پرسه در متن


نگاهی به «شهر بازی» اثر حمید یاوری
گفتن داستان ناگفته، عدم امکان روایت

ناصر غیاثی: برخی از نویسندگان دوست دارند با خواننده بازی کنند و اگر نگوییم همه، دست‌کم بسیاری از خوانندگان نیز دوست دارند بازی داده شوند. نویسنده چیزی را از خواننده قایم می‌کند و با کوبیدن ته مداد بر سطحی صاف، خواننده را به سمت کشف آن چیز یا چیزها می‌برد. در این ره‌گذر خواننده، گشتی در جهان داستان زده و سرانجام در انتهای بازی آن چیز را پیدا کرده است. یک بازی دل‌نشینی بین نویسنده و خواننده.



در آستانه‌ی جنون

ناصر غیاثی: شهروز رشید شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی ساکن برلین است. در کارنامه‌ی ادبی او علاوه بر مقالات و ترجمه‌های فراوان در تارنماهای مختلف، شش مجموعه شعر، ترجمه‌ی یک از رمان به نام اخگر از شاندور مارای، انتشارات مروارید، یافت می‌شود. کتاب «مرثیه‌ای برای شکسپیر» آخرین اثر اوست. این یادداشت، در کنار بازخوانیِ این کتاب تلاشی است برای معرفی آن.



از هراس‌ها و پرسش‌ها در وبلاگی کاغذی

ناصر غیاثی: بهروز شیدا به عنوان پژوهش‌گر و منتقد ادبی ساکن سوئد برای اهل اندیشه نامی به غایت آشناست. نشر باران در سوئد، به تازگی کتابی از او منتشر کرده است به نام «هفت دات کام/ یک وبلاگ فرضی». در یادداشتی بیش‌تر از منظر فرم به این کتاب پرداخته‌ام.



کافکا در مونیخ

ناصر غیاثی: گاهی در گوشه و کنار تاریخ ادبیات وقایعی پیدا می‌شود که تعیین صحت و سقم آن اگر ناممکن نباشد، دست‌کم نامحتمل است. سرک کشیدن به این وقایع محض تفنن خالی از لطف نیست. این بار به سراغ یکی از داستان‌خوانی‌های کافکا می‌رویم و آن چه از این شب روایت می‌کنند.



فکر می‌کردم نورنبرگ نیویورک نیست

ترجمه‌ی ناصر غیاثی: «نزدیکی مهدی کلهر به احمدی‌نژاد روز به روز به گسست درونی نرگس از پدرش دامن می‌زند. نرگس می‌گوید، پدرش اوایل این را حس نمی‌کرد. مرتب از نرگس می‌پرسید، دوست ندارد در همایش‌ها فیلم‌برداری کند.» خبرنگار روزنامه‌ی فرانکفورته آلگماینه گفت‌وگویی با نرگس کلهر انجام داده است که ترجمه‌ی آن را می‌خوانید.



نمی‌توانی بگویی؟ بنویس!

ترجمه‌ی ناصر غیاثی: «دست‌مال داری؟ این سئوالی بود که مادر هر روز صبح پیش از آن که پا به خیابان بگذارم، از من می‌پرسید و چون نداشتم، برمی‌گشتم به اتاق و یکی برمی‌داشتم. هیچ روزی دست‌مال نداشتم، دست‌مال دلیلی بر مراقبت مادر از من بود.» جایزه‌ی ادبیات امسال نوبل به هرتا مولر، نویسنده‌ی آلمانی – رومانیایی اعطا شد. ترجمه‌ی قسمت‌هایی از سخن‌رانی هرتا مولر هنگام دریافت جایزه‌ی نوبل را بخوانید.



نگاهی به ادوارد سعید و کتاب «شرق‌ شناسی» او
ادوارد سعید، محبوب دانش‌مندان چپ

روزنامه‌ی دی ولت؛ ترجمه‌ی ناصر غیاثی: وقتی کتاب «شرق‌شناسی»، ادوارد سعید منتشر شد، دانش‌جویان و بسیاری از دانش‌مندان مفتون جهان سوم بودند و از به اصطلاح امپریالیسم غرب شاکی. گرچه این شیفتگی ربط چندانی به واقعیت کشورهای در حال توسعه نداشت اما آن‌ها بیش‌تر گوش به ادعاهای محبوب‌شان سپرده بودند تا اوضاع حقیقی جهان سوم. اما حالا که از آن دوران گذشته، چگونه می‌توان توفیق پایدار این اثر را توضیح داد؟



کافکا در دام کافکائسک

ناصر غیاثی: از بیش از نیم قرن پیش، مقداری از دست‌نوشته‌های فرانتس کافکا، این مهم‌ترین نویسنده‌ی یهودی آلمانی‌زبان، در یکی از گاوصندوق‌های یکی از بانک‌های زوریخ قرار داد. این دست‌نوشته‌ها شامل مهم‌ترین کتا‌ب‌های او، اوراق شخصی و طرح‌هایش است. آلمانی‌ها می‌خواهند آن را بخرند و به آرشیو ادبیات آلمان واقع در شهر مارباخ ببرند، اما اسرائیلی‌ها مانع شده‌اند. این گزارش نگاه کوتاهی دارد به چند و چون ماجرا.



مرگ زبان‌ها

ونداد زمانی: مرگ زبان‌ها اجتناب ناپذیر است برای مثال می توان به تأثیرات مهاجرت که به شکل بسیار گسترده‌ای در جهان معاصر در حال تکوین شدن است،اشاره کرد. مهاجرت مردمی که از زبان‌های بومی استفاده می‌کردند به شهرهای بزرگ که معمولاً در آن زبان‌هی مشترک‌تر بین‌المللی نظیر انگلیسی کاربرد دارد، آن‌ها را مجبور می‌کند که برای ارتباط با جامعه جدید، زبان مسلط در شهر را به کار بگیرند.



میلان کوندرا، بار دیگر در معرض اتهام

ناصر غیاثی: سال گذشته، درست در چنین روزهایی نام میلان کوندرا بار دیگر بر سر زبان‌ها افتاد و روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها از او نام بردند؛ این بار نه به عنوان نویسنده و روشن‌فکر بل‌که به عنوان متهم به جاسوسی برای رژیم کمونیستی چکسلواکی سابق. هفته‌ی گذشته بار دیگر این اتهام مطرح شد، این بار با سندی که تأییدی بر سند پیشین است.



«تبعید، چه واژه‌ی عجیبی»

ناصر غیاثی: بیست و سومین شماره‌ی فصل‌نامه‌ی باران، در گستره‌ی فرهنگ، ادبیات، تاریخ و سیاست منتشر شد. فصل‌نامه‌ی باران زیر نظر مسعود مافان، مدیر نشر باران، هر شماره خود را به یک موضوع اختصاص داده و سردبیری آن شماره را هم به یک نفر واگذار می‌کند. موضوع اصلی این شماره به سینمای تبعید اختصاص دارد و سردبیری آن نیز به عهده‌ی محمد عقیلی است.



داستان‌های زنانه «شاباجی خانم»

ناصر غیاثی: در نگاهی بسیار کلی می‌توان گفت، درون‌مایه‌ی اصلی داستان‌های «شاباجی خانم» بیماری، قتل، عشق و تنهایی است و نویسنده بازتاب این چهار مضمون را در روابط بین دو جنس پیش روی خواننده‌ی کتابش می‌گذارد. کتاب، عنوان یکی از داستان‌ها را بر پیشانی خود دارد. با دقت در عناوین داستان‌ها معلوم می‌شود، ابدالی آن‌ گونه که باید در انتخاب عنوان ـ چه برای کتاب و چه برای داستان‌ها ـ دقت لازم را ندارد و برای آن اهمیت ویژه‌ای قایل نیست. گرچه ابدالی جنسیت شخصیت‌ محوری داستان‌های «شاباجی خانم» را به نسبتی کم و بیش مساوی انتخاب می‌کند، با این وجود اما نمی‌توان منکر برجسته شدن حضور زن در کتاب بود.



معصومیت و گورهای دسته جمعی

ورنا لوکن، ترجمه‌ی ناصر غیاثی: حاشیه‌ی شارلوتنبورگ [محله‌ای در برلین] بسیار ساکت است. امیرحسن چهل‌تن، نویسنده‌ی ایرانی از چند هفته پیش در این‌جا در خانه‌ای میان درختان بلند زندگی‌ می‌کند. روزهای همسرش شهلا، پسرش اشکان و او به این ترتیب می‌گذرد که با بلندپروازی آلمانی یاد بگیرند، ببینید اوضاع برلین چگونه است، برای تفریح کجاها می‌شود رفت و تفریح در واقع چیست. حالا چون احمدی‌نژاد به‌طور قطعی به عنوان رییس جمهور ِ دوباره انتخاب شده اعتبار یافته و محاکمات مخالفنش در جریان است، هرکس به سراغ‌ چهل‌تن و خانواده‌اش می‌رود، می‌خواهد از سیاست حرف بزند.



«لالایی با شیپور» گزین‌گویه یا گزینش؟

ناصر غیاثی: از آن‌جایی که کتاب شامل دست‌چین‌های دیانوش و بر اساس سلیقه‌ی او از گفته‌های شاملو است، خواننده، پس از به پایان بردن مطالعه‌ی کتاب، می‌داند تصویری که از شاملو در ذهن او نشسته، حاصل انتخاب‌های گردآورنده است و نه تمام احمد شاملو. بی تردید می‌توان کتاب دیگری با همین عنوان اما با محتوایی دیگر و پس چهره‌ای دیگر از شاملو فراهم آورد. چهره‌ی شاملوی «لالایی با شیپور» اما چهره‌ای است بیش‌تر عدالت‌خواه و معترض. و اگر کمی حساس باشیم حتا، به مثل وقتی از منابع کره زمین برای تغذیه مردم جهان می‌گوید، چهره‌ی آدمی است که گاه نامستدل حرف می‌زند.



از چاقوی جراحی تا قلم

نویه تسوریشا، ترجمه‌ی ناصر غیاثی: کارآگاه انگلیسی، «شرلوک هولمز»، به آن دسته از شخصیت‌های ادبی تعلق دارد که بیش از آفریننده‌اش مشهور و معروف‌اند. کم‌تر کسی پیدا می‌شود که اسم شرلوک هولمز به گوشش نخورده باشد. نخسیتن رمان شرلوک هولمز به سال ۱۸۸۷ در سال‌نامه‌ی انتشار یافت. این اثر مالامال از نظرات کارشناسانه است، بیش از همه در بخش نهایی، آن‌جا که ممکن است قاتل دستگیرشده توسط شرلوک هولمز و واتسون از عدالت زمینی جان سالم به‌در ببرد. با انتشار داستان‌های کوتاه در مورد قهرمان خون‌سرد عاقل، آن بی‌توجهی آغازین خوانندگان پایان گرفت. شکوفایی موفقیت‌های ادبی دویل باعث خاتمه دادن به شغل پزشکی‌اش شد.



«آلیس» جشنی برای سوگواری

ناصر غیاثی: یودیت هرمان در سال ۱۹۷۰ در برلین به دنیا آمد، تحصیل در رشته‌های زبان و ادبیات آلمانی و فلسفه را نیمه‌کاره رها کرد و به شوق روزنامه‌نگاری به آمریکا رفت. سال ۱۹۹۸، نخستین مجموعه داستانش را با عنوان «خانه‌ی تابستانی، بعدا» منتشر کرد. منتقدین آلمانی، او را یکی از مهم‌ترین نویسندگان معاصر آلمانی خواندند، به او عناوین مختلفی مثل «صدای نسل تازه» و «راوی زندگی در برلین پس از وحدت دو آلمان» دادند. به تازگی، پس از این‌که شش سال تمام کتابی از او منتشر نشده بود، کتاب سوم او «آلیس» به بازار آمده و بلافاصله پس از انتشار جایزه‌ی فردریش هولدرین شهر بادهامبورگ را برای او به ارمغان آورد که تا چندی دیگر به او اعطا خواهد شد.



به تماشای خود نشستن در «وجدان زنو»

ناصر غیاثی: ایتالو سووو با رمان «وجدان زنو» یکی از پرارج‌ترین آثار ادبی جهان را آفرید و درکنار غولان زیبای ادبیات قرار گرفت. هکتور آرون شمیتس سال ۱۸۶۱ در شهر تریست ایتالیا در خانواده‌ای یهودی و متمول به دنیا آمد. کارمند بانک شد، در سال ۱۸۹۶ ازدواج کرد و در سال ۱۹۲۸ وقتی سرگرم نوشتن چهارمین رمانش بود، در تصادف اتومبیل جان ‌سپرد. او رمان‌هایش را به اسم مستعار ایتالو سووو منتشر می‌کرد. سووو وقتی نوزده ساله بود، سه نمایش‌نامه‌ی کمدی نوشت و بعدها ضمن کار در بانک، به نوشتن نمایشنامه‌های کمیک پرداخت، در روزنامه‌‌ها نقد نوشت، ترجمه کرد، کتاب خواند و و شب‌ها فرانسه و آلمانی درس داد.



خواب دیدن در بیداری

ناصر غیاثی: زنده‌یاد بیژن کارگرمقدم در سال ۱۳۲۷ در چالوس به دنیا آمد و در سال ۱۳۸۷ در سانتامونیکای آمریکا درگذشت. او هم‌زمان با انقلاب برای ادامه‌ی تحصیل ابتدا به انگلستان و سپس به آمریکا کوچیده بود. در سال ۱۹۸۹ مجموعه داستان کوتاه «راه‌بندان» را در انگلستان منتشر کرد. تاکنون تعداد قلیلی از داستان‌های او این‌جا و آن‌جا در نشریات و مجله‌های مختلف خارج از کشور به چاپ رسیده است. بیژن کارگرمقدم در لس‌آنجلس از اعضای گروه ادبی «دفترهای شنبه» بود و سال گذشته مجموعه داستان «خواب مگس» به همت یاران بیژن کارگرمقدم در گروه دفترهای شنبه، در آمریکا ‌منتشر شد.



چگونه در لیست کتاب‌های پرفروش جهان قراربگیریم

روزنامه‌ی دی ولت، ترجمه‌ی ناصر غیاثی: هیچ آلمانی در صدر بیست کتاب در رده‌ی جهانی نیست، حتی شارلوته روخه و «مناطق مرطوب»‌اش. به جایش پناهنده‌ی افغانی خالد حسینی قرار گرفته که دوران کودکی‌اش را روایت می‌کند. راز موفقیت در سطح جهانی چیست؟ به چگونه کتابی پرفروش می‌شود؟ ویژگی‌های چنین کتابی چه می‌تواند باشد؟ پیش شرط‌های قرار گرفتن در لیست کتاب‌های پرفروش چه می‌تواند باشد؟ روزنامه‌ی «دی ولت» در مقاله‌ای از ویلاند فرویند به بررسی چند و چون کتاب‌های پرفروش‌ها می‌پردازد.



همراه با خرگوش

ناصر غیاثی: «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» اثر شگرف لوییس کارول بی‌تردید مهم‌ترین، تأثیرگذارترین و پرارج‌ترین کتاب داستان کودکانی است که پس از گذشت بیش از ۱۵۰ سال از انتشارش هم‌چنان نه تنها کودکان را شیفته‌ی خود می‌کند، بلکه خواندنش بزرگ‌سالان را نیز به وجد و شگفتی می‌آورد. اهل فن این کتاب را که با توسل به بازی با کلمات، منطق و خیال نوشته شده، در زمره‌ی ادبیات ژاژنویسی می‌دانند. می‌گویند جمیز جویس و سورئالیست‌هایی چون آندره برتون تحت تأثیر این کتاب بوده‌اند.