| خانه > جمعه | |
جمعهانقلاب ایران، تازه آغاز شده استدیولت، ترجمهی ناصر غیاثی: رژیم ایران مردم را در خیابانها به باتوم بست. اما بسیاری از تظاهرکنندگان ترس چندانی ندارند. شب به شب شعارهایشان از پشت بام خانهها در تهران و اصفهان و شهرهای بزرگ دیگر طنینانداز است. شعارشان «الله اکبر» است و «مرگ بر دیکتاتور»، همان فریادهایی که طرفداران خمینی در اواخر دههی هفتاد میلادی با آن رژیم شاه را ساقط کردند. در ایران، مقاومت علیه تقلبات گسترده و آشکار انتخاباتی وارد مرحلهی جدیدی شده است. رژیم با توسل به سرکوب خشن، قتل و بازداشتهای دسته جمعی اعتراضات را خشکانیده است. «اندوه، هنرآفرین است»نویه تسوریشا، ترجمهی ناصر غیاثی: به تازگی ترجمهی آلمانیِ رمان محمود دولت آبادی با عنوان «کلنل» و به ترجمهی دکتر بهمن نیرومند توسط انتشارات سویسیِ اونیون منتشر شد. قریب به یک هفته پیش روزنامهی «نویه تسوریشا» نقد مفصلی به این رمان را به قلم آنگلا شادا انتشار داد و در شمارهی چهارشنبهی گذشته هم با محمود دولت آبادی گفتوگو کرد. دولت آبادی در این گفتوگو میگوید: «آثار ادبی در کشور ما اتفاقی نیستند و وقتی در مورد نوشتنام فکر میکنم، متوجه میشوم که من هیچ چیزی را هدفمند و آگاهانه ننوشتهام. نوشتن سرنوشت من است، یک اجبار.» موسیقیدانان مهاجر ـ برنامه سوم بیژن خادم، ویولوننوازی برجستهمحمود خوشنام: موسیقی پیشرو در ایران مفسران کمال یافتهی خود را پیدا کرده است. یکی از آنان که در این مجال به او میپردازیم بیژن خادم میثاق نام دارد. او سالهاست که در محافل جهانی موسیقی پیشرو به عنوان ویولوننواز برجسته به شهرت رسیده است. او اینک در وین، پایتخت اتریش اقامت دارد. بیژن خادم میثاق تا پیش از انقلاب هر ساله به ایران میآمد و رسیتالهایی در تالار رودکی برگزار میکرد و یا در کنسرت ارکستر سمفونیک تهران یا ارکستر سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران به عنوان تک نواز میهمان شرکت میجست. او در کنسرتهای اروپایی خود نیز آفریدههای آهنگسازان ایرانی را به اجرا در میآورد. ردیابی تولد زبان انساننویه تسوریشا، ترجمهی ناصر غیاثی: به ما انسانها چیزی غیر از توانایی زبان اصالت نمیبخشد. این توانایی را حتا شمپانزه که فامیل نزدیک بیولوژیک ما و آواهایش تصنعی و مادرزادی است، ندارد. گرچه برخی از پرندگان آوازخوان آوازشان را از پدر و مادرشان یادمیگیرند و حتا میتوانند بهصورت فردی به آن شکل خاصی بدهند، اما هیچ نشانهای از اینکه بتوانند با آوزاشان افکار پیچیده یا حتا انتزاعی را منتقل کنند، در دست نیست. در طی طریقمان برای انسان شدن تا کنون آخرین و بینظیرترین نقطهی اوج، شدن زبان بود. اما چطور شروع کردیم به حرف زدن؟ مدتها به نظر میرسید پاسخ به این پرسش غیرممکن است، چرا که زبانها اغلب هزاران سال پیش به وجود آمدند. موسیقیدانان مهاجر ـ برنامه دوم «مصرف زیاده از حد موسیقی سنتی، تضعیفش میکند»محمود خوشنام: هرمز فرهت، آهنگسازی را در دانشگاه کالیفرنیا در لسآنجلس فرا گرفت و سپس در دانشگاه اوکلند به مطالعات خود ادامه داد و بعد به دانشگاه کالیفرنیا بازگشت و در رشتهی موسیقیشناسی نیز به تحصیل پرداخت. فرهت در گفت و گو با زمانه میگوید: «موسیقی سنتی، نوعی موسیقی است که دارای فطرت و خصوصیات مشخصی است و مثل هر چیز دیگری دارای محدودیتهایی است. فکر میکنم به کارگیری زیاد این موسیقی با در نظر گرفتن محدودیتهایی که از نظر کمی و کیفی دارد به آن یک سمتی خواهد داد و تضعیفش میکند.» از چاقوی جراحی تا قلمنویه تسوریشا، ترجمهی ناصر غیاثی: کارآگاه انگلیسی، «شرلوک هولمز»، به آن دسته از شخصیتهای ادبی تعلق دارد که بیش از آفرینندهاش مشهور و معروفاند. کمتر کسی پیدا میشود که اسم شرلوک هولمز به گوشش نخورده باشد. نخسیتن رمان شرلوک هولمز به سال ۱۸۸۷ در سالنامهی انتشار یافت. این اثر مالامال از نظرات کارشناسانه است، بیش از همه در بخش نهایی، آنجا که ممکن است قاتل دستگیرشده توسط شرلوک هولمز و واتسون از عدالت زمینی جان سالم بهدر ببرد. با انتشار داستانهای کوتاه در مورد قهرمان خونسرد عاقل، آن بیتوجهی آغازین خوانندگان پایان گرفت. شکوفایی موفقیتهای ادبی دویل باعث خاتمه دادن به شغل پزشکیاش شد. موسیقیدانان مهاجر ـ برنامه اول موسیقی مهاجرتمحمود خوشنام: آهنگسازان، رهبران، خوانندگان و نوازندگان سرزنده و امیدوار به آینده خود به کار در وطن پرداختند. شوربختانه آنچه پیش آمد دولت مستعجل بود. ۱۰ سالی بیش به طول نیانجامید و با برپا شدن انقلاب همهی رشتهها پنبه شد. چند سالی تالار رودکی و هنرستانهای موسیقی را تعطیل کردند و بعد هم که به ناگزیر آنها را گشودند، دیگر موسیقی پیشرو محلی از اعراب نداشت. مهاجرتها آغاز شد. آنها که مانده بودند اگر توانستند گریختند و آنها که میخواستند به وطن باز گردند تصمیم خود را عوض کردند و هر کجا که بودند ماندند و اینک پس از ۳۰ سال هنوز هم رغبتی به بازگشت ندارند. «آلیس» جشنی برای سوگواریناصر غیاثی: یودیت هرمان در سال ۱۹۷۰ در برلین به دنیا آمد، تحصیل در رشتههای زبان و ادبیات آلمانی و فلسفه را نیمهکاره رها کرد و به شوق روزنامهنگاری به آمریکا رفت. سال ۱۹۹۸، نخستین مجموعه داستانش را با عنوان «خانهی تابستانی، بعدا» منتشر کرد. منتقدین آلمانی، او را یکی از مهمترین نویسندگان معاصر آلمانی خواندند، به او عناوین مختلفی مثل «صدای نسل تازه» و «راوی زندگی در برلین پس از وحدت دو آلمان» دادند. به تازگی، پس از اینکه شش سال تمام کتابی از او منتشر نشده بود، کتاب سوم او «آلیس» به بازار آمده و بلافاصله پس از انتشار جایزهی فردریش هولدرین شهر بادهامبورگ را برای او به ارمغان آورد که تا چندی دیگر به او اعطا خواهد شد. از تصنیف تا ترانه ـ قسمت سی و دوم ترانههایی میان سنتی و پاپمحمود خوشنام: پس از گشت کوتاهی که در عرصهی موسیقی عامیانهی شهری زدیم، دوباره به عرصهی موسیقی پاپ باز میگردیم. و پیش از همه به آنهایی میپردازیم که در مرز میان سنت و پاپ حرکت میکردند. مثل رامش، عارف، سیمین غانم و ستار. این افراد غالباً کار خوانندگی را با موسیقی سنتی آغاز کردند ولی جاذبهی فراگیر موسیقی پاپ به مرور آنها را نیز به سوی خود کشانید. با این همه بیشتر ترانههایی که با صدای آنها پخش شده، تکیهی گستردهای به مایههای موسیقی سنتی دارد. از همین روی بود که این ترانهها میتوانست گوشهای عادت کرده به موسیقی سنتی را نیز خوش بیاید. به تماشای خود نشستن در «وجدان زنو»ناصر غیاثی: ایتالو سووو با رمان «وجدان زنو» یکی از پرارجترین آثار ادبی جهان را آفرید و درکنار غولان زیبای ادبیات قرار گرفت. هکتور آرون شمیتس سال ۱۸۶۱ در شهر تریست ایتالیا در خانوادهای یهودی و متمول به دنیا آمد. کارمند بانک شد، در سال ۱۸۹۶ ازدواج کرد و در سال ۱۹۲۸ وقتی سرگرم نوشتن چهارمین رمانش بود، در تصادف اتومبیل جان سپرد. او رمانهایش را به اسم مستعار ایتالو سووو منتشر میکرد. سووو وقتی نوزده ساله بود، سه نمایشنامهی کمدی نوشت و بعدها ضمن کار در بانک، به نوشتن نمایشنامههای کمیک پرداخت، در روزنامهها نقد نوشت، ترجمه کرد، کتاب خواند و و شبها فرانسه و آلمانی درس داد. از تصنیف تا ترانه ـ قسمت سی و یکم موسیقی عربی، چاشنی موسیقی عامیانهی ایرانمحمود خوشنام: شاخهای از موسیقی عامیانهی شهری که پیش از این از آن سخن گفتیم، آشکارا با عناصری از موسیقی سرزمینهای مجاور به ویژه عربی درمیآمیخت. این شاخه بیشتر از منطقهی ساحلی خلیج فارس خود را به پایتخت میرسانید و شکلهای مختلف پیدا میکرد. شاید یکی از نخستین مبشران این موسیقی آمیخته، قاسم جبلی باشد که از جوانی با زبان عربی آشنا بوده و در سفری به مصر با خوانندهی معروف، ام کلثوم نیز دیدار داشته است. او ابتدا با برادران معارفی کار میکرده است و سپس با همکاری با کسانی پرداخته که متخصص ساخت موسیقی دورگه بودند. خواب دیدن در بیداریناصر غیاثی: زندهیاد بیژن کارگرمقدم در سال ۱۳۲۷ در چالوس به دنیا آمد و در سال ۱۳۸۷ در سانتامونیکای آمریکا درگذشت. او همزمان با انقلاب برای ادامهی تحصیل ابتدا به انگلستان و سپس به آمریکا کوچیده بود. در سال ۱۹۸۹ مجموعه داستان کوتاه «راهبندان» را در انگلستان منتشر کرد. تاکنون تعداد قلیلی از داستانهای او اینجا و آنجا در نشریات و مجلههای مختلف خارج از کشور به چاپ رسیده است. بیژن کارگرمقدم در لسآنجلس از اعضای گروه ادبی «دفترهای شنبه» بود و سال گذشته مجموعه داستان «خواب مگس» به همت یاران بیژن کارگرمقدم در گروه دفترهای شنبه، در آمریکا منتشر شد. از تصنیف تا ترانه ـ قسمت سیام این سوسن است که میخواندمحمود خوشنام: در ادامهی نگاه به ترانههای کوچه بازاری عامیانهی شهری در ایران به خوانندهای میرسیم که میتوان از او به عنوان محبوبترین خوانندهی کوچه و بازاری یاد کرد. سخن از سوسن در میان است. که ترانههایش حضور نوعی تحول تازه در موسیقی عامیانه را نشانه میزد. نوعی رجعت به ذات ساده موسیقی، رها شده از پیرایههای مبتذل غیر اخلاقی و بیشتر بیان کنندهی زندگی عاطفی و دشواریهای اجتماعی طبقات فرودست جامعه. این رجعت سبب شد که موسیقی کوچه و بازاری علاوه بر مردم عادی توجهی روشنفکران و نخبگان جامعه را نیز به سوی خود جلب کند. چگونه در لیست کتابهای پرفروش جهان قراربگیریمروزنامهی دی ولت، ترجمهی ناصر غیاثی: هیچ آلمانی در صدر بیست کتاب در ردهی جهانی نیست، حتی شارلوته روخه و «مناطق مرطوب»اش. به جایش پناهندهی افغانی خالد حسینی قرار گرفته که دوران کودکیاش را روایت میکند. راز موفقیت در سطح جهانی چیست؟ به چگونه کتابی پرفروش میشود؟ ویژگیهای چنین کتابی چه میتواند باشد؟ پیش شرطهای قرار گرفتن در لیست کتابهای پرفروش چه میتواند باشد؟ روزنامهی «دی ولت» در مقالهای از ویلاند فرویند به بررسی چند و چون کتابهای پرفروشها میپردازد. از تصنیف تا ترانه ـ قسمت بیست و نهم خوانندگان کلاه مخملیهامحمود خوشنام: نیاز به خواست جامعه، دگرگونیهایی در شیوهی ساخت و پرداخت این حوزه نیز پدید آورد. گرایش غالب در این تحول بهرهگیری از عناصر موسیقی عامیانه شهری، معروف به موسیقی کوچه و بازار بود. و اما خود موسیقی کوچه و بازار نیز از نیمهی دوم دههی سی امکاناتی برای رشد و فراگیری بیشتر پیدا کرد. با آنکه مبشران این موسیقی در آغاز دسترسی به تولید و پخش نداشتند و حوزهی فعالیتشان بیشتر کافه رستورانها و بارهای شبانه بود ولی به زودی توانستند از همین طریق مخاطبان بیشتری برای خود پیدا کنند. همراه با خرگوشناصر غیاثی: «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» اثر شگرف لوییس کارول بیتردید مهمترین، تأثیرگذارترین و پرارجترین کتاب داستان کودکانی است که پس از گذشت بیش از ۱۵۰ سال از انتشارش همچنان نه تنها کودکان را شیفتهی خود میکند، بلکه خواندنش بزرگسالان را نیز به وجد و شگفتی میآورد. اهل فن این کتاب را که با توسل به بازی با کلمات، منطق و خیال نوشته شده، در زمرهی ادبیات ژاژنویسی میدانند. میگویند جمیز جویس و سورئالیستهایی چون آندره برتون تحت تأثیر این کتاب بودهاند. از تصنیف تا ترانه ـ قسمت بیست و هشتم در جستوجوی آن ترانهی نومحمود خوشنام: پیدایش گرایشهای دوگانه به سوی موسیقی پاپ از یک سو و موسیقی عامیانهی شهری از سوی دیگر، کاربرد موسیقی مطلق سنتی را تضعیف کرد. حتا خوانندگانی چون حمیرا و یا اکبر گلپایگانی نیز که در آغاز سنتی مطلق به شمار میآمدند با احتیاط پای را یکی دو گامی از قلعهی سنت بیرون گذاشتند تا مخاطبان خسته از یک نواختی را برای خود نگه دارند. محمدرضا شجریان و شهرام ناظری سنتیخوانهای معروف نیز به ناگزیر به جستوجوی راههایی برای ایجاد تنوع در برنامههای خود برآمدند. نگاهی به مجموعه داستان «مردی که گورش گم شد» از حافظ خیاوی بازی با اصطلاح «گم کردن گور»ناصر غیاثی: مجموعه داستانِ «مردی که گورش گم شد» از حافظ خیاوی در زمستان ۱۳۸۶ منتشر شد و در تابستان ۱۳۸۷ به چاپ چهارم رسید. این کتاب برندهی تندیس یهترین مجموعه داستان سال ۱۳۸۶ از دومین دورهی جایزهی ادبی روزی روزگاری بود. کتاب از مجموعهای از هفت داستان ظاهرا به هم پیوسته تشکیل شده است. تمام داستانها از زبان اول شخص مفرد روایت میشود، تو گویی مردی نشسته باشد و خاطرات دوران کودکیاش را برای یکی تعریف کرده باشد. از تصنیف تا ترانه ـ قسمت بیست و هفتم هایده و مهستی، صدای رسای دو خواهرمحمود خوشنام: از بعضی از ترانهخوانهای سنتی میگفتیم که میان اصالت و اختلاط در رفت و برگشت بودند و با ترانههای خود پیوندی میان موسیقی سنتی و موسیقی کوچه و بازار میزدند. در نخستین سالهای دههی ۵۰ دو خواهر خواننده به نامهای «مهستی» و «هایده» یکی پس از دیگری به جمع اینگونه خوانندگان پیوستند. اگر چه کار را با آهنگسازان برجستهی سنتی آغاز کرده بودند و حتا در برنامهی گلها میخواندند، به زودی زیر تاثیر خواست انبوه مردم به شیوههای عامیانهی کابارهای روی آوردند. «فوکو همچنان حقیقت را خواهد گفت»فرانکفورتا آلگمینه، ترجمهی ناصر غیاثی: فوکو سه روز پیش از مرگ، در یک مراسم خاکسپاری شرکت کرد. گویا بعد از مراسم گفته بود: «اگر اینطور برگزار شود، خوب است». دانیل دفرت از «آخرین تمرین» حرف میزند. همان موقع فرانسواز اوالد وصیتنامه را به عنوان تفسیر واقعیت فهمید. فوکو از شکست اعتقادات ایدئولوژیک و امیدهای انقلابی درس گرفت. دستورات اخلاقی آنها با حمایت روشنفکران از سیاستمدار کامبوجی، پل پوت و ستایش فوکو از انقلاب خمینی به نقطهی اوج و عطف خود رسید. اوالد «فوکویی مسالمتجو» را در آخرین درسگفتارهایش شناسایی میکند. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
|
![]() |





