رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۶ آبان ۱۳۸۸
گزارشی از اختتامیه جشنواره مطبوعات و گفتگو با فرزانه روستایی، و یکی از دست‌اندرکاران نشریه پنجره

جشنواره‌ی مطبوعات؛ کم‌رونق، سیاسی و پرحاشیه

مریم محمدی
mmohammadi@radiozamaneh.com

سه‌شنبه، پنجم آبان‏ ماه، مراسم رسمی اختتامیه‏ی جشنواره‏ی مطبوعات در تالار رودکی تهران برگزار شد و جوایز متعددی در رشته‏های مختلف به نشریات و روزنامه‏نگاران اهدا شد.

در میان خبرگزاری‏ها، «خبرگزاری فارس» به عنوان خبرگزاری برتر و «غرفه‏ی ایسنا» نیز به عنوان غرفه‏ی برتر نمایشگاه انتخاب شدند. جایزه‏ی اول نمایشگاه مطبوعات امسال را هم هفته‏ نامه‏ی «پنجره» به خود اختصاص داد که تاکنون ۱۶ شماره از آن منتشر شده است.

نمایشگاه امسال بسیار پرحاشیه بود و مهم‏ترین حوادث آن، حوادثی غیرمطبوعاتی و در واقع سیاسی بودند.

خانم فرزانه‏ روستایی، روزنامه‏نگار سرویس بین‏المللی که تاکنون چندین جایزه‏ی روزنامه‏نگاری را به خود اختصاص داده است، در مورد این نمایشگاه می‏گوید:

Download it Here!

نمایشگاه امسال، بر خلاف نمایشگاه‏های سال‏های گذشته، بسیار سیاسی بود و شاید بتوان گفت با استقبال خیلی زیادی هم مواجه نشد. آن هم به لحاظ این که غرفه‏هایی که به روزنامه‏های طرف‏دار دولت اختصاص داده شده بود خیلی زیاد بودند و حضور روزنامه‏های منتقد و یا روزنامه‏هایی که به هرحال طرف‏دار دولت نبودند بسیار کم‏رنگ بود.

خانم روستایی، سال پیش نیز روزنامه‏نگاران منتقد دولت از برگزاری نمایشگاه به ویژه از شیوه‏ی تخصیص فضا و غرفه گله داشتند و معترض بودند که روزنامه‏های دولتی از این بابت در موقعیت مناسب‏تری قرار گرفته‏اند.

این گلایه مربوط به سال گذشته نیست؛ از زمانی که وزارت ارشاد در دست جناح راست بوده، همواره غرفه‏هایی که فضای کم‏تری داشتند، غرفه‌هایی که پرت بودند و در سالن‏ اصلی نبودند به روزنامه‏های منتقد اختصاص داده می‏شده و فضاهای بزرگ‏تر، وسیع‏تر و پربیننده‏تر و به عبارتی «وسط راه‏ها» یا «چهار راه‏های نمایشگاهی» به روزنامه‏های آن طرف اختصاص داده می‏شد.

با این احوال، وقتی شما وارد جشنواره‏ی مطبوعات می‏شوید غرفه‏ها را که نگاه می‏کنید می‏بینید روزنامه‏های اصلاح‏طلب بسیار بیشتر بیننده دارد. خیلی‏ها یادداشت می‏نویسند، اظهار نظر می‏کنند و سعی می‏کنند با نویسنده‏های شناخته شده‏ی این روزنامه‏ها صحبتی داشته باشند.

البته این ادعا از آن سو هم می‏شود!

بله، گاهی استقبال کاملا مشهود و چشم‏گیری از برخی غرفه‏های روزنامه‏های آن طرف هم مشاهده می‏شود.

مثلا می‏توان گفت روزنامه‏ی کیهان در جشنواره‏ی امسال با هجوم شرکت کنندگان در جشنواره مواجه بود. اما هجومی که در واقع اعتراض بود، با شعار همراه شد و یادداشت‏هایی که در دفترچه‏ی کیهان می‏نوشتند، همه حاکی از اعتراض به خط مشی این روزنامه و نویسندگان آن بود.

این وجه در نمایشگاه امسال کاملا مشهود بود.

خانم روستایی در مورد جوایزی که به نشریات و روزنامه‏‏نگاران گوناگون تعلق گرفت و به ویژه در ارتباط با هفته‏نامه‏ی «پنجره» که تازه به خیل مطبوعات پیوسته است می‏گوید:

اظهارنظر خیلی دقیقی در این مورد نمی‏توانم داشته باشم، چون دقتی را که باید روی این هفته‏نامه می‏داشتم، نداشته‏ام. اما یک قضاوت کلی می‏توان داشت و آن هم این که وقتی خبرگزاری فارس به عنوان خبرگزاری برتر معرفی می‏شود که به گونه‏ای باعث خنده و استهزای دیگران است، نشان می‏دهد امتیازهای این جشنواره با چه معیاری داده می‏شود. فکر می‏کنم باید از خیر این موضوع گذشت.


تندیس نفرات برتر شانزدهمین جشنواره مطبوعات و خبرگزاری‌ها، عکس از فارس

اما باید نظر دست ‏‏اندرکاران هفته‏نامه‏ی پنجره را نیز شنید. گرچه صحبت من با یکی از مسئولان این نشریه، بیشتر به مبانی سیاسی و اعتقادی آنان برگشته است.

با یکی از مسئولین هفته‏نامه‏ی پنجره گفت و گو می‏کنم که مایل به بردن نام خود نیست:

البته من سردبیر این نشریه نیستم. اما به نمایندگی از نشریه‏ی پنجره صحبت می‏کنم. نشریه‏ی پنجره قرار شده در حوزه‏ی اندیشه و فرهنگ حرف برای گفتن داشته باشد. شاید غالب نشریاتی که در کشور ما هستند، نشریات لایت و نشریات زرد باشند.

مهم‏ترین قسمتی که نشریه‏ی پنجره توانسته به آن بپردازد گفتمان انقلاب اسلامی بوده است. این گفتمان در ساحت‏های مختلف آن جاری است؛ این گفتمان در ادبیات، نظام سیاسی، اندیشه، اقتصاد و… جاری است.

ما سعی کرده‏ایم، به عنوان رسانه‏ای که معتقد به گفتمان انقلاب اسلامی، دارای اندیشه و دارای ساختار و نظام است عمل کنیم.

پنجره در حد و اندازه‏ی خود تا به حال توانسته خوب عمل کند. مخاطب خود را به دست آورده، فروش نسبتا خوبی داریم و در نشریات دیگر هم جا باز کرده است. مخاطب نیز به این سلیقه و اندیشه علاقه‏مند است.

وقتی از مخاطب و از علاقه‏ی مخاطبین‏تان می‏گویید ازیک کیفت مشخص صحبت می‏کنید. آیا کمیت را هم در نظر دارید؟

شاید در نظر خیلی‏ها این‏طور باشد که اگر نشریه‏ی پنجره فقط گرایش‏های چپ داشته باشد، آن هم گرایش‏های اپوزیسیونی و ضد انقلابی، ممکن است فروش بهتری داشته باشد. در صورتی که این‏طور نیست.

مردم کشور ما به کشورشان و به آرما‏ن‏های انقلاب خیلی دلبستگی دارند و اگر این آرمان‏ها تئوریزه و تبیین شود خیلی راحت به سمت آن گرایش دارند.

نمونه‏ی آن هم انتخاباتی است که اتفاق افتاد. شما می‏بینید کاندیدایی که شعارهای انقلاب را داشت بیشترین رأی را آورد. خُب این گرایشی است که در مردم ما وجود دارد.

ما مثلا پرونده‏های اندیشه‏ای خوبی داشتیم. پرونده‏ای کار کردیم راجع به آقای دکتر سروش که به نظرم پرونده‏ی خیلی منصفانه و خیلی قوی‏ای بود.

همان مطلبی که در آن شما نه تنها دکتر سروش، بلکه نظام روشن‏فکری ایران را تحلیل کردید و نوشته‏اید که فضایی اپوزیسیونی است؟

خیر این‏طور نبود؛ ما واقعا معتقدیم روشن‏فکری در جامعه‏ی ما وجود دارد و البته روشن‏فکری دینی، روشن‏فکری‏ای است که هم رهبر به آن اعتقاد دارد، هم این که می‏توند کارکرد داشته باشد. معتقدیم روشنفکری مثل شریعتی کارکردهای خوبی برای جامعه‏ی ما داشت، تفکرات انقلابی خوبی را توانست بروز بدهد، با تمام نقدهایی که به ایشان وارد است.

اما روشنفکری جدید دارای تناقضات اساسی‏ است. بسیاری از روشنفکران چپی که الان در ایران هستند، به لحاظ معرفتی نسبیت‏گرا هستند. یعنی به لحاظ مبانی معرفتی، با هم فاصله دارند. شما روشنفکری مانند آقای سروش را می‏بینید، روشنفکری هم مانند آقای ملکیان را می‏بینید. این‏ها اصلا نمی‏توانند سر یک سفره بشینند.

فکر نمی‏کنید دوران تکثر است و در تکثر نسبیت ناگزیر می‏شود؟

خیر، تکثر زمانی است که حرف‏ها با هم متفاوت است، موقعی هست که حرف‏ها با هم نقیض است. شما یک مؤلفه‏ی ایجابی در جریان روشنفکری در کشور ما اعلام کنید.

وقتی که اکثر روشنفکران ما قائلند که به تعداد انسان‏های روی زمین، راه اتصال معرفت وجود دارد، این که یک جریان ایجابی نیست. آن وقت این‏ها دیگر نسبیت‏گرا شده‏اند. یعنی هرکس، هر حرفی را هرجا زد حرف خوبی است و این حرف به اندازه‏ی خودش می‏تواند مطرح شود.

با این وصف شما چگونه می‏توانید یک عده روشن‏فکر را سر یک سفره بنشانید؟

در آن مقاله معتقد بودید جامعه‏ی روشنفکری ایران اپوزیسیونی است؟

بله، در جامعه‏ی ما فلسفه‏ی روشن‏فکری در دام ایدئولوژی آن افتاده است و به تعبیری روشن‏فکری کاملا سیاست‏زده شده. البته این معنای همه‏ی روشن‏فکران نیست. من دارم بیشتر روشنفکرهای چپ را درنظر می‏گیرم.

عامل این قضیه نمی‏تواند حاکمیت و برخوردهایش باشد که ناگزیر هر مخالفتی را به عرصه‏ی سیاسی می‏کشاند؟ شما از روشن‏فکر می‏گویید، اما می‏شود گفت که حکومت هم ایدئولوژیک است.


تقدیر از خبرگزاری فارس به عنوان غرفه‌ برتر شانزدهمین نمایشگاه‌ بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها، عکس از فارس

به هرحال، شاید در مقاطعی به لحاظ این که ثبات سیاسی در کشور موجود باشد، این اتفاق بیفتد. در کشورهای مختلف هم زیاد می‏بینید. در همین کشور آلمان، اگر کسی یک کتاب راجع به هولوکاست بنویسد، خیلی راحت دستگیر و زندانی می‏شود. خُب چرا شما این سؤال را این‏جا نمی‏پرسید.

ولی این‏جا همین یک مورد است و در ایران شما نیز قبول دارید که این نقاط برخورد خیلی زیاد است و عرصه‏های گوناگون را دربر می‏گیرد.

خیر، در کشور ما آزادی بیان و مطرح کردن نظرات هیچ مشکلی ندارد (این شاید نظر شخصی باشد. البته نظر مجموعه هم هست).

آقای سروش در نشریه‏ی «کیان» می‏نوشت، در کیهان فرهنگی می‏نوشت، کتاب‏هایش منتشر شده و هنوز که هنوز است کتاب‏های سروش در بازار است. خیلی از نامه‏های سرگشاده‏ای که می‏نویسد نشریات چاپ می‏کنند و مراجع پاسخ می‏دهند.

اما یک جاهایی صحبت به توهین و تحقیر و افترا می‏کشد و طبیعی است وقتی حرف از توهین باشد، حرف از تحقیر و حرف از ضد اخلاق باشد، جامعه بیاید جلوی آن را بگیرد.

تظاهرات آرام وجود دارد، آزادی بیان وجود دارد، خیلی راحت در دانشگاه‏ها بحث می‏کنند و راجع به بسیار مسایل مختلف صحبت می‏کنند.

ولی ما شاهد حضور نظامیان هم در دانشگاه بودیم.

بله، این اتفاق بل‏جمله نبوده، فی‏الجمله بوده، استثنا بوده. در کشور قاعده نبوده است. در هر کشوری وقتی آشوبی اتفاق می‏افتد، حضور مأمورین نظامی لازم است تا آن آشوب فرونهاده شود.

مطلقا نه! در دانشگاه که دانشجو خود به خود نمی‏تواند آشوب به‏پا کند.

البته در دانشگاه ما هم این اتفاق نیفتاد. نیروهای نظامی درون دانشگاه نبودند. اگر هم اتفاق بیفتد، به نظر من خیلی در اقلیت است، یعنی بسیار کم است.

مثلا در نمایشگاه که من خودم حضور داشتم، ۱۰ نفر با دست‏بند سبز به نمایشگاه می‏آیند و سایت‏ها همه می‏زنند «حضور هزاران نفر از دانشجویان سبز در نمایشگاه مطبوعات».

ممکن است اغراق کنند، ولی چرا در نمایشگاه به آقای کروبی حمله می‏شود؟

به هرحال اختلاف گفتمان وجود دارد. ولی این‏طور نبوده که حمله شود. به هرحال وقتی آن طرف با تشکیلاتی، با اقلیتی می‏آید و شعارهای تندی می‏دهند، خُب اکثریت مردم نسبت به این قضیه ناراحت می‏شوند.

اقلیت! ولی وظیفه‏ی حکومت در دفاع از اقلیت چیست؟

حکومت قطعا دفاع می‏کند. من برای شما مثال می‏زنم؛ اگر هیچ حکومتی در ایران نباشد، اما ۱۰ نفر شروع کنند به راه افتادن در خیابان‏های تهران و شروع کنند ضد رهبری شعار دادن، چون این جزو مقدسات مردم است و مردم به این عقیده دارند، خود مردم جلوی این را می‏گیرند. یعنی لازم نیست حتی حکومت جلو بیاید.

چرا می‏گویید «یک اقلیت خیلی کم»؟ در حالی که آماری که خود حکومت منتشر می‏کند، ۱۳ میلیون است؟

خُب همه‏ی آن ۱۳ میلیون که قائل به تقلب نیستند. خیلی از آن ۱۳ میلیونی که رأی دادند، آدم‏های انقلابی بودند، آدم‏های قانون‏گرا بودند. به هرحال یک جماعت خیلی کمی هستند!

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

فکر کنم، صحبت‏های این آقای روزنامه‏نگار ، تردیدهای خانم روستایی را برطرف کرده باشد که چرا از این «نشریه» تقدیر شده است. اما از یک چیز متعجبم و آن این که کسی که مدعی است در نمایشگاه ۱۰ نفری دستبند سبز به دست آمدند و شعار دادند و اقلیتی خیلی خیلی خیلی کم در تظاهرات شرکت می‏کنند، آشوب به پا می‏کنند و اکثریت قریب به اتفاق مردم پشتیبان و حامی به خصوص آقای احمدی‏نژاد هستند، به چه دلیل حاضر نشده است نامش برده شود. این دیگر از عجایبات روزگار ماست. با این همه دبدبه و کبکبه، از همان ۱۰ نفر مچبند سبز به دست بسته هم میترسند. وقتی کشوری به این حد امن و گل و بلبل است که ایشان می‏فرمایند، خُب مایه‏ی افتخار است که در نشریه‏ای مانند پنجره کار کنی و مسئولیتت آنقدر بالا باشد که سخنگوی تمام مجموعه باشی. در چنین حالتی قاعدتا باید اسم شریف را با افتخار اعلام کنید. اما به راستی آفتاب آمد دلیل آفتاب!

-- پروین ، Oct 28, 2009 در ساعت 02:10 PM