذالک تاکنون آن مصاحبه منتشر نشده زیرا تصور می کنم از انتشار آن جلوگیری شده است. 

همین‌طور از قول من گفته شده است که من معتقدم که دولت آینده باید فرم و شکل حکومتی آلمان فدرال را داشته باشد در حالیکه ابدا چنین نیست. این اختراع، استنباط غلط مصاحبه کننده است. من معتقدم در ایران باید جمهوری مستقل از نفوذ کشورهای بیگانه و نیز متکی بر دموکراسی واقعی به معنای حکومت مردم بر مردم تشکیل شود.»

<strong>احمد شاملو به ایران بازگشت</strong>

[[photow10]]

به نوشته روزنامه اطلاعات، احمد شاملو شاعر، پژوهشگر و نویسنده معروف ایران به وطن بازگشت. این روزنامه نوشت:

«شاملو قریب دو سال پیش ایران را در تاریک ترین روزهای آن ترک گفت و به آمریکا رفت تا بدور از محیط خفقان مسلط بر ایران از طریق نشر مقالات جهانیان را با مسائل و مصائب ایران آشنا کند." در این روزنامه آمده است: " در لندن شاملو با انتشار روزنامه ایرانشهر به انعکاس انقلاب ایران همت گماشت و با نشر روزنامه ای ملی به یاری نویسندگان ایرانی آزاد اندیش توانست سهمی موثر در مبارزه ملت ایران داشته باشد.» 

<strong>ابراهیم یزدی: پشت پرده انقلاب ایران چه می‌گذشت؟</strong>

[[photow11]]

دکتر یزدی معاون نخست وزیر در زمینه انقلاب، در گفتگوئی که در پادگان هوایی انجام داد گفت: 

«با انحلال ارتش در شرایط کنونی مخالف هستم. به نظر ما شرایط ارتش را با شکل فعلی بایستی حفظ کرد و بلافاصله یک سری برنامه در حد ایجاد یک انقلاب فرهنگی در ارتش، گندزدایی ارتش های نظام شاهنشاهی، تا این ارتش با از بین رفتن ضوابط حاکم بر ارتش به تدریج بتوانیم یک ارتش ایده آل برای حکومت اسلامی تدارک بدهیم. 

تصفیه افراد ناصالح و بسیاری از موارد دیگر جزو برنامه های دراز مدت برای سازندگی ارتش است. 

[[photow12]]

شکی نیست که تغییر نظام ارتشی که ۵۷ سال با این ارزشها خو گرفته کار آسانی نیست." دکتر یزدی در قسمتی دیگر از سخنان خود گفت به اعتقاد من همان اندازه که ساواک در تثبیت رژیم ایران موثر بوده، رسانه های خبری ایران که برای ۵۷ سال در اختیار رژیم بوده اند مقصر هستند.»

دکتر ابراهیم یزدی گفت: 

«من نهایت تعجب را دارم که از سازمانهای سیاسی که خودشان را انقلابی معرفی می کنند نسبت به انتصاب یک مدیر کل این اندازه حساس هستند، نسبت به فرمانده ارتش حساسیت از خود نشان می دهند، ولی یک نفر از اینها نیست به این رسانه های خبری که مثل روزنامه ها که چندین سال در خدمت این رژیم بودند کوچکترین حساسیتی نشان ندادند. 

یک نفر نگفت که اینها را بایستی تصفیه بکنیم. آنهایی که تا دیروز مدیحه سرای رژیم بودند، امروز مدیحه سرای انقلاب شده اند که اعلامیه اینها را چاپ می کنند. این گله و انتقاد را ما از این آقایان داریم که به این مسئله کم بها داده‌اند.»

ابراهیم یزدی افزود: 

«درجه بندی این تصفیه بر این اساس است که در این دوره میلیون ها دلار خرج تبلیغات می شود. به دلیل اهمیت رسانه های خبری اینها تماما در مدت گذشته در اختیار رژیم بوده اند و حالا خودشان را پشت سر چند بیانیه ی انقلابی پنهان نکنند. که این گول زدن مردم است.» 

دکتر یزدی در مورد انتخاب صادق قطب زاده به سرپرستی رادیو تلویزیون گفت که چون او از سوی امام برگزیده شده، باید مورد قبول باشد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_29.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/revolution31y/2010/03/post_29.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">۳۱ سال پیش در چنین روزی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 05 Mar 2010 14:57:15 +0000</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>

